اسطوره‌های ماندگار: Hideki Kamiya

اسطوره‌های ماندگار: Hideki Kamiya

مقالات و آموزش
صنعت بازی سازی ژاپن به جرئت یکی از بهترین و باثبات ترین کمپانی‌های بازی‌سازی تاریخ و جهان رو در اختیار داره.هرچی بخوایم شاهکارهای شرقی ساخته شده توسط ژاپن رو لیست کنیم، این لیست تموم شدنی نیست.هرچی بخوایم بازی‌سازان بزرگ و بیاد موندنی این کشور رو لیست کنیم بازم این لیست تموم شدنی نیست.از سری‌های Yakuza ،Resident Evil ،DMC ،Dark Souls و... بگیرید؛ تا سازندگانی چون هیدئو کوجیما، هیدتاکا میازاکی، شینجی میکامی و صد البته اسطوره ای بنام هیدکی کامیا.هیدکی کامیا شاید مثل کوجیما خودنمایی الکی نداشته باشه، شاید مثل میازاکی رو زبون ها نباشه؛ اما اگه به کارنامه این بازی‌ساز فراموش نشدنی نگاهی بندازیم؛ متوجه می‌شیم هر بازی که این سازنده به کمک بازی‌سازان مطرح می‌ساخته و عرضه می‌کرده درواقع تحولی بزرگ در صنعت گیم به شمار می‌رفته.با قسمت جدید سری مقاله های اسطوره های ماندگار همراه ما باشید تا نگاهی به زندگی و کارنامه هیدکی کامیا بندازیم...



هیدکی کامیا در تاریخ 19 دسامبر 1970 در ایالت ناگانو ژاپن به دنیا اومد.او دوران مدرسه و فارغ التحصیلی خودش رو بدون انجام کار اضافه‌ای در جامعه و بازار به اتمام رسوند؛ اما عشق و علاقه او نسبت به بازی‌های ویدئویی از همون کودکی مشهود بود.هیدکی کامیا درواقع این علاقه به بازی‌های ویدئویی خودش رو مدیون همسایه بقلی خونشون بود که اونو برای بازی دعوت می‌کرد.اولین کنسول هیدکی کامیا به گفته خودش Nintendo's Famicom و اولین بازی که منحصرا خود برای خودش تهیه کرد Nuts & Milks بود.بعد از خوندن و دنبال کردن مجله های انحصاری سازنده‌های گیم، کامیا فهمید که دلش میخواد یک بازی‌ساز بشه.برای همین هم در دانشگاه رشته بازی‌سازی رو ادامه داد.به گفته خودش بازی‌های The Legend of Zelda از مورد علاقه ترین بازی‌های دوران جوانی او به حساب می‌آمدند.قبل از فارغ التحصیلی کامل از دانشگاه، استعدادش کشف شد و از استودیوهای بازی سازی زیادی نظیر Sega و Namco پیشنهاد همکاری دریافت کرد.اما در نهایت در سن 24 سالگی بهترین تصمیم رو انتخاب کرده و وارد استودیو بازی‌سازی مشهور Capcom شد.اولین اثری که کامیا روی ساختش تاثیر داشت، بازی Arthur to Astaroth no Nazomakaimura: Incredible Toons به عنوان طراح ارشد بود.این بازی تونست از بازخورد خوبی بین منتقدان برخوردار بشه و علاوه بر اون، فروش خوبی هم به دست آورد تا اعتماد Capcom به هیدکی کامیا جلب بشه.در همون سال 1996 که در حال کار بر روی این بازی بود، به همراه دوست صمیمی خودش یعنی شینجی میکامی جوان تصمیم به ساخت و خلق یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین بازی‌های ویدئویی تاریخ گرفت.درست حدس زدید، این بازی Resident Evil بود.بازی که اومد تا در کنار Silent Hill تحولی عظیم در ژانر وحشت ایجاد کنه.کامیا در این بازی به عنوان طراح سیستم تونست موفق عمل کنه و اولین نسخه منتشر شده در این سری محبوب رو سربلند بیرون بیاره.اما استارت تاریخ سازی هیدکی کامیا در صنعت گیم از سال 1998 استارت خورد؛ جایی که Capcom تصمیم به ساخت و انتشار نسخه دیگه‌ای فرانچایز تازه متولد شده Resident Evil گرفت.این بازی Resident Evil 2 بود، اما تفاوتی بزرگ با پروژه قبلی داشت.اینبار Capcom با جاه طلبی هرچه تمام تر، هیدکی کامیا رو به عنوان کارگردان بازی انتخاب کرد.کامیا هم به دلیل اینکه کار خودش رو بدون شینجی میکامی ناقص می‌دید، زوجی فراموش نشدنی خلق کرد او شینجی میکامی رو به عنوان تهیه کننده خودش انتخاب کرد و دونفری به همراه تیم بزرگشون از دومین نسخه اصلی سری Resident Evil 2، یک شاهکار بیاد موندنی استخراج کردن.فروش و امتیازات بازی Resident Evil 2 فوق‌العاده و غیر قابل پیش بینی بود.این موفقیت ها نام هیدکی کامیا و شینجی میکامی رو به سر زبون ها انداخت.پس از پروژه بزرگ و سرسام آور Resident Evil 2، شینجی میکامی روی بازی‌های زیادی مثل Dino Crisis ،Resident Evil 3 و Onimusha کار کرد؛ در حالی که کامیا فعلا تصمیم به ساخت بازی نداشت.گویا فکر و ذهنش رو پروژه فوق بزرگی اشغال کرده بود.در سال 2001، باری دیگه این زوج دیدنی و فراموش نشدنی پا به میدون گذاشتن.اول قرار بود که بازهم نسخه جدیدی از Resident Evil رو باهم بسازن، اما یک سری نقص فنی و اتفاقات غیر منتظره دید و ایده جدیدی در ذهن این دو بازی ساز، خصوصا هیدکی کامیا به وجود آورد.هیچکس فکرش رو نمی‌کرد بازی که کامیا در حال ساختش بود روزی به عنوان پدر سبک هک اند اسلش شناخته بشه.بازهم درست حدس زدید، این بازی چیزی نبود جز Devil May Cry.اولین نسخه سری DMC هم توسط این دو بازی‌ساز که در راسش کامیا قرار داشت ساخته شد.هیدکی کامیا در سمت کارگردان و ناظر داستان بازی حضور داشت و طبیعتا دوباره میکامی رو به عنوان تهیه کننده برگزید.این بازی فوق‌العاده بود.جدا از اینکه نظر خیل عظیمی از منتقدان گیم رو به خودش جلب کرد، تونست به طرز غیر منتظره‌ای گروه گروه هوادار و طرفدار برای خودش جمع کنه و حالا دیگه میکامی و کامیا نه تنها در ژاپن، بلکه در کل جهان معروف شده بودن.



یک سال بعد، این دو تصمیم گرفتن از بازی‌سازی محروم نمونن اما سمت آسون تری رو برای ساخت پروژه انتخاب کردن.اینبار قرعه، دوباره به سری Resident Evil افتاد و Capcom دست به ساخت پیش زمینه‌ای برای سری، تحت نام Resident Evil 0 گرفت.در این بازی کامیا به عنوان طراح اصلی و میکامی در نقش مجری راهنما حاضر شدن.بعد ساخت بازی‌های شرقی بی‌نظیری چون Resident Evil و Devil May Cry، شاید انتشار نسخه جدیدی از این دو سری بدون حضور این دو زوج دور از انتظار بود؛ ولی کامیا و میکامی در ساخت بازی Devil May Cry 2 کوچک ترین حضور موثری نداشتن و این بازی بدون این دو بازی‌ساز مطرح ساخته شد.همین انتخاب باعث شد علاوه بر اینکه بازی از لحاظ کیفی واقعا تاسف بار عمل کنه، بلکه نبودن اسامی مثل کامیا و میکامی پشت ساخت این بازی، باعث شد در زمینه فروش هم ناامید کننده ظاهر بشه.بعد از افت شدید سهام شرکت Capcom، این شرکت دست به ساخت استودیو زیر مجموعه ای برای خودش کرد که بلکه بتونه خودش رو از این نزول سهام نجات بده.این شرکت Clover Studio نام داشت و کامیا هم در راس پروژه‌های این شرکت قرار گرفت.اینبار کامیا دست به ساخت IP جدید و متفاوتی زد.بازی که در سبک Beat em up، که پیش تر در بازی‌هایی نظیر Yakuza دیده بودیم روایت می‌شد.این بازی ‌Viewtiful Joe نام داشت.بازی از نظر کیفی موفق عمل کرد و نمرات خوبی از منتقدان گرفت؛ با این حال از دید مالی، نتونست انتظارات Capcom رو برآورده کنه و کمکی به روند نزولی سهام این شرکت نکرد.این نکته هم توجه کنید که برای یک ناشر، بیش تر از نمرات منتقدین و بازخوردها، میزان فروش بازی مهمه؛ امری که از دید استودیو های Developer کاملا برعکسه.این عنوان آخرین همکاری بین زوج میکامی و کامیا بود و این تیم دوست داشتنی برای همیشه راهشون رو از هم جدا کردن.البته کامیا در سال‌های 2004 و 2005 کارش رو با سری VJ ادامه داد؛ هرچند که کماکان کمکی به وضعیت وخیم Capcom نمی‌کرد.در سال 2004 به عنوان یکی از صداگذاران بازی Phoenix Wright: Ace Attorney − Trials and Tribulations ایفای نقش کرد.او همچنین به عنوان یکی اعضای تیم داستان نویس در دو بازی Viewtiful Joe 2 و Viewtiful Joe: Double Trouble حضور داشت.



یک سال بعد حالا نوبت به کارگردانی دوباره بود.استودیو Clover تصمیم به اقدامی جاه طلبانه گرفت و یکی از زیباترین و چشم اندازترین عناوین تاریخ رو عرضه کرد.این تابلو نقاشی زنده و متحرک، Okami نام داشت.بازی Okami از دید من و خیلی از منتقدین و مخاطبین، یکی از بهترین آثار پلتفرمر تاریخ به شمار میره.این بازی یک شاهکار تمام عیار، تاثیر جاویدان و احساس فراموش نشدنی برای تمامی گیمرهای جامعست.این بازی بیاد موندنی متاسفانه علی رقم جاودانه شدنش، به شکل عجیبی بازهم یک شکست تجاری برای ناشر این اثر یعنی Capcom بود.شکست‌های مالی و تجاری پیاپی برای این استودیو ژاپنی دلیلی بر این شد که شرکت Capcom یک بار برای همیشه پرونده Clover Studio و شاهکارهایی که میتونست توسط این شرکت خلق بشه رو ببنده و دستور تعطیلی این استودیو رو صادر کنه.با از بین رفتن زوج کامیا و میکامی، بعلاوه اینکه استودیو Clover هم تعطیل شده بود؛ کامیا استودیو بازی‌سازی جدید خودش تحت نام Plantium Games رو تاسیس کرد.تیم سازنده این استودیو همون تیم سازنده Clover Studios بود.با ورود به نسل هفتم، دست کامیا برای ساخت عناوینی بیاد ماندنی تر باز شده بود.استعداد کامیا باعث شد شرکت دوست داشتنی Sega به سرعت تصمیم به خرید سهام این شرکت بزنه.بنابراین ناشر جدید بازی‌های کامیا، استودیو Sega بود.دور شدن از سری DMC باعث شد عتش ساخت یک بازی هک اند اسلش باری دیگه در وجود کامیا شعله ور بشه.نتیجه این عتش، ساخت شاهکاری به نام Bayonetta بود.بازی Bayonetta در سال 2009 عرضه شد و تونست متا 87 روی PS3 و 90 رو روی PC کسب کنه و به معنی واقعی کلمه ذوق هنری کامیا رو دوباره به جامعه گیم ثابت کنه.این بازی از دید جامعه گیمینگ، دیوانه وار ترین بازی HnS تاریخ لقب گرفت و حتی نامزد بردن جوایز زیادی در مراسم بازی سال 2009 شد.کامیا در سال 2011 در نقش کارگردان بازی The Wonderful 101، این بازی رو برای کنسول Wii U منتشر کرد که تونست با کسب متا 78 بازی موفقی لقب بگیره.اما پروژه بزرگ بعدی کامیا Bayonetta، انحصاری جدید نیتندو بود که در آن به عنوان یکی از اعضای تیم داستان نویس و طراح ارشد ایفای نقش کرد.این بازی تونست عملکردی به مراتب بهتر و فوق‌العاده تر نسبت به نسخه اول به جا بذاره و با کسب متا 91 به یک شاهکار تمام عیار تبدیل بشه.


کار کامیا در صنعت گیم به این زودی ها قرار نبود تموم بشه و بازهم در نقش طراح ارشد، در فکر ساخت بازی هک اند اسلش انحصاری دیگری برای شرکت نینتندو بود.بازی Astral Chain این بازی بود.اگه بازی DMC 5 را در سال 2019 یک اثر عالی تصور کنیم‌، بازی Astral Chain با متا 87 عنوانی فراتر از عالی بود. کیفیت این بازی وحشتناک بود و به تنهایی ارزش Nintendo Switch رو فرسنگ ها بالا برد.اما همین چند هفته قبل بود که بازی جدید Plantium Games با تریلری مرموز منتشر شد.این بازی Project G.G بود.هیچ اطلاعات دقیقی از سبک و جزئیات بازی منتشر نشده و تنها امر تایید شده، حضور هیدکی کامیا به عنوان کارگردان در این پروژست.به نوعی کامیا بعد از 7 سال تصمیم به کارگردانی یک بازی ویدئویی گرفته.تصور اینکه این بازی احتمالا میان نسلی نتونه نمرات موفقی رو کسب کنه به نوعی غیر ممکنه.کامیا هروقت به عنوان کارگردان یک بازی دست به قلم شده یک شاهکار بی بدیل به صنعت گیم تقدیم کرده.کسی نمیدونه این بازی جدید ما قراره چی باشه، اما من مطمئنم که بی نظیر خواهد بود.کارنامه کامیا در کنار کارنامه افرادی چون میکامی، کوجیما و میازاکی درخشان و پرباره.کامیا بدون شک با ساخت آثار زیادی چون DMC ،RE و Okami نقشی تاثیرگذاری در سرنوشت صنعت گیم داشت.کیامی بدون شک یکی از اساطیر ابدی صنعت گیم است و خواهد بود.