ModdingWay.ir
پاریس غرق در آتش | نقد و بررسی بازی Wolfenstein: Youngblood

پاریس غرق در آتش | نقد و بررسی بازی Wolfenstein: Youngblood

مقالات و آموزش
هنگامی که بازی Wolfenstein Youngblood تحت عنوان دومین ریبوت از سری مجبوب Wolfenstein معرفی شد، کسی فکرش را نمی‌کرد که با چنین بازی جدید و تازه‌ای روبرو شود.بازی که گویا با بکار گیری المان‌های جدید و غریبه در این سری به همراه داستان گویی متفاوتش، رنگ و لعاب جدیدی به سری بخشیده بود؛ اما آیا نقاش حرفه‌ای فرانچایز، یعنی شرکت Machine Games در این راه به تنهایی موفق عمل کرد؟ آیا در خلق یک عنوان نازی کشی ریشه دار توانست خواسته طرفدران را برآورده سازد؟ با GM و بررسی این مقاله همراه باشید تا به جواب این سوالات برسید...


شاید بهتر باشد یک نکته مهمی را همین ابتدای کار مشخص کنیم؛ استودیو Machine Games برای اولین بار در بازی‌های نسل هشتمی این سری، به تنهایی وظیفه ساخت یک عنوان را بر عهده نداشت.یکی دیگر از استودیو های زیر مجموعه Bethesda، یعنی شرکت Arkane Studios هم به عنوان سازنده اصلی بازی حضور فعالی در پروژه داشت.از میان بازی‌های بزرگ ساخته شده توسط این سازنده، می‌توان به Prey اشاره کرد که در سال 2017 توانست نظر منتقدان را به خود جلب کند.اما گره‌ای بزرگ در به فرجام رساندن این پروژه وجود داشت؛ و آن هم تفاوت سبک بازی Prey با سری Wolfenstein بود.بازی Prey ییش تر یک عنوان مخفی کاری و ترسناک بود تا یک بازی شوتر خطی، کما اینکه اعتماد و ریسکی که Bethesda در همکاری با Arkhane Studios زد کمی تعجب برانگیز بود.استودیو Machine Games پیش تر نشان داد که توانایی ساخت یک بازی Wolfenstein در بازه زمانی دو ساله را دارد؛ اما اینکه چرا اینبار از یک شرکت دیگر، کاملا با ساز و کاری متفاوت در ساخت یک عنوان Wolfenstein کمک گرفت، هنوز مشخص نیست.اما نتیجه گیری منطقی می‌توان حاکی از آن باشد که تیم اصلی Machine Games بر روی این پروژه کار نکرد و مشغول ساخت و تکمیل بازی به مراتب بزرگ تر و مهم تری بود.اینکه این بازی چیست و کی معرفی می‌شود مشخص نیست؛ اما بدون شک Bethesda برنامه بزرگی برای تمام کردن سری Wolfenstein در نظر دارد.سری که با انتشار نسخه اصلی بعدی خود به سرانجام خواهد رسید.پایان دادن به داستان طولانی و پر فراز و نشیب نازی کش تمام نشدنی، B.J Blazkowicz قطعا کار راحتی نخواهد بود.به نوعی از همین ابتدا می‌توان نتیجه گرفت که بازی Wolfenstein Youngblood دسر Bethesda برای غذای اصلی‌اش خواهد بود.همانطور که Wolfenstein The Old blood همین نقش را برای Wolfenstein The New Colossus ایفا کرد...چه بهتر که قبل از نقد بازی، نگاهی به تعریف واژه Reboot یا Spin-off داشته باشیم.این روز‌ها اسم ریبوت یا اسپین آف زیاد به گوش همه ما برخورد می‌کند؛ ریبوت درواقع بازسازی داستانی دوباره یک سری در قالبی جدید است.نمونه آن را در سه گانه ریبوت Tomb Raider دیدیم که بجای ادامه دادن داستان های قبلی لارا کرافت، تصمیم به بازنویسی سرنوشت این کاراکتر کرده و گذشته این شخصیت را به زبانی جدید بازگو کردند.این اتفاق همین پارسال برای سری Call of Duty Modern Warfare هم افتاد.بازی Wolfenstein YoungBlood قرار نیست داستان نسخه قبل را ادامه دهد، بلکه می‌خواهد تعریف جدیدی از تمامی روایات نسخه‌های اخیر ارائه کند.به بیانی ساده تر،  Reboot یک نسخه فرعی در مجموعه‌ای اصلی به حساب می‌آید که هدف متفاوتی نسبت به نسخه‌های اصلی در نظر دارد.طبیعی است که نمی‌توان انتظاری مشابه نسخه‌های اصلی یک سری، از ریبوت‌ها داشت؛ پس هنگام نقد یک عنوان ریبوت باید نکات متفاوتی را در نظر گرفت.همانطور که متا 80 به بالا برای یک بازی نمره بسیار خوبی به شمار می‌رود، نمره 70 تا 80 برای یک بازی ریبوت نمره قابل قبول و معقولی به حساب می‌آید.پس نمی‌توان از بازی Wolfenstein YoungBlood انتظاری مشابه نسخه قبلی داشت و باید بازی را در چارچوبی ملموس تر نقد کنیم.



داستان بازی Wolfenstein YoungBlood تقریبا دو دهه بعد از وقایع نسخه قبلی اتفاق می‌افتد؛ جایی که دختران دو قلو بلازکوویچ پا به سن جوانی گذاشته و چالش‌های جدیدی را پیش پای خود می‌بینند.آنیا، همسر بلازکوویچ، به همراه B.J تصمیم به آماده کردن دختران خودشان برای روزهای خطرناک می‌گیرند، چرا که نازی‌ها بعد از مرگ هیتلر و انجل کماکان سرپا ایستاده‌اند و بخش‌های زیادی از اروپا را تحت تصرف خود می‌بینند.این دختران دو قلو که Arthur و Kenneth نام دارند، با پشت سر گذاشتن آموزش‌های سخت و ریسک پذیر والدینشان گویا برای نبرد با نازی‌ها آماده شده‌اند،  اما آن اعتماد به نفس لازم برای انجام این کار را ندارند.سال‌ها میگذرد و ترور بیلی به طرز عجیبی، بدون هیچ پیغام و اطلاعی ناپدید می‌شود.Anya سعی می‌کند به کمک افراد قدیمی گروه مقاومت، که هم اکنون در FBI مشغول به کار هستند، از جای بلازکو مطلع شود اما به بن بست می‌خورد.نتیجه این کار مطلع شدن دختران ترور بیلی از گم شدن وی و دست به کار شدن آن‌ها برای پیدا کردن پدرشان است.آخرین مدارک و سندهای باقی مانده نشان می‌دهد که بلازکو برای انجام دادن ماموریتی سری به پاریس فرانسه سفر کرده است.Arthur و Kenneth به کمک دوست قدیمی خود یعنی Abby،  تدارکات لازم برای سفر به پاریس را مهیا می‌کنند تا با کمک هم و درو کردن نازی‌ها به پدر گمشده خود برسند.داستان بازی Wolfenstein YoungBlood روایتی عجیب و متفاوت نسبت به نسخه‌های قبلی خود دارد.به طور کلی دو روش برای بیان داستان توسط نویسنده‌های یک بازی وجود دارد؛ یا آن‌ها با استفاده از کات سین‌ها و رد و بدل کردن دیالوگ‌هایی مهم داستانشان را به گیمر ارائه می‌دهند، و یا از تکنیک Environment Narrative استفاده می‌کنند.حالت دوم درواقع نوعی روایت است که بیشتر در آثار سولزلایک و بازی‌های هیدتاکا میازاکی مشاهده می‌کردیم.یعنی از محیط و اتفاقات فیزیکی پیرامون برای توضیح و بیان داستان مد نظر استفاده می‌برند.متاسفانه باید بگویم که بازی Wolfenstein YoungBlood از هیچ کدام از این دو روش برای روایت داستانش به خوبی استفاده نمی‌کند.مقدمه یا Prologue بازی به شدت درگیر کننده و جذاب است، به طوری که گمان می‌کنید تمامی گفته‌های منتقدان در سطح اینترنت کذب و نادرست باشد.اما دقیقا در جایی که حس می‌کنید داستان در حال اوج گیری است، با یکی از بی برنامه ترین و بدترین روایت‌های ممکن در سری ‌ Wolfenstein روبرو می‌شوید.دلیل این امر هم تقریبا مشخص است؛ سازندگان یا می‌بایستی بدون کات سین، همانند Wolfenstein The Old Blood داستانشان را روایت می‌کردند، یا مانند نسخه‌های اصلی این سری نهایت استفاده را از میان پرده ها به عمل می‌آوردند.متاسفانه تنها نقاطی از بازی که کات‌ سین‌ها به حداکثر تعداد خودش می‌رسد، Prologue و Epilogue بازی است.دقیقا جاهایی که بهترین لحظات داستانی در آن قرار دارد.بازی های داستانی از سه بخش Prologue (مقدمه)، روایت‌ اصلی و Epilogue (پایان بندی) تشکیل می‌شوند.مقدمه و موخره یک بازی، در واقع سقف و زیر بنای ساختمان داستانی بازی هستند.بخش اصلی ساختمان داستان بازی را طبقه‌ها و محتویات داخل آن تشکیل می‌دهند که متاسفانه داستان پردازان Arkane Studios، این محتویات را به پوچ ترین حالت ممکن رها می‌کنند.بازی حدود 12 الی 14 ساعت گیم‌پلی دارد اما 10 ساعت میانی آن بدون هیچ سورپرایز، دیالوگ جذاب و روایت خاصی می‌گذرد.هیچ هدف اصلی و جذابی از به اتمام رساندن مراحل مهم بازی وجود ندارد، و 10 ساعت توخالی از هرگونه روایت خاصی را به نمایش می‌گذارد؛ به طوری که احساس می‌کنید سازندگان مطابق وعده هایشان بخش داستان را به طور کامل فدای بخش گیم‌پلی بازی کرده‌اند.بازی شخصیت‌های چندان زیادی درون خودش ندارد‌؛ کل تعداد شخصیت‌های اصلی اعم از پروتاگونیست و آنتاگونیست‌های بازی، شاید به انگشتان یک دست هم نرسند.شاید در ابتدا همانند من شخصیت پردازی دوقلوی های ترور بیلی شما را مجذوب خودش کند، اما هرچه به پایان بازی نزدیک می‌شوید شخصیت این دو دختر بیشتر و بیشتر از قبل سفید و توخالی می‌شود احساسات نسبت به این دو فرد به پایین ترین حد خودش می‌رسد.دلیل این امر نیز مشخص است، بازی با وجود نداشتن میان پرد‌ه‌ای حرفه‌ای در میان داستان، هیچ میان پرده کوتاه و In-Game هم ندارد.درواقع در طول 10 ساعت تجربه کلی این بازی با دو دختری همراه هستید که بجای انسان، بیشتر شبیه ربات‌هایی هستند که با تکان دادن دهانشان دیالوگ‌هایی را منتقل می‌کنند.حتی این دیالوگ‌ها که می‌توانستند خلاء میان پرده های بازی را پر کنند به قدری کسل کننده هستند که ترجیح می‌دهید به لوت و جمع آوری کردن آیتم های دور و برتان ادامه دهید تا به دیالوگ‌های رد و بدل شده توجه کنید.نکته آزار دهنده دیگر بازی، نبود یک آنتاگونیست، یا شخصیت منفی اصلی واحد در طول روند اصلی داستان است.شخصیت منفی بازی، در اواخر بازی به مخاطب معرفی می‌شود؛ جایی که دیگر برای سر و سامان دادن اوضاع آشوب بار داستان، دیر شده است.اما هرچقدر روایت اصلی و کلی داستان کوتاه و کسل کننده است، Wolfenstein YoungBlood با پایان بندی سراسر آدرنالین و جذابی که همیشه از سری Wolfenstein سراغ داشتیم، حداقل کمی داستان را برای شما معنا دار و منطقی می‌کند؛ که تنها دلیل آن ظهور شخصیت منفی بازی است.نبود یک کاراکتر منفی در روایت بازی، قطعا مانند مسابقه فوتبالی است که داور ندارد؛ بازیکنان که شخصیت‌های مثبت هستند هرکدام حرف خودشان را می‌زنند و این وسط تماشاگران به کل از یک بازی زیبا ناامید می‌شوند.اما همانطور که گفته شد، اندک لذت از داستان بازی را تنها در مقدمه و پایان بندی داستان خواهید دید و مبحث داستان گویی Wolfenstein YoungBlood به نوعی ضعیف ترین آن در کل سری است.


اما اگر از مبحث داستانی بازی گذر کنیم، به موضوع Visual و گرافیک بازی می‌ر‌سیم.بازی Wolfenstein YoungBlood با استفاده ازموتور گرافیکی id tech 6 ساخته شده است؛ همانند نسخه قبل و برعکس بازی Doom Eternal که از نسخه بعدی این سری موتور گرافیکی استفاده می‌کند.با نگاهی اجمالی به گرافیک بازی Wolfenstein YoungBlood، هیچ تفاوت و پیشرفتی بین کیفیت بافت‌های بازی و نسخه قبلی آن احساس نخواهید کرد.نسخه قبلی در سال 2017 منتشر شد، اما حالا دو سال از انتشار Wolfenstein 2 میگذرد و تماشا گرافیکی مشابه محصول دو سال قبل نمی‌تواند چندان برای گیمر غافل گیر کننده و جدید باشد؛ کما اینکه کیفیت بافت‌ها و قدرت نورپردازی موتور id tech 6 واقعا تحسین برانگیز است.گرافیک کلی بازی چشم نواز و تقریبا بدون نقص است؛ سازندگان توانستند با قرار دادن محیط‌هایی تقریبا مجزا از هم و تکسچرهایی پر جزئیات و مثال زدنی، گرافیک عامه پسندی در نسل هشتم به نمایش بگذارند.بازی از بعد فنی همانند بخش بصری و Visual، تقریبا بدون نقص است.هرچند یک سری باگ‌های گرافیکی در زمینه نور پردازی گاها موجب چشم درد و سر درد من می‌شد، اما در کل بازی، باگ‌های اندک و جزئی مشاهده کردم که قابل چشم پوشی است.


اما بخشی که داستان فدای آن شد، بخش گیم‌پلی بازی است.شرکت Arkane Studios که برای اولین بار وظیفه ساخت یک بازی از سری Wolfenstein را بر عهده داشت، تصمیم گرفت تغییراتی عظیم و البته ریسکی در بازی و کل سری به عمل بیاورد.بازی Wolfenstein YoungBlood برخلاف شماره های قبلی خود بیشتر یک بازی غیر خطی و نقش آفرینی است تا یک بازی شوتر خطی.سیستم Fast Travel به بازی اضافه شده است که به شما امکان سفر به محیط‌هایی متفاوت و البته سرشار از نازی‌ها را می‌دهد.با هر بار انتقال به محیط‌ها، دشمن‌های بازی Spawn می‌شوند یا اصطلاحا دوباره در مپ بازی قرار می‌گیرند.نکته آزار دهنده این مناطق قابل سفر، تکراری شدن آن‌ها پس از مدتی طولانی است؛ و دلیل آن هم ماموریت‌های فرعی به شدت کسل کننده و بی کیفیت در این مناطق است.شما در تمامی مراحل فرعی موظف هستید کلی نازی و دشمن را پشت سر بگذارید اما در نهایت یک نامه را برداشته یا یک فرمانده نازی را به قتل برسانید.تکراری شدن مراحل فرعی یک طرف، و اجبار بر سفر به مناطق تکراری طرف دیگر مشکل است.شما پس از اتمام یک مرحله فرعی ممکن است دوباره در همان منطقه تکراری مرحله جدیدی دریافت کنید و اوضاع از جایی آزار دهنده می‌شود که مجبورید دوباره تمامی دشمن‌های تکراری و کشته شده آن منطقه را به قتل برسانید.عدم تنوع در قرار دادن این مناطق اشغال شده در طول بازی، یکی از آزار دهنده ترین مشکلات بازی است.به طوری که امکان ندارد بعد از چند تلاش، دوباره به سراغ مراحل فرعی بروید! دیگر تحول و شاید بزرگ ترین تغییر ایجاد شده در این بازی، اضافه کردن المان‌های RPG یا نقش آفرینی به بازی بود.شما می‌توانید با جمع کردن Coin یا همان سکه‌های پخش شده درون بازی، زره یا کلاه خودتان را با تنوعی نسبتا جالب شخصی سازی کنید.به شخصه در طول روند تجربه‌ام از بازی هرگز پولم را برای زره و امثالهم خرج نکردم، شاید دلیل بزرگ این کار آفلاین و تک نفره بازی کردن بازی بود.اما مهم ترین مبحث شخصی سازی مربوط به سلاح‌های بازی می‌شود.بازی به طور کلی هشت سلاح اصلی دارد و می‌توانید تا اواخر بازی همه آن‌ها را به دست بیاورید.با جمع کردن واحد پول بازی می‌توانید با اضافه کردن مکانیک هایی جدید به سلاحتان، قدرت، طول بُرد سلاح، دمیج و خیلی چیزهای دیگر را ارتقا دهید.همچنین امکان استفاده از اسکین های متنوع برای سلاح‌هایتان نیز وجود دارد.در نهایت Skill Point هایی که با هر بار لول آپ شدن به دست می‌آورید، که با استفاده از آن‌ها می‌توانید Gesture منحصر بفرد و صد البته کاربردی جدیدی خریداری کنید.جدا از تمامی این‌ها می‌توانید در بخش‌های مختلفی شامل Mind ،Power و دو سه بخش دیگر تا حد زیادی به توانایی های کاراکترتان اضافه کنید.خوشبختانه تنوع و کارایی این Skill ها به شدت بالا و سرگرم کننده است.به بیان ساده تر، این بخش از بازی نقش درخت مهارت شما را ایفا می‌کند، هرچند که کارایی تقریبا متفاوتی نسبت به آن دارد.لول بندی کردن دشمن‌ها و کاراکترها در یک بازی امر جدیدی نیست و پیش تر بازی‌هایی چون Assassin's Creed هم با اینکار اثری چالشی تر به نمایش گذاشتند.مسلما مراحلی در طول بازی وجود دارد که لولتان به آن نمی‌خورد، در نتیجه در کنار آن مرحله علامت اسکلت مانندی ظاهر می‌شود؛ یعنی اینکه در صورت اقدام به رد کردن مرحله ذکر شده، سرنوشتی جز مرگ در انتظارتان نخواهد بود.همچنین برخلاف نسخه‌های قبلی، بازی دارای Health Bar یا خط جون برای دشمن‌ها است؛ اما یک تفاوت بزرگ با نسخه‌های قبلی دارد.بخش اعظمی از دشمن‌های بازی دارای Armour یا بدنه مقاوم هستند.نکته جالب ماجرا اینجاست که هر سلاح شما توانایی خاصی در از بین بردن یک نوع Armour را دارد؛ یعنی قرار نیست با هر سلاحی که دوست دارید دشمن‌ها را از بین ببرید و باید از استراتژی‌های مخصوص در شرایط خاص استفاده کنید.بازی نه تنها در زمینه تنوع دشمنان در سطح قابل قبولی قرار دارد؛ حدود سه یا چهار باس فایت اصلی هم درون خود جای داده است؛ به طوری که باس فایت پایانی بازی یکی از حماسی ترین، جذاب ترین و در عین حال سخت ترین باس‌فایت های سری ولفنشتاین است.




اما مهم ترین تغییر بازی نسبت به نسخه‌های قبل، دو نفره و Co-op بودن بازی است.شما می‌توانید در ابتدای بازی یکی از خواهر ها را انتخاب کرده و کنترل دیگری را به بازی یا دوستتان بسپارید.من بازی را به دو صورت دو نفره و تک نفره تجربه کردم و میتوانم به شما بگویم که اگر می‌خواهید تجربه‌ای بهتر از بازی در اختیار داشته باشید، حتما با دوستانتان به تجربه بازی بپردازید.هوش مصنوعی خواهر شما به طرز وحشتناکی ضعیف و در سطح پایینی قرار دارد؛ و خصوصا هنگام باس فایت ها ده ها و یا شاید صدها بار شما را به دردسر می‌اندازد.درست هنگامی که به قول خودش مثل یک خوک در حال خون ریزی است از صحنه فرار نمی‌کند و انقدر نزدیک دشمن می‌ماند تا بمیرد! متاسفانه هوش مصنوعی ضعیف فقط شامل حال همکار شما نمی‌شود، و سطح هوش مصنوعی دشمنان نسبت به نسخه‌های قبلی روند نزولی داشته است.و اما بزرگ ترین نقطه ضعف بازی که به مبحث چک پوینت‌های آن مربوط می‌شود.با شروع هر مرحله باید حداقل نیم ساعت تمام به بازی و کشتن بپردازید تا بازی برای شما سیو شود! در این بین هم اگر بر حسب خستگی در بین مراحل Brothers تصمیم به بستن بازی گرفتید، بعد از ورود دوباره بازی، مرحله از اول بارگزاری می‌شود که به معنی واقعی کلمه تاسف بار است! همین مورد سبب شد که نتوانم بازی را حتی در حالت Normal ادامه بدهم و در سطح Easy به کارم خاتمه دادم.مینی گیم نوستالژی Wolfenstein 3D که درواقع یکی از اولین شوترهای اول شخص تاریخ به حساب می‌آید در گوشه و کنار بازی به طرز شیرینی قابل تجربه است و بازی کردن آن لذت خاصی دارد.از یک بازی Wolfenstein چه چیزی می‌خواهید؟ گان‌پلی بی‌نقص؟ اکشن تمام عیار؟ دشمن‌های خونخوار؟ بازی Wolfenstein YoungBlood با وجود تمامی تغییراتی که به خود دیده است، اما کماکان یک Wolfenstein است و لذت تجربه کردن اکشن این بازی هیچ وقت قدیمی نمی‌شود.



سازندگان بازی همانند نسخه‌های قبل، از صداگذارانی حرفه‌ای با صدایی رده بالا برای صداپیشگی شخصیت‌هایشان استفاده کردند؛ جدا از همه این‌ها صدای انفجارها و شلیک‌ها درون بازی، به واقع گرایانه ترین شکل ممکن طراحی شده است.البته که بازی از ترک‌های نرم و آرامش بخش به هیچ وجه استفاده نکرده است؛ از قضا با پخش مجموعه موزیک‌های اکشن با هیجان بالا، خشونت را درون گیمر در هنگام نبرد به بالاترین حد خودش می‌رساند و لحظات لذت بحشی را پدید می‌آورد، تا بازی را در زمینه موسیقی و صداگذاری نیز سربلند سازد.

بازی Wolfenstein YoungBlood تغییراتی ریسک پذیر و صد البته مفیدی را به مخاطبان ارائه می‌دهد.قیمت پایین و ویژگی جالب خرید نسخه Deluxe Edition بازی هم به ارزش خرید آن می‌افزاید.بازی Wolfenstein YoungBlood داستانی ضعیف و مشکلات ریز و درشت زیادی دارد و نشان می‌دهد، سازندگان در انتشار بازی عجله داشته‌اند.با وجود همه این مشکلات تجربه کردن این اثر می‌تواند لحظات هیجانی و لذت بخشی را برای هواداران این سری به ارمغان بیاورد و تجربه آن حداقل برای یک بار، به جامعه گیمینگ پیشنهاد می‌شود.

گرافیک بصری چشم نواز

گرافیک فنی قابل قبول

وجود اکشن و آدرنالین بالا در حین مبارزات

گان‌پلی با کیفیت

وجود المان های نقش آفرینی جالب

موسیقی و صداگذاری با کیفیت

داستان به شدت کسل کننده و بی معنی

شخصیت پردازی ضعیف کاراکترها

هوش مصنوعی پایین دشمنان و همراه شما

لول دیزاین مشکل دار

چک پوینت های غیر استاندارد

خلاء وجود شخصیت منفی در میانه های بازی

نویسنده: Amir Hossein Ranjbar
1398-12-19 ( 4 ماه پیش )

خبر های مرتبط با Wolfenstein

مقاله های مرتبط با Wolfenstein

دانلود های مرتبط با Wolfenstein

ویدیو های مرتبط با Wolfenstein

موسیقی های مرتبط با Wolfenstein

والپیپر های مرتبط با Wolfenstein