ترسناک اما اسرار آمیز | نقد و بررسی بازی Call of Cthulhu

ترسناک اما اسرار آمیز | نقد و بررسی بازی Call of Cthulhu

مقالات و آموزش
 نمیدونم آخرین باری که یک بازی ترسناکی رو نقد و بازی کردم کی بود اما حالا برگشتم با نقد یک بازی متفاوت و البته جذاب که بنظر میرسه میتونه جزو بازی‌هایی باشه که امسال تونسته شمارو راضی نگه داره و با بازی کردنش حسابی کیف کنید! با من با بررسی بازی Call of Cthulhu همراه باشید...



داستانـ » داستان بازی برخلاف چیزی که فکر میکنید اصلا و ابدا یک داستان خشک، بی روح و بی معنی در یک بازی ترسناک نیست.در بازی‌های ترسناک محبوب و معروف چون Outlast، داستان خوب و زیبا عملا بی معنی بود و سازنده ها سعی داشتند فقط و فقط گیمر رو بترسونند وگرنه اصلا روایت داستانی خوبی رو داخل این بازی‌ها ندیدیم. دقت کنید گفتم اکثر بازی‌ها لکن بازی‌هایی نظیر Resident Evil همواره در بخش داستانی عالی عمل کردند.خلاصه زیاد از بحث اصلیمون یعنی نقد بازی Call of Cthulhu دور نشیم که حرف ها برای گفتن زیاده.بازی Call of Cthulhu روایت داستانی زیبایی رو با شخصیت اصلیش یعنی ‌Edward Pierce داره.شخصیت Edward Pierce داستان رو با بدبیاری شروع میکنه.داستان از جایی آغاز میشه که ادوارد در آستانه فروپاشی زندگیش قرار گرفته.او یک کارآگاه خوب و متفکره اما دائما با بدبیاری هایش در ماموریت‌ها و همچنین اعتیاد بیش از حدش به الکل باعث شده جایگاه شغل او به خطر بیوفتد و در آستانه اخراج قرار بگیرد.او ناچار می‌شود تا پرونده‌ای سخت برای خود پیدا کرده و با حل کردنش رتبه شغلی خودش را نجات بده.ادوارد در ادامه با پرونده اسرار آمیزی که توسط یک پیرمرد بهش داده میشه برخورد میکنه.این پرونده درخصوص یک آتش سوزی مهیب در جزیره Dark Water هست.پیرمرد معتقده که این پرونده و این آتش سوزی چیزی فراتر از آتش سوزی معمولی بر اثر روشن کردن یک سیگار هست! اون معتقده که اتفاقات عجیب و غریبی داره در این جزیره اتفاق میفته و تا قبل از اینکه به فرجام برسه باید پرده از راز این جزیره برداشته بشه. چه خواسته و چه ناخواسته اداورد مجبور هست که این پرونده رو بر عهده بگیره و عازم جزیره Dark Water میشه... حتما تا الان متوجه شدید که قطع به یقین داستان بدی رو در این اثر نخواهیم داشت. درسته داستان بازی به هیچ وقت در هیچ نقطه‌ای از خود شمارو ناامید نمیکنه و تا اخر بازی پای پی‌سیتون نگرتون میداره... بازی خوب و منطقی شروع میشه. با هیجان خوبی هم ادامه پیدا میکنه. چیزی که داستان بازی رو در درجه خوبی قرار داده قدرت تیم سازنده بازی یعنی شرکت Cyanide در ثابت نگه داشتن نمودار هیجانات در روند داستانی بازی هست... یعنی تونسته از اول بازی تا اخر بازی رو در یک سطحی نگه داره و باعث نشده که مثل بسیاری از بازی‌های امروزی از جمله Shadow of the Tomb Raider نوک قلم نوشتن داستان در اواسط کمپین شکسته بشه و کمپین از یک هیجان کامل به یک ناامیدی تبدیل بشه.شخصیت پردازی در بازی بی نقص انجام شده.خود شخصیت ادوارد پیرس که جای خود داره و شخصیت پرداری ایده عالی رو مسلما باید در اختیار داشته باشه چون بهرحال پروتاگونیست اصلی بازی هست.اما در مورد کاراکتر های دیگه هم این موضوع صدق میکنه و شخصیت‌ها ضمن داشتن اخلاقیات و خصوصیات منحصر بفرد، زیرکی خاصی هم درشون دیده میشه که باید با استفاده از یک مکانیزم، اون شخصیت هارو از خوب و بد تشخیص بدید. مکانیزمی که اسمش قابلیت انتخاب دیالوگ هست. توانایی انتخاب دیالوگ برخلاف تعریفی که ابتدای معرفی این بازی ازش شده بود، نتونست اونطور که باید و شاید موفق ظاهر بشه و یک نقطه ضعف بزرگ به حساب میاد.اولین ایرادش نداشتن گزینه های زیاد در 80 درصد مکالمه هاست. در بسیاری از مکالمه ها تنها دو گزینه برای اتتخاب دیالوگ بهتون داده میشه که خب دست شمارو چندان که باید و شاید برای دادن نظر خودتون باز نمیزاره.حالا جدا از اینها اتفاقی که بعد از هر دیالوگی که انتخاب میکنید به وقوع میپیونده، چیز چندان جالب، عجیب و غیر منتظره‌ای نیست و اکثر مواقع با انتخاب‌ دیالوگ‌های متفاوت نتیجه یکسان خواهد شد و در نهایت میشه نتیجه بگیریم که شرکت Cyanide چندان که باید رو این بخش کار میکرد روش وقت نذاشته هرچند کمی تو ذوق میزنه اما اصلا در تجربه شما خدشه‌ای وارد نمیکنه و تا آخر کمپین از داستان جذاب بازی Call of Cthulhu لذت خواهید برد... اما خب اینکه بپرسیم بازی به اندازه کافی ترسناک هست یا خیر جوابش هم بله هست و هم خیر. بازی در بسیاری از موارد به همراه موسیقی‌های خوفناکش واقعا حس ترس رو در شما ایجاد میکنه اما اونقدر هم ترسناک نیست که ترسناک بازها ازش لذت ببرن. یعنی گیمرهای معمولی و شاید بعضی از علاقمندان معمولی به بازی‌های ترسناک از این درجه از ترس لذت ببرن اما اون طرفدارهایی که حاضرن واسه بازی‌های وحشتناک ترسناک هرکاری بکنند، این بازی به هیچ وجه براشون ترسناک نخواهد بود و حکم یک بازی ماجراجویی رو براشون داره.


گرافیکـ » گرافیک بازی مشکلات ریز و درشتی داره اما در کل میشه از این بخش به عنوان یک موفقیت نصفه و نیمه یاد کرد. اول از گرافیک هنری و بصری خوب بازی شروع میکنیم و سپس میریم تا از گرافیک فنی بازی ایراد بگیریم! گرافیک هنری بازی به قدری توسط سازندگان زیبا و دلچسب ساخته شده که اون حس واقعی و مخوف ترس، دلهرگی و خشم در تک تک لحظات احساس میشه بعلاوه موسیقی که میزنه نشون میده که چرا لقب بازی ترسناک رو نیز به این بازی دادن. سازندگان بازی با طراحی محیط‌های متفاوتشون تنوع رو در حد بالایی در کمپینشون نگه داشتن تا گیمر هیچوقت از تجربه این بازی خسته نشه. نورپردازی های مثل زدنی و استفاده از رنگ‌های چشم نواز در تک تک نقاط بازی، این گیم رو از لحاظ نورپردازی و سایه زنی بی مانند میکنه. البته بزارید یچیزی رو همینجا مشخص کنم... این بازی قرار نیست و نبوده که با بازی‌های گرافیکی روز رقابت کنه و از همون ابتدا قرار بوده یک موفقیت در تجربه‌ای لذت بخش باشه نه تجربه یک شاهکار. یعنی وقتی میگم گرافیک بازی Call of Cthulhu  «خوبه» بدین معنی نیست که عالی هست و به گرافیک بازی The Witcher 3 که محصولی در سال 2015 هست میرسه بلکه برعکس گرافیک این هیچ حرفی و از هر لحاظی قابل مقایسه با عناوین موفق نسل هشتمی نیست اما چیزی که مشخصه اینه که گرافیک بازی حداقل مارو در تجربه بازی زجرکش نمیکنه. یعنی تکسچرها زود و خوب لود میشن، تکسچرها با کیفیت هستند هرچند میتونستد بهتر باشن.و همینطور محیط چشمتون رو نوازش میکنه پس بهتره این بازی رو برای لذت بردن از گرافیکش انتخاب نکنید و فقط برای لذت بردن از یک بازی در پی پلی کردنش باشید. بخش گرافیک هنری و بصری که خالی از مشکل بودند حالا بخش فنی دقیقا برعکس اون عمل میکنه.باگ چیزیه که این روزها دست از سر ما گیمرها بر نمیداره و همیشه در بازی‌های شرکت‌های کوچیک و بزرگ عامل اصلی خراب شدن حس و حال بازی کردن هست. متاسفانه باگ نه تنها در بازی اندک نیست بلکه زیاده و گاهی اوقات حسابی توی ذوقتون میزنه باگ‌های عجیب و غریبی چون رفتن داخل وسایل، هنگ کردن بازی و گرفتن شمع خاموش در دست که از خودش نور میده! همه باعث میشن که چاره‌ای جز ریستارت کردن گیمتون نداشته باشید و همین ممکنه وقتتون رو حسابی تلف کنه و حتی گاهی تمام زحماتتون رو برای رد کردن یک تقطه‌ای از مراحل بازی به باد بده... اما یکی دیگه از نقاط ضعف بازی طراحی بسیار خشک، بی زوح و زننده چهره شخصیت‌هاست. به طوری که یاد چهره‌های بازی‌های نسل شش میفتید! خیلی راحت و خشک شروع به مکالمه با شخصیت‌ها می‌کنید که نمیتونند هیچ احساسی رو به بیننده منتقل کنند.... هیچ احساسی!


گیم‌پلی » بازی در بسیاری از بخش‌های گیم‌پلی موفق ظاهر میشه، اما بازهم ناچاریم لقب راضی بودن رو بهشون اختصاص بدیم نه لذت بردن کامل! بازهم باید قبب از شروع تحلیل یک موضوعی مشخص بشه. موقع معرفی بازی گفتند که این بازی یک گیم نقش آفرینی ترسناک خواهد بود.البته ترسناکیش به کنار که در حد استاندارد قرار داره و خیلی هم خوف درتون ایجاد نمیکنه اما در خصوص نقش آفرینی باید گفت که اصلا همچین چیزی در بازی دیده نمیشه. مگه با اضافه کردن یک سری شخصی سازی و ساخت و ساز میشه لقب نقش آفرینی رو روی یک بازی گذاشت! البته همین که تیم سازنده بازی سعی کرده با استفاده هرچند اندک از عناصر نقش آفرینی گیم‌پلی بازی خودش رو جذاب و پرجزئیات نشون بده، جای دست زدن داره. امکانات کم هست اما برای تجربه کردن یک بازی ایده آل و استاندارد کافی هستند. مثلا در بازی میتونید شخصیت اداورد رو در برخی زمینه ها ارتقا بدید که مثلا میتونید با رفتن به بخش شخصی سازی خودتون مواردی چون کاریزما خودتون که همون قدرت انتخاب دیالوگ هست و همچنین قدرت احیای سلامتی و مخفی کاری خودتون رو اپگرید کنید که هیچکدومشون عملا تاثیر چندانی رو در روند گیم‌پلی ندارن. حتی سیستم مخفی کاری که ازش یاد شد به خاطر دشمن همیشگی مکانیزم مخفی کاری یعنی هوش مصنوعی ضعیف که قشنگ این روش رو نابود میکنه، این بازی اصلا در این زمینه موفق ظاهر نمیشه. اما از اونجا که زاویه دید شخصیت بازی اول شخص هست، Cyanide این دید رو با استاندارد های اصلی خودش طراحی کرده و همونقدر که از بازی کردن Oulast از دید اول شخص لذت بردید از این بازی هم لذت میبرید. در اکثر مواقع باید چراغ و یا فانوسی رو در جاهای تاریک در دست بگیرید که شاید فرشته نجاتتون در جبه‌های ترسناک بازی خواهند بود... در منو بازی علاوه بر اینکه میتونید قابلیت‌های خودتون رو شخصی سازی کنید، میتونید بیوگرافی شخصیت‌هایی که باهاشون برخورد کردید رو هم بخونید و یا به وسایلی که از گوشه و کنار بازی جمع کردید نگاه کنید.راستی حرف از اشیا مخفی شد. درسته شما میتونید با گشتن محیط‌های بازی اشیا مختلفی رو پیدا کنید و در ادامه بازی با استفاده از همه اونها ادامه دادن بخش داستانی بازی رو برای خودتون آسان‌تر کنید و یا حتی با پیدا کردن اونها اچیومنت‌ها کمیابی رو مال خودتون کنید. راستی در بازی هیچ مکانیزم اکشنی وجود نداره و فقط با ادامه دادن روند داستانی بازی میتونید کمپین رو به اتمام برسونید. دقیقا مثل بازی‌های Outlast که با دست خالی و فقط یک دوربین شمارو به مصاف هزاران روانی و جن و شیطان میفرستاد؛ حال بجای دوربین، فندک و فانوس در اختیار دارید! البته داستان خوب بازی کاری میکنه اکشن نبودن بازی رو احساس نکنید ولی اگه شرکت Cyanide یکم بیشتر تلاش میکرد و اکشن رو داخل بازی خودش قرار میداد شاید میتونست موفقیت‌های بیشتری رو از آن خودش کنه...


موسیقی و صداگذاریـ » موسیقی بازی که اصلا ایرادی نداره و هم ریتم با داستان بازی کار خودش رو ادامه میده. هنگام لحظات دلهره آور، موسیقی به شما استرس بیشتری رو میده و هنگام لحظه‌های حماسی هم با این حس و حال تطابق پیدا میکنه. اما صداگذاری بازی در دو حالت هم نقطه ضعف داره و همه نقطه قوت... نقطه ضعف بخاطر اینه که صداگذاری کلی روی بازی چندان تعریفی نداره. یعنی صدای راه رفتن‌ها، دویدن ها و خورده حرکات بازی بسیار شبیه هم هستن البته نمیتونیم این مورد رو یک نقطه ضعف تلقی کنیم اما کاش کمی جزئیات در صداگذاری بیشتر بود. اما صداپردازی بازی عالی انجام شده. آنتونی عاول صداگذار شخصیت Jonathan Reid در بازی Vampyr صداگذار شخصیت Edward Pierce در این بازی هست و بازهم با صدای بم و خوبش به همراه صداگذاری‌های خوب دیگر باعث میشه در این حیث بازی بی نقص به گیمر ارائه داده بشه...

سخن پایانی » در کل بازی Call of Cthulhu همونطور که سبکی متفاوت رو در بازی‌های ترسناک معرفی کرد، تونست تجربه‌ای لذت بخش رو برای من رقم بزنه چون هم داستان و روایتی زیبا داره و هم به اندازه خودش عنصر ترس رو داره و هم از لحاظ گرافیکی و طراحی گیم‌پلی قابل قبول واقع میشه...حداقلش شکستی رو برای ناشر و سازنده این بازی به همراه نمیاره.

بخش داستانی دل‌چسب

حفظ ویژگی‌های مثبت کمپین از ابتدا تا انتهای بخش داستانی

شخصیت‌پردازی خوب

تکسچرهای تقریبا با کیفیت

طراحی هنری زیبا محیط‌ها

نسبتاً خوب و کافی بودن عناصر نقش آفرینی در بازی که در گیم‌پلی کمک بسیاری به بازی می‌کند

موسیقی‌های خوب و دل‌نشین

صداپردازی خوب روی شخصیت‌ها

قابلیت انتخاب دیالوگ نه چندان موفق

باگ‌های متعدد در بازی

طراحی بی‌کیفیت چهره‌ها

صداگذاری نه چندان پرجزئیات

نبود اکشن در بازی که می‌توانست موفقیت‌های سازندگان بازی را دو چندان کند