خاطره بازی مدرن | نقد و بررسی بازی Crash Bandicoot N. Sane Trilogy

خاطره بازی مدرن | نقد و بررسی بازی Crash Bandicoot N. Sane Trilogy

مقالات و آموزش
من به عنوان یه نویسنده و گیمر که تجربه چندانی نسبت به گیمرهای بزرگتر از خودش نداره، بازی های زیادی رو از زمان های قدیم بازی کردم، عناوینی که شاید هیچ استعدادی در جلو بردنشون نداشتم اما همیشه تلاش میکردم تا جلو ببرمشون و اگر هم بشه تمومشون کنم. خب اون موقع برای من بازی کردن روی پلتفرم های متفاوت فرقی نمیکرد، یه روز Super Mario بود و روز بعد Sonic، یه روز هم Driver و روز بعد Crash. به شخصه تمامی این بازی ها رو یادمه که چجوری بازی میکردم و هنوزم که هنوزه دوست دارم ادامشون بدم و یا ریمسترشون رو ببینم. ریمستر کردن بازی ها شاید یکی از جذاب ترین ایده هایی هست که یک سازنده میتونه برای یه بازی خوب مطرح کنه، این روزا که دیگه تمام بازی ها و تمام گیمرها درگیر میکروترنسکشن و بازی های بتل رویال هستن، بد نیست که شاهد بازی های ریمستر باشیم و اون ها رو دوباره تجربه کنیم. خب چه ریمستری بهتر از ریمستر سه گانه Crash؟ بازی ای که تمام کنسول بازها باهاش خاطره دارن و من هم یکی از اون افراد هستم، چه بهتر که بیایم و قدر این موقعیت ها رو بدونیم و به تجربه بازی هایی بپردازیم که یه زمانی بهترین بودن حالا چه ریسمتر و چه قدیمی. اینبار با تجربه سه گانه ریمستر Crash تصمیم گرفتم تا بعد از گذشت چند ماه از آخرین نقدم، نسخه PC این بازی جذاب رو که به تازگی منتشر شده نقد کنم. پس با من همراه باشید تا مروری داشته باشیم بر نقاط قوت و ضعف این بازی و اون ها تحلیل کنیم.


خلاصه داستانـ » این سه گانه شامل سه نسخه متفاوت هست که هرکدوم داستان خودشون رو دارن، برای مثال نسخه یک یا همون Crash Bandicoot، داستانش از جایی شروع میشه که دکتر Neo Cortex، شخصیت شرور این مجموعه درحال شکنجه و تست آزمایشاتی روی شخصیت اصلی بازی یعنی Crash هست، کرش موفق به فرار میشه و با فرار از دست کُرتکس، مبارزه این دو هم شروع میشه. نسخه دوم بازی از در ادامه نسخه اول و از شکست کُرتکس شروع میشه و در ابتدا با سقوط دکتر کرتکس به یک چاه همراهه، یک چاه پر از کریستال های بنفش که منبعی غنی از انرژی هستن، یک سال از کشف این چاه میگذره و حالا کرتکس که در فضا به سر میبره و هیچ دوستی هم در زمین نداره، تصمیم میگیره تا از دشمنش یعنی کرش کمک بگیره تا این الماس ها رو براش بیاره. نسخه سوم هم در ادامه نسخه قبل روایت میشه، دکتر کُرتِکس دوباره شکست میخوره و اینبار پای Uka Uka به ماجرا باز میشه، برادر دوقلوی Aku Aku که قصد نابود کردن دنیا رو داره. داستان کل مجموعه همواره به یه بدمن و مبارزه با اون خلاصه میشه، از اونجا که کرش داستان خاصی برای روایت نداره در زمینه داستانی اونطور که باید، ظاهر نمیشه و خب نباید هم انتظار چندانی از این بازی داشته باشیم. روایت داستان بازی به شکل کات سین هست که در اوایل، اواسط و اواخر بازی روایت میشه. درکل نباید از داستان این مجموعه انتظار چندانی داشته باشین. چون این بازی اصولا به خاطر داستانش به وجود نیومده. 

گرافیکـ » اینکه تیم Vicarious Visions از چه موتور گرافیکی برای ریمستر کردن این عنوان استفاده کرده رو خدا میدونه اما باید بهتون بگم که گرافیک بازی در یک کلمه حیرت آوره. تیم سازنده به طور کلی گرافیک بازی رو دستکاری کرده، از کیفیت بافت ها و جزئیات گرفته تا مدل سازی دوباره شخصیت ها و محیط ها که همشون هم عالی از آّب در اومدن. کیفیت بصری خوب و در عین حال رنگ بندی های متنوع و متفاوت، چشم نوازی خاصی به این مجموعه بخشیده و درواقع باید بگم اصلا باور نمیکنین که این مجموعه، ریمستری از یه بازیه که 20 سال پیش منتشر شده. همونطور که در بالا اشاره کردیم همه چی از نو ساخته شده و واقعا زیبا به نظر میرسه، جزئیات و بافت هایی که در طراحی محیط استفاده شده بی نقص عمل میکنه و رنگ بندی متنوع اون هم هرگز گیمر رو خسته نمیکنه. این رنگ بندی ها به تنوع محیط بازی اتصال پیدا میکنه و باید بگم تنوع محیط بازی هم عالیه، از اونجا که سه نسخه متفاوت در دست گیمر قرار داره، هر نسخه از این بازی یه نوع متفاوت از گرافیک و گیم پلی رو به گیمرها ارائه میده. نسخه اول در ارائه محیط های متفاوت عملا از دو نسخه بعدش ضعیف تر عمل میکنه، چون کل بازی در جنگل روایت میشه و ممکنه خسته کننده باشه. اما نسخه دوم و سوم در این آزمون سربلند میان بیرون، نسخه دوم محیط های متنوعی داره اما در مقابل نسخه سوم میشه گفت حرفی برای گفتن نداره، محیط های نسخه دوم باز و بسته و با آب و هواهای متفاوت هست. اما نسخه سوم از این آزمون کاملا سربلند میاد بیرون و رقبای قبلیشو زیر پا لِه میکنه، تم محیط ها در این نسخه مدام تغییر میکنه و عوض شدن آب و هوا هم کمک شایانی به این تنوع کرده. درکنار تنوع محیطی، طراحی صورت کاراکترها بسیار عالی انجام شده، کافیه فقط این بازیو با نسخه های 20 سال پیشش مقایسه کنین تا به عمق این ماجرا پی ببرین که تیم سازنده این بازی چقدر روی اون کار کرده، چهره کِرَش که در طول بازی بارها باهاش بازی میکنیم بسیار عالی طراحی شده. از طرفی هم انیمیشن های ساخته شده برای این کاراکتر بسیارعالی و متنوعه مثلا انیمیشن های کرش موقع مرگ بسیار جذابه، بستگی به شما داره که چجوری میمیرین، برای مثال وقتی به یکی از دشمنان معمولی مثل لاکپشت برخورد کنین کرش ناگهان در قالب فرشته ای راهی آسمون میشه، یا مثلا وقتی از بالا سقوط میکنین کرش پخشِ زمین میشه و کفشاش بالا میاد. شخصیت های متنوع نظیر خواهر کرش یعنی Coco هم در بازی حضور دارن و میتونین باهاششون به بازی بپردازین، البته در بعضی جاها مجبورین با این کاراکتر برین جلو. این شخصیت هم انیمیشن های جالبی داره و ضمن ایجاد تنوع توی بازی، تجربه مراحل متفاوت با اون هم جذابه. هوش مصنوعی در بازی خلاصه میشه به هوش دشمنا، دشمنایی که در انواع مختلف طراحی شدن و تنها کارشون راه رفتن در یک محدوده مشخص هست و بعد از اون وظیفشون اینه که به گیمر ضربه ای وارد کنن که باعث کشته شدنش بشه. درکل گرافیک بازی بسیار تعریفی و جذابه، دقتی که سازنده در طراحی این گرافیک به کار برده جای تشویق داره، واقعا میشه گفت شاهد یک پلتفرمر با گرافیک فوق العاده چشمگیر هستیم.


گیم پلیـ » سری Crash، یک عنوان پلتفرمر دو بعدی و ماجرایی به حساب میاد، بازیکنان در این بازی با رد کردن مراحل و رسیدن به هدف مورد نظر میتونن به مرحله بعدی رفته و در نهایت باس اصلی بازی رو از بین ببرن. خیلی چیزها در بازی تغییر کرده که هم به نفع این بازی و هم به ضرر اونه اما اگر به طور کلی به گیم پلی بازی نگاه کنیم شاهد چیز خاصی نیستیم، یک گیم پلی ساده که در زمان خودش باعث صدرنشینی این بازی شده بود ولی چیزی که موجب شده گیمرها به تجربه این عنوان بپردازن، خاطره های متنوع اون هاست که با این بازی دارن و این امر باعث میشه تا این افراد مدام به تجربه این بازی بپردازن و هرگز خسته نشن، درواقع موردی که باعث میشه گیمرها تا پایان این بازی برن، سبک پلتفرمر و متنوع و گرافیک تکراری نشدنی بازی هست. کل گیم پلی بازی به ضربه زدن و پریدن خلاصه میشه، شما باید در این بین سیب جمع آوری کنین و اون ها رو به یه سقف مشخص برسونین که تعداد جون شما بالا بره تا از این طریق بتونین مراحل بازی رو جلو ببرین، هر دفعه که جون های شما به صفر برسه، اون مرحله از نو شروع میشه و شما با چهار جون کارتون رو شروع میکنین. در سه نسخه این بازی مدام شاهد تغییراتی هستیم که پایه و اساس بازی رو کمی عوض میکنه تا تم گیم پلی آنچنان تکراری به نظر نیاد، برای مثال شما در نسخه اول در بعضی از مراحل میتونین سوار حیوانات مختلف از جمله گراز بشین، نوع دیگری از مراحل هم در بازی وجود داره که برای مثال یه سنگ بزرگ میاد تا شما رو لِه کنه و شما مجبورین از دست اون سنگ فرار کنین تا مرحله بازی رو به پایان برسونین. در نسخه دوم شاهد تنوع محیط ها هستین و میتونین تمام توانایی هایی که در نسخه اول دارین رو در نسخه دوم هم داشته باشین که این روند در نسخه سوم شامل گیم پلی دو نسخه قبلی میشه که گستردگی بالایی داره، برای مثال در طول بازی مراحلی هست که بازیکن میتونه سوار جت اسکی بشه و یا با دیگر حیوانات بازی رو جلو ببره و یا حتی میتونه در زیر دریا شنا کنه و با موجودات دریایی متنوع مبارزه کنه. درطول جلو بردن مراحل شاهد مراحل فرعی هستین که به عنوان جایزه بهتون داده میشه تا بتونین جعبه های متنوع رو خرد کرده و سیب جمع کنین. درطول بازی شاهد باس های متفاوتی هستین که هرکدوم یه نقطه ضعفی دارن و کشتنشون بسته به شما سخت یا آسون خواهد بود. از ابتدا که بازی رو شروع میکنین چیزی به نام درجه سختی نمیبینین، چیزی که اگه میبود میتونست تجربه نسخه اول رو به مراتب بهتر کنه، درکنار تکراری بودن نسخه اول شما با بازی سختی هم روبرو هستین که برای جلو بردن یکی از مراحلش باید حداقل نیم ساعت وقت صرف کنین درحالی که اگه میتونستین سختی بازی رو انتخاب کنین شاید این مرحله در ده دقیقه تموم میشد. شخصیت کرش میتونه بپره و ضربه بزنه اما با جلو رفتن در بازی توانایی های متنوعی بهش داده میشه، برای مثال کرش میتونه با سرعت زیادی بدوه و یا میتونه ضرباتش رو طولانی تر کنه یا با اسلحه به دشمنش شلیک کنه. هر نسخه از این بازی دارای روایت های مرحله ای متفاوت هست، برای مثال در نسخه اول مراحل به صورت یه خط دنبال میشه ولی در نسخه دوم مراحل بازی شبیه به یه ساختمون چند طبقه هست که هر طبقه دارای تعدادی مرحله هست و نسخه سوم هم روند نسخه دوم رو طی میکنه اما به یه صورت دیگه. با انجام مراحل هر طبقه بازیکنان میتونن با باس بازی مبارزه کنن و اون رو شکست بدن. درکنار این ها وقتی که مراحل بازی رو تموم کنین میتونین اون ها رو دوباره و در صورتی که دوست داشتین به صورت زمانی انجام بدین و در این زمینه رکورد ثبت کنین و با دوستان و اعضای خانوادتون رقابت کنین. گیم پلی بازی همونطور که در ابتدا گفتیم شامل تغییراتی شده که شامل یه سری چیزهای کوچیک نظیر رفع ایرادات میشه، درواقع شاهد همون گیم پلی بیست سال پیش هستین که میتونه حوصله سربر باشه و این از اصلی ترین ایرادات این بازیه. درکل سه گانه مجموعه کرش، از گیم پلی خوبی برخورداره، البته که ممکنه این بازی به مذاق بعضی از گیمرها خوش نیاد چون گیم پلی بازی بعد از مدتی فرم همیشگیش رو حفظ میکنه و ممکنه تجربه بازی رو خراب کنه اما اگه این مسئله رو کنار بذاریم مطمئنا شاهد یه بازی پلتفرمر جالب هستیم که میتونه ساعت ها با مراحل متنوع و سختی های متفاوت گیمر رو به چالش بکشه.


موسیقی و صداگذاریـ » شاید یکی از جالب ترین بخش های این بازی، قسمت صداگذاری اون باشه، اگه نسخه های دو دهه قبل این بازیو بازی کرده باشین متوجه میشین که همه چی در بازی به طور کلی ریمستر شده، تمام افکت ها نوسازی شدن و هیچ چیز درطول بازی تغییر نکرده، حتی دوبلورهای این بازی همون آدم های سابقن و حضورشون لذت خاصی رو در بازی ایجاد میکنه. موسیقی این بازی هم همون موسیقی دو دهه قبله که توسط آقای  Josh Mancell ساخته شده. ایشون عناوین زیادی در کارنامه ندارن و درخشان ترین بازیشون توی این پرونده، ساخت موسیقی مجموعه Crash هست. هر نسخه از این مجموعه یه موسیقی خاص داره، در نسخه های دوم که مراحل بازی متنوع میشن این موسیقی هم متنوع میشه و مدام تغییر میکنه. جالب اینجاست که این تِرَک ها از شروع مرحله تا پایان اون شما رو همراهی میکنن و یه تجربه ناب رو براتون رقم میزنن.


Crash Bandicoot: N. Sane Trilogy مثل خونه ای میمونه که تازه ساخته شده، یک خونه که تا دو دهه قبل همه داخلش رفت و آمد میکردن ولی کم کم و بعد از گذشت سال ها دیگه کسی به این خونه نیومد تا وقتی از نو ساخته شد و دوباره داخلش رفت و آمد ایجاد شد. نسخه های قدیمی این بازی برای من نوستالژیک ترین بازی هایی هستن که در دوران بچگیم بازی کردم و هنوزم که هنوزه یادمه که این بازی توی خونه ما و خانوادمون چه تب و تابی راه انداخت. حالا نزدیک تقریبا 14-13 سال از آشنایی من با این بازی گذشته و فقط تجربه دوباره این بازی میتونه منو به اون دوران ببره و موقعیت تجربه این بازی با مجموعه ریمستر اون برای من ایجاد شده. واقعا اگه این بازی رو تجربه نکردین فقط میتونم براتون افسوس بخورم چون یه تجربه پلتفرمر ناب رو از دست دادین، کرش مطمئنا و بدون شک خالق یک استاندارد جدید در بازی های پلتفرمر هست، استانداردی که الان بازی هایی همچون Rayman از اون پیروی میکنن. تجربه این بازی مطمئنا برای همه افراد جذاب خواهد بود و باید بگم اگه یه بازی چالش برانگیز میخواین حتما این مجموعه جذاب و جالب رو تجربه کنین. تا مقاله بعدی همتون رو به خدای بزرگ میسپرم. بدرود...