در جست‌ و‌ جوی حقیقت | نقد و بررسی بازی HITMAN 2

در جست‌ و‌ جوی حقیقت | نقد و بررسی بازی HITMAN 2

مقالات و آموزش
مجموعه Hitman با تغییراتی که از سال 2016 به خودش دید تبدیل به یک عنوان متفاوت نسبت به نسخه‌های قبلی شد، سریالی شدن بازی، تغییرات گیم پلی و البته نوع روایت داستان تاثیر خودشو روی بازی گذاشت و اون رو به یک عنوان متفاوت بدل کرد که طرفداران و منتقدان زیادی داشت. با انتشار HITMAN 2016 یا بهتره بگیم فصل اول مجموعه هیتمن، این عنوان به یک بازی اپیزودیک محور و سریالی تبدیل شد که داستان در اون هیچ نقشی نداشت و به علت پراکندگی زیادی که ایجاد کرد تقریبا اکثر طرفداران از داستان این مجموعه لذت نبردن و از اون دلزده شدن، اما اینبار و در فصل دوم این مجموعه جذاب شاهد یک بازی بسیار عالی هستیم که پتانسیل زیادی برای تبدیل شدن به یکی از بهترین بازی‌های سال رو داشت اما از اون استفاده‌ای نبرد و درواقع به خودش ضربه‌ای مهلک زد. در ادامه قراره به نقد و بررسی بازی HITMAN 2 بپردازم و امیدوارم تا من رو درطول این نقد همراهی کنید.
 


داستانـ » مجموعه Hitman از سالیان قدیم همراه گیمرها بوده و با انتشار هر نسخه شاهد یک سناریوی متفاوت بودیم که نسبت به نسخه قبلی در زمینه روایی قدرت بیشتری داشت، با انتشار هر نسخه ما میدیدیم که شخصیت دوست داشتنی مامور 47 چقدر جذاب‌تر میشه و مدام تغییر میکنه. تمام این جذابیت‌ها به محور داستانیِ بازی ختم می‌شد که حول شخصیت مامور 47 میچرخید و با چاشنی قتل و غافلگیری ترکیب شده بود که داستانی باحال رو ارائه میداد. خب این روند تا سال 2012 و در بازی Hitman: Absolution به اوج خودش رسید و شاهد یک بازی بی نقص در زمینه داستانی بودیم اما با انتشار اولین فصل از نسخه سریالی هیتمن، داستان‌های مربوط به شخصیت مامور 47 کاملا ناپدید شد و دیگه اون سناریوها و قصه‌های پر فراز و نشیب رو شاهد نبودیم و در عوضش یک داستان بی هویت رو تجربه کردیم که بسیار تلخ و ناامیدکننده بود، البته که باید بد بودن داستان بازی رو به اپزودیک شدن اون ربط داد چون روایتی پراکنده رو به گیمرها ارائه میداد.


 
خب بهتره از اول بگیم که داستان بازی بسیار عالیه و از الآن باید خیال طرفداران قدیمی این مجموعه رو راحت کرد چون که داستان HITMAN 2 فراتر از فصل اول و حتی نسخه‌های پیشین رفته و اینبار قصه‌ای غافلگیرکننده و جذاب رو تجربه میکنیم. داستان HITMAN 2 در امتداد فصل اول روایت میشه، بازیکنان اینبار هم در قالب گذشته مامور 47 بازی رو پیش میبرن، قصه اصلی بازی به از بین بردن یک گروه به نام Shadow Client مربوطه، وظیفه بازیکنان کشتن افراد مربوط به این گروه هستش تا درنهایت به سازمانی به نام Providence دست پیدا کنن، هرچقدر که به پایان بازی نزدیک میشین حقایق تاریک و سیاهی رو راجع به مامور 47 می‌فهمید که به غافلگیری‌های داستان بازی اضافه میکنه. در ظاهر شاهد روایتی سطحی و معمولی هستیم و بهتره بگم درست حدس زدید، اما یکی از بهترین بخش‌های بازی شیوه روایت اون به حساب میاد، فصل اول با استفاده از دموها و انیمیشن‌ها داستان نصفه و نیمه بازی رو روایت میکرد اما در این فصل شیوه روایت داستان تغییر کرده و داستان به صورت تصاویری کمیک مانند (شبیه به کمیک‌های Max Payne) دنبال میشه، علاوه بر اون در فصل دوم شاهد فلش‌بک‌هایی به گذشته مامور 47 خواهیم بود که حقایقی تلخ و جذاب رو بازگو میکنه، درکنار این مسائل کاراکترهای فرعی هم داستان منحصر به خودشون رو دارن، مثلا Diana Burnwood که به عبارتی کارفرمای مامور 47 به حساب میاد در سناریوی این نسخه نقشی اساسی رو به عهده داره و گیمر وارد گذشته این زن هم میشه. درکل باید گفت که داستان و قصه‌ای که در HITMAN 2 روایت میشه به طول کلی نسبت به فصل اول برتری داشته و تجربه‌ای جذاب رو رقم میزنه.



گرافیکـ » موتور گرافیکی Glacier مثل همیشه در این نسخه از مجموعه Hitman هم حضور داره و نسبت به فصل اول تغییرات خوب و بد زیادی داشته. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای گرافیکی این نسخه تنوع محیطی و تغییرات آب و هوایی بازی هستش که نسبت به فصل اول خیلی بهتر شده. این نسخه هم از نظر طراحی مراحل شبیه به فصل قبلی هستش و بازیکنان در شش کشور مختلف حضور دارن (در بخش گیم پلی بررسی خواهد شد) که از نظر محیط کاملا با یکدیگر فرق داره و نسبت به فصل قبل طراحی فوق العاده بهتر و جذاب‌تری داره. یکی دیگه از بخش‌های خوب که بهش اشاره کردیم اضافه شدن آب و هواهای متفاوت هستش، مثلا در یکی از مراحل بازی آب و هوا شرجی و در دیگری مرطوبه و بارون هم میباره و خب با تشکر از جزئیات عالی بازی کاملا میشه این آب و هواها رو که به واقعیت هم نزدیکی زیادی داره حس کرد. طراحی چهره‌ها، بافت‌ها و جزئیات هم خیلی خوب کار شده و در این زمینه ایرادی به بازی وارد نیست، درکنار این‌ها باید از نورپردازی و کنتراست تعریف کرد چون در هر مرحله تفاوت‌های زیادی داره و درواقع بازی رو خیلی جذاب جلوه میده. اما از مهم‌ترین ایرادات بازی باید به هوش مصنوعی اون اشاره کرد، باید گفت که فصل دوم در این زمینه خیلی چالش برانگیز عمل نمیکنه و درواقع شاهد هوش مصنوعی شبیه به فصل اول هستیم که تجربه بازی رو گاهی تکراری میکنه، با اینکه تغییراتی هم در این زمینه حس میشه اما آنچنانی نیست که بخوایم درکل از ایرادات هوش مصنوعی بازی چشم‌پوشی کنیم. درمجموع گرافیک بازی نسبت به فصل قبل تغییرات خوبی داشته اما هوش مصنوعی بازی اونطور که باید خوب نیست، درواقع باید بگم انتظارم از چیزی که دیدم بیشتر بود و دوست داشتم شاهد یک بازی چالش برانگیزتر باشم.


گیم‌ پلیـ » به طور کلی که نگاه کنیم، گیم پلی این نسخه شبیه به فصل اول هستش و فقط یه سری چیزهای معمولی به بازی اضافه شده که تجربه‌ای پیشرفته اما شبیه به نسخه قبلی رو به بازیکنان ارائه میده که این میتونه برای بعضی از گیمرها باعث تکراری شدن بازی بشه. خب درطول داستان بازی باید به سراغ اهداف داده شده رفته و اون‌ها رو به قتل برسونید، این اهداف در شش مرحله و با تعداد مختلف بهتون داده میشه، همچون فصل قبل هر مرحله در یک کشور مختلف روایت میشه، در این فصل بازیکنان به یکی از خلیج‌های نیوزلند، میامی در ایالات متحده آمریکا، شهری در کلمبیا، بمبئی در هند، یکی از شهرهای حومه ایالات متحده آمریکا و جزیره‌ای واقع در آتلانتیک شمالی سفر میکنن، هر مرحله چالش‌ها و داستان‌های منحصر به فرد خودش رو داره که تجربه‌ای لذت‌بخش رو برای گیمر رقم میزنه و اگه این مراحل رو با فصل قبل مقایسه کنیم متوجه میشیم که مراحل این فصل خیلی بهتر از فصل اول طراحی شدن و تجربه‌شون به مراتب از فصل اول جذاب‌تره. شاید بهترین مرحله این نسخه، مرحله سوم در کلمبیا باشه که از نظر من آزادی بسیار زیاد و جهانی باز داره و از نظر گرافیکی بسیار چشم نوازه و یه جورایی برای من یادآور بازی فوق العاده MGSV: The Phantom Pain بود، همونطور که گفتم آزادی عمل در این مرحله بسیار زیاده و بازیکنان میتونن داستان‌های متفاوتی رو کشف کرده و پیش ببرن. درکنار این مرحله، یکی دیگه از بهترین بخش‌های این بازی بمبئی در هند هستش که علاوه بر اینکه کاملا به واقعیتِ هند و شلوغی اون نزدیکه، راه‌‌های متفاوتی رو برای از بین هدف به بازیکن نشون میده و و علاوه بر اون در این بخش حالتِ مخفی‌کاری بیشتر به بازی حاکمه و بازیکنان ممکنه حتی جرات نکنن ماشه رو بدون فکر بِکِشن، همچنین این مرحله از نظر گیم پلی یک تغییر بسیار عالی رو در بازی ایجاد میکنه که در ادامه بهش خواهیم پرداخت: خب در این مرحله ما سه هدف داریم که یکیشون هویت نامعلوم داره و بازیکن باید با پیدا کردن اطلاعات که شامل اسکن کردن افراد میشه این شخص رو شناسایی کرده و به قتل برسونن که اگه صادقانه بخوام بگم بسیار شبیه به فیلم‌های پلیسی - جنایی هستش و جذابیت بازی رو هم بالا میبره، این دسته از تنوع رو کم در بازی میبینیم اما به موقع میان و تجربه‌ای متفاوت رو رقم میزنن. 


خب بپردازیم به بخش‌های مختلف گیم پلی، از بخش‌های جدیدی که به بازی اضافه شده حالت Picture In Picture یا تصویر در تصویر هستش که به گیمرها کمک بسیار زیادی کرده، بازیکنان با استفاده از این حالت درصورتی که قتلی انجام داده و لو برن میتونن متوجه بشن و بازی با استفاده از یه تصویر کوچک در گوشه صفحه نمایش به گیمر از لو رفتن قتلش اطلاع میده، این حرکت فقط برای قتل‌ها نیست، برای مثال بازیکنان میتونن از دید دوربین‌های مداربسته هم خودشون رو ببینن تا یه موقع خرابکاری نکنن. از دیگر بخش‌های بازی میشه به Mission Storyها، داستان‌های کوچک یا داستانک‌های هر ماموریت اشاره کرد، بازیکنان با استفاده از این شیوه میتونن به راه‌های متفاوتی برای قتل اهدافشون دست پیدا کنن، این حالت در فصل قبل با نام Opportunity شناخته می‌شد و بازیکن با گوش دادن به حرف‌های NPCها میتونستن این اطلاعات رو به دست آورده و راه جدیدی برای از بین بردن هدفشون پیدا کنن اما خب این حالت نسبت به نسخه قبل چندان فرقی نکرده و خب به مرور ممکنه تکراری بشه. آیتم جذابی که به تازگی به این عنوان اضافه شده Brief Case یا کیف مخصوص حمل اسلحه اسنایپر هست که درواقع میشه به غیر از اسنایپر هم چیزی رو داخلش جا داد، این کیف دوست‌داشتنی اینبار از نسخه چهارم یعنی Hitman: Blood Money به این نسخه اومده تا باری دیگر گیمرها بتونن ازش استفاده کرده و درصورت نیاز وسایل مهمشون رو داخل این کیف مخصوص جاسازی کنن، علاوه بر اینکه میشه از این کیف برای قرار دادن وسایل استفاده کرد میتونین باهاش افراد مختلف رو هم بیهوش کنید، فقط کافیه اون رو به سمت هدفتون گرفته و پرت کنین، حتی اگه خالی هم باشه اثر داره اما مهم‌ترین کاربرد این کیف قرار دادن یک وسیله مهم مثل اسلحه یا بمبه، بازیکنان با این کیف در برابر نگهبان‌ها لو نمیرن و میتونن چیزهای زیادی رو داخلش جا بدن تا خیالشون بابت استفاده از وسایل مهم راحت باشه. حالت مخفی‌کاری در فصل اول این مجموعه حکومت زیادی داشت و اگه بدون مخفی‌کاری پیش میرفتین کارِتون بسیار سخت میشد، اما در این فصل حالت مخفی‌کاری ثبات بهتری پیدا کرده و بازیکنان در صورتی که لو برن میتونن کمی خونریزی به راه بندازن، انیمیشن‌های جدیدی هم برای مامور 47 درنظر گرفته شده، مثلا این کاراکتر اگه زیاد تیر بخوره دستش رو جلوی شکمش میذاره تا خونریزی رو بند بیاره که بیشتر بازی رو به واقعیت و یک قاتل بودن نزدیک میکنه.


 
درکنار این مسائل، بازیکنان میتونن در جاهای متفاوتی مخفی شده و منتظر اهداف بمونن، مراتع سبز در این بازی قرار گرفته و بازیکنان میتونن دشمن رو در اونجا گیر انداخته، بکشن و جنازه‌ش رو همونجا مخفی کنن،علاوه بر مراتع سبز، مامور 47 میتونه لابلای مردم مخفی شده تا از دیده شدنش توسط نگهبان‌ها جلوگیری بشه، این حالت در مرحله میامی و بمبئی به شدت تاثیرگذار و جذابه. علاوه بر این بخش‌ها، تمام مکانیک‌های نسخه قبل در بازی جا گرفته و به همین دلیله که شاهد یک بازی شبیه نسخه قبلی هستیم که میتونه برای طرفداران این نسخه کمی دلسردکننده باشه. درکل گیم پلی بازی محتوای خوبی داره، بازیکنان قطعا در مقابل گیم پلی بازی به دو دسته تقسیم خواهند شد و مطمئنا یا از گیم پلی این بازی خوششون میاد یا هم که ایرادات وارده بر اون رو بزرگ کرده و بازی رو ضعیف نشون میدن، از نظر بنده ایرادات وارده بر گیم پلی کاملا جدیه و با یه بازی که میتونه تکراری بشه روبرو هستیم اما همزمان شاهد یک بازی خوب رو به بالاییم که طراحی مراحل و چالش‌‎‌های جذابی که داره اون رو به یک بازی مخفی‌کاری خوب تبدیل میکنه. 



سخن پایانیـ » مطمئنا اگه خودتون رو طرفدار این مجموعه میدونین به سراغ این نسخه خواهید رفت و مطمئنا با یه بازی دو حالته روبرو هستین، عنوانی که میتونه راضیتون کنه و بازی‌ای که میتونه حالتونو بد کنه، اما قطعا اگه دنبال سناریویی جذاب هستین و مامور 47 شخصیت مورد علاقتونه ابتدا فصل اول و بعد فصل دوم رو تجربه کنین تا علاوه بر اینکه داستان رو متوجه بشین، پیشرفت‌ها و پسرفت‌های این نسخه رو هم بفهمین. سال 2016 که فصل اول این بازی انتشار پیدا کرد همه فهمیدن که قصد استودیوی IOI ایجاد یک بازسازی مدرن از نسخه چهارم یعنی Hitman: Blood Money هست اما با انتشار فصل دوم من متوجه شدم که قصد سازنده درواقع ارائه نسخه چهارم با تغییراتی مدرن هست که خب اگه فصل اول رو ازش خط بزنیم شاهد یک بازی خوب خواهیم بود اما با احتساب فصل اول با یک عنوان با احتمال تکراری شدن روبرو هستیم.

داستان درگیرکننده و جذاب
گرافیک و جزئیات عالی
مراحل متنوع و تنوع محیطی
مراحل کلمبیا و بمبئی
تعادل بین حالت اکشن و مخفی‌کاری
حالت Picture In Picture
Mission Storyها
بازگشت Brief Case
After Click On "Save changes"
You can Edit your Content for this Item #2
هوش مصنوعی نه چندان قدرتمند
شباهت‌های بسیار زیاد به فصل اول
نویسنده: Retativ
1397-9-15 ( 6 روز پیش )

خبر های مرتبط با Hitman

مقاله های مرتبط با Hitman

دانلود های مرتبط با Hitman

ویدیو های مرتبط با Hitman

موسیقی های مرتبط با Hitman

والپیپر های مرتبط با Hitman