دور از خانه | نقد و بررسی بازی Metro: Exodus

دور از خانه | نقد و بررسی بازی Metro: Exodus

مقالات و آموزش
اولین بار که بازی Metro: Exodus را دیدم، برمیگشت به مراسم E3، از ساعتِ خواب آدمی عادی گذشته بود و من درحالی که دیگر از تماشای کنفرانس Microsoft خسته شده بودم، به این فکر افتادم که ادامه کنفرانس را بیخیال شده و برگردم به تخت‌ِ خوابم، درحالِ عملی کردن افکارم بودم که ناگهان با نمایش یک تریلرِ هیجان‌انگیز کسالتم از بین رفت و با خود گفتم: این میتونه نمایش چه بازی‌ای باشه؟! عنوانی که نظر من را جلب کرد Metro Exodus نام داشت، سومین دنباله بر مجموعه جاه‌طلبانه Metro، از آن دوره تا عرضه بازی فاصله زیادی بود و تاخیر بازی هم باعث شد تمام رویاهای من درمورد این عنوان ختم شود به یک تجربه دیرهنگام، تجربه‌‌ای که در تابستان رقم خورد. به هرحال با پیشبرد این بازی بنده این توانایی رو دارم تا بازی Metro Exodus را زیر ذره‌بینِ GM قرار داده و به نقد و بررسی بازی مشغول شوم، امیدوارم تا در ادامه این مقاله شما هم بنده رو همراهی کنید تا با هم این مطلب رو مطالعه کنیم.



داستان؛ هجرتی به سمت بهشت» مجموعه Metro از همان ابتدا با دست بردن به سمت یک سناریوی آخرالزمانی توانست محبوبِ خیلی از گیمرها شود، داستان این سه گانه براساس رمان‌های Metro اثری از نویسنده روسی Dmitry Glukhovsky اقتباس شده. Metro: Exodus نیز براساس آخرین نسخه انتشار یافته این رمان یعنی Metro 2035 ساخته شده، همانطور که اکثرتون میدونید Exodus در زبان انگلیسی به معنای هجرت میباشد، نامی که کاملا شایسته بازی و سناریوی آن است. داستان بازی همچنان حول محور شخصیتِ اصلی این مجموعه یعنی Artyom در گردش است، شرایط برای این شخصیت کاملا فرق کرده، آرتیوم اینبار به دنبال حیات و زندگی‌ست، برخلاف نسخه‌های قبلی که هدف شما بررسی پیدایش موجودات بازی بود، اینبار باید به دنبال یک مکانِ تازه برای زندگی باشید، اینجاست که پای هجرت و کوچ به داستان بازی باز میشود. آرتیوم باید با همراهی گروهی از شخصیت‌های نسخه قبلی و با استفاده از قطاری به نام Aurora به سراغ یک زندگی تازه برود، دور از رادیواکتیو، دور از موجودات جهش یافته و دور از سرما. پیدا کردن این سرپناه مدت‌ها طول میکشد، بنابراین روایتِ سناریو طی یک سال انجام میشود، سالی که سه فصل دارد: بهار، تابستان و زمستان، همین عنصر به تنهایی روی تمام مکانیک‌های بازی تاثیرگذار است و در داستان نیز باعث زیبایی و البته واقع‌گرایانه شدنِ روایتِ داستان میشود. سناریوی بازی نقاطِ قوت زیادی را داراست، در وهله اول میتوان به شیوه روایت بازی اشاره کرد، همانطور که گفته شد بازی طی یک سال روایت میشود، حالا این‌ها به کنار، بازی دارای فراز و فرود در سناریوست، با جلو بردن بازی متوجه میشوید این فراز و فرود شباهت‌های بسیاری به سریال The Walking Dead دارد (البته چرخه سریال TWD خنده‌دارتر از این حرف‌ها‌ست!)، به گونه‌ای که شما با جمع‌آوری یک گروه تعدادی از آن‌‌ها را از دست داده و تعدادی را به گروه خود اضافه میکنید، این روند علاوه براینکه باعث تنوع در کاراکترهای این عنوان میشود، داستان بازی را نیز به چالش میکشد. درکنار این‌ها سوپرایزهای جاگرفته در داستان نیز تعریفی درآمده و در این بین شاهد اتفاقاتی هستیم که میتواند گیمر را خوشحال یا ناراحت کند.




 تعاملات کاراکترها با یکدیگر نیز بی‌نظیر از آب درآمده و گیمر به سادگی میتواند با کاراکترهای بازی ارتباط برقرار کرده و با آن‌ها صحبت کند، به لطف تیمِ سازنده، شخصیت آرتیوم میتواند دقایقی را کنار کاراکترهای بازی گذرانده و با آن‌ها نوشیدنی صرف کند، سیگار بکشد و مدتی به حرف‌هایشان گوش دهد. آرتیوم در این نسخه با شخصیت فرعی نسخه قبلی یعنی Anna ازدواج کرده، رابطه عاشقانه‌ای که توسط نویسنده در این بازی شکل گرفته کاملا تحسین‌برانگیز بوده و میتوان با کاراکتر Anna به سادگی در لحظات متفاوت خوشحال بود، ناراحت شد، نگران شد و شوکه شد. اما اصلی‌ترین ایراد این عنوان که باعث میشود تمام این نقاط قوت در بازی زیرِ سوال برود، لال بودن یا به عبارتی ساکت بودن شخصیت آرتیوم میباشد، درکمال ناباوری این کاراکتر در این نسخه نیز حرف نمیزند و وقتی که دارید با شخصیت‌های بازی حرف میزنید آرتیوم فقط گوش میدهد! با اینکه آرتیوم در لحظات Loading بازی مشغول به صحبت میباشد و حرف میزند اما در داستانِ بازی و طیِ ماموریت‌ها، هیچ صدایی از این شخصیت در نمی‌آید و این باعث میشود شخصیت‌پردازی بازی زیر سوال برود و کاراکترِ آرتیوم نیز نسبت به کاراکترهای عناوین هم‌سبک، پایین رده باشد. دمیتری گلوخوفسکی به راحتی نشان میدهد که حتی در دنیاهای آخرالزمانی نیز میتوان دنبال زندگی بود، از بین برد، ارتباط برقرار کرد، کُشت، عاشق شد و یا نابود کرد، تمام این زیبایی‌ها سناریوی Metro: Exodus را شکل میدهد، یک هسته تازه که از سناریوی دو نسخه قبلی کاملا جلو زده و آن‌ها را پشت سر میگذارد. درکل اگه بخوایم نتیجه‌گیری کنیم، داستان بازی قابل‌قبول و منحصر به فرد است، تعامل با کاراکترها، رابطه عاشقانه آرتیوم و آنا، غافلگیری‌ها و بالا پایین‌های داستان جز نقاط قوت این بخش به حساب می‌آید اما در این بین صامت بودن کاراکتر آرتیوم است که ضربه‌ای جدی به بدنه شخصیت‌پردازی او و صدالبته داستان بازی میزند.



گرافیک» استودیوی 4A Games طی 9 سالی که مشغول عرضه نسخه‌های مختلف سه‌گانه Metro بود، همواره از موتور گرافیکی انحصاری خود یعنی 4A Engine استفاده کرده، انجینی که از همان ابتدا در طراحی اتمسفر عملکرد بی‌نظیری ارائه داده، این قدرت و توانایی در نسخه دوم این بازی یعنی Last Light به حد اعلایی رسید، اتمسفرهای قوی و البته فیزیک محیط باعث میشد که نسخه دوم از این مجموعه یک سر و گردن از بازی‌های سال 2013 بالاتر باشد، حالا این انجین به نسخه سوم یعنی Metro: Exodus آمده. کامل‌ترین ورژن از موتور گرافیکی 4A Engine را میتوان در این عنوان یافت، این موتور گرافیکی در Metro: Exodus از لحاظ بصری کیفیتی مثال‌زدنی را ارائه میدهد. با توجه به تغییر نگرِش این نسخه از مجموعه Metro نسبت به اپیزودهای قبلی خیلی‌ها نگران بودند که شاید این بازی نتواند فضاسازی‌ نسخه‌های قبلی را در این قسمت تکرار کند، اما دقیقا برعکسِ این اتفاق افتاد و نسخه سوم این بازی نه تنها توانسته این مهم را عملی کند، بلکه توانسته از نسخه‌های قبلی نیز جلو بزند. در این نسخه دیگر قرار نیست همواره در متروها و مخروبه‌های مسکو به بازی بپردازید، بلکه اینبار شما از مسکو خارج خواهید شد و به مکان‌های متفاوتی سر میزنید، تنوع محیطی بازی در یک کلام راضی‌کننده و عالی‌ست، مخروبه‌ها در زمستان، صحراها در بهار و یا جنگل‌ها در تابستان، هرکدام از یک طراحی کم‌نظیر برخوردارند. طراحی جرئیات در محیط تعریفی از آب درآمده، برای مثال در جنگل‌ها بازیکنان شاهد شاخ و برگ درختان، دریاها و مرداب‌های متفاوت هستند که به لحاظ بصری بهترین کیفیت را ارائه میدهد، همانطور که گفته شد اتمسفر، فضاسازی و فیزیکِ محیطی بازی در بالاترین حالت خود قرار دارد و درباره این مسئله خیال خیلی‌ها باید راحت باشد، به لطف این فضاسازی قوی Metro: Exodus به راحتی میتواند یک عنوان ترسناک باشد و از این ویژگی به خوبی برخوردار است. دشمنان شما در این عنوان با آمدنِ هر فصل تغییر حالت داده و میتوان این را در طرز لباس پوشیدن آن‌ها پیدا کرد، همین تنوع به خوبی باعث میشود که از بازی دلسرد نشویم، تنوع دشمنان جهش‌یافته و حیوانات در این عنوان همچون تنوع محیطی گسترده و متفاوت است.




 با هربار تغییر در بازی حس میکنید که تیم سازنده خواهان جای دادن یک اِکوسیستم و زیست‌بوم در بازی‌ست، این مهم در فصل تابستان به بالاترین حالت خود میرسد، جنگلی که در تابستان نمایش داده میشود ناخودآگاه یادآور فیلم Annihilation 2018 شده و خب قرار دادن حیوانات وحشی از جمله گرگ و خرس و قرار دادن حیوانات اهلی مثل گوزن به خوبی این مسئله را تداعی‌ میکند. از نقاط قوت بازی زیاد گفتیم و حالا نوبت به ایرادات این بخش است، یکی از نقاط ضعف بازی که شاید بتوان از آن چشم‌پوشی کرد مربوط به باگ‌های این عنوان است که حضورشان در محیط بازی گاهی اوقات توی ذوق میزند، درکنار این‌ها باید به انیمیشن شخصیت‌های فرعی هم اشاره کرد که کمی خشک کار شده و میتونست بهتر از این ظاهر بشه، اما اصلی‌ترین ایراد این بخش که مثل صامت بودن آرتیوم به بدنه بازی ضربه زده، هوش مصنوعی بازی‌ست، به جرات میتونم بگم که سازنده الگوریتمِ هوش مصنوعی نسخه دوم بازی رو بدون اینکه دستکاری در اون انجام بشه به نسخه سوم آورده، هوش مصنوعی بازی در یک کلام فاجعه‌ست، فرقی نمیکند که درحال مخفی‌کاری باشید یا توسط دشمن دیده شده باشید، فرقی نمیکند که شب باشد یا روز، به هرحال شاهد کارهای احمقانه‌ای از سوی دشمنان هستیم که تجربه بازی رو تلخ میکند. برای مثال در حالت مخفی‌کاری شما میتوانید تمام چراغ‌های بازی را از بین برده و نورها را خاموش کنید و شروع به سلاخی دشمن کنید، این شیوه به گونه‌ای پیش میرود که هیچکس نخواهد فهمید که شما در میان آن‌ها بوده و سعی در کشتن دشمن دارید چرا که فضا تاریک است و دشمن کور! این مسئله حتی موقعی که لُو میروید نیز وجود دارد، دشمنان شما با پیشروی به سمت شما سعی میکنند شما را از بین ببرند درحالی که شما به راحتی میتوانید آن‌ها را از بین ببرید، این مسئله روی موجودات بازی بیشتر صدق میکند، این حیوانات به سمت شما حمله‌ور شده و تا ابد حمله‌ور خواهند ماند. به طور کلی باید گفت که گرافیک Metro: Exodus از لحاظ بصری یک بازی قوی را ارائه میدهد، عنوانی که در فضاسازی، خلق اتمسفر، فیزیک و تنوع محیطی عالی ظاهر شده اما مسئله اصلی به هوش مصنوعی بازی برمیگردد که تجربه بازی را غیرقابل تحمل میکند.



گیم‌پلی» مجموعه Metro را به عنوان یک بازی اول‌شخص آخرالزمانی میشناسیم که عناصر بقا یا در اصطلاح Survival در آن رعایت شده، دارای حالت مخفی‌کاری بوده و به طور کلی این مکانیک‌ها درونش رعایت میشه. Metro: Exodus نیز همین شیوه رو پیش گرفته، عناصر بقا و موارد تازه‌ای که گیم‌پلی این بازی را شکل میدهد. در Metro: Exodus از همان ابتدا قادرید سه اسلحه را به طور همزمان حمل کنید، دو اسلحه به انتخاب خود و یک اسلحه مخصوص، درکنار این‌ها تعداد زیادی آیتم از جمله چاقوهای پرتابی و نارنجک‌ها در اختیار کاراکترِ آرتیوم قرار دارد، البته که باید اشاره کرد که تعدد آیتم در بازی وجود آنچنانی ندارد و با توجه به عناصر بقا که در بازی گنجانده شده، بازیکنان باید با صرفه‌جویی در استفاده از گلوله‌های اسلحه، بتوانند مهمات ذخیره کنند تا برای ادامه دچار مشکل نشوند، تعداد زیادی اسلحه در بازی وجود دارد و با پیشبردِ مراحل و البته تغییر فصول این تعداد بیشتر و بیشتر میشود، گان‌پلی بازی شاید به خلوصِ نسخه قبلی یعنی Last Light نرسد اما چیزی هم از نسخه قبلی کم ندارد، البته اگه سعی کنید با شیوه‌های مخفی‌کاری پیش برید قطعا کمتر از سلاح‌هاتون استفاده خواهید کرد. تنوع ابزار نیز در بازی بالاست، بازیکنان میتونن در مناطق تاریک از چراغ‌قوه استفاده کنند و با شارژرِ مخصوص دوباره نور چراغ‌قوه خود را بالا ببرند، البته استفاده از چراغ‌قوه هنگام مخفی‌کاری باعث اختلال میشود و اینجاست که شما میتوانید از دوربین دید در شب استفاده کنید و بدون اینکه از نور بهره ببرید در تاریکی دشمن را بکشید، فندکِ معروف آرتیوم هنوز هم همراه اوست و با استفاده از آن میتوانید تارهای عنکبوت را که باعث کند شدن سرعتتان میشود سوزانده و از بین ببرید، استفاده از ماسک و فیلترِ هوا نیز از نسخه‌های قبلی به این نسخه کوچ کرده و بازیکن برای جلوگیری از استشمامِ هوای شیمیایی باید از ماسک استفاده کند. بازیکنان میتوانند برای مخفی‌کاری از چاقوهای پرتابی بهره ببرند یا گاهی اوقات با Molotov دشمن را به آتش بکشند، از طرفی این امکان نیز وجود دارد که بتوانید از نارنجک‌های سنگین هم استفاده کرده و خسارتی جبران‌ناپذیر به دشمن وارد کنید. اما اصلی‌ترین و جامع‌ترین تغییری که سازنده در Metro: Exodus ایجاد کرده کوله پشتیِ آرتیوم میباشد، شما با استفاده از این کیف میتوانید تعداد زیادی آیتم را جمع‌آوری کرده و Craft کنید، کرفتینگ اصلی‌ترین بخشِ اضافه شده به بازی‌ست، شما میتونید با جمع‌ کردن دو آیتم شیمیایی و صنعتی تعداد زیادی Medkit، نارنجک، گلوله، چاقوی پرتابی و... بسازید و استفاده کنید.



 درکنار این‌ها نیز قادرید اسلحه‌های خود را در قسمت‌های متفاوت شخصی‌سازی کنید که به نوعی یادآور بازی Crysis میباشد، شما میتوانید اسلحه‌های دشمن را تکه تکه کرده و آن تکه‌ها را به سلاح خود اضافه کنید، گرچه کوله‌پشتی آرتیوم قابلیت‌های چندانی را نسبت به Workbench در اختیارتان قرار نمیدهد. قابلیتِ میزِ کار یا Workbench نیز ویژگی جدیدی‌ست که به بازی اضافه شده، تمام قابلیت‌های کوله‌پشتی را به این میز اضافه کنید با این تفاوت که میتوانید در این میز کار اسلحه بسازید و یا سلاح‌تان را تبدیل به کلت، شاتگان، رگبار یا اسنایپر کنید که این قابلیت در نوع خود کم‌نظیر است، استفاده مرتب از اسلحه و شلیک با آن باعث کند شدن عملکرد سلاحتان خواهد شد، برای مثال درحال شلیک با رگبار هستید که ناگهان اسلحه گیر میکند و باید دوباره آن را راه‌اندازی کنید، با مراجعه به میز کار میتوانید اسلحه‌ها را تمیز کرده و به آن‌ها قابلیت‌های جدیدی اضافه کنید، از جمله لوله بزرگ‌تر که باعث میشود از فاصله‌های طولانی به دشمن شلیک کنید یا به اسلحه خود صداخفه‌کن اضافه کنید. همانطور که در بخش داستان نیز اشاره شد به لطف سازنده بازیکن میتواند با کاراکترهای بازی تعامل و ارتباط برقرار کند، این قسمت‌ها در بازی قطعا آرامش‌بخش بوده و باعث لذت بردن از بازی میشود. همانطور که چندباری‌ست اشاره میکنم، هوش مصنوعی بازی دچار ایراداتی جدی‌ست و خب به طور کامل مخفی‌کاری بازی رو ضعیف جلوه میده، این موردی‌ست که تجربه بازی رو جالب نمیکنه. از ابتدا میدانستیم که Metro: Exodus یک بازی آزاد خواهد بود که جهان‌‎باز نیست و صرفا برای بزرگ‌نمایی از آن استفاده شده، البته این بزرگ‌نمایی نیز پوچ نبوده و به خوبی در بازی پیاده‌سازی شده، ممکنه در ابتدا نقشه بازی شما را گیج کند اما کم کم به آن عادت خواهید کرد، همچون مجموعه Dishonored بازیکنان در یک دنیای آزاد قرار خواهند گرفت، دنیایی که Open World نیست اما به گیمر آزادی عملِ بالایی میدهد، خب با اضافه شدن این حالت شما میتوانید تعدادی Objective فرعی هم انجام دهید، جدا از ماموریت اصلی شما میتوانید مردم بی‌گناه را از دست گروهک‌ها نجات بدهید و در این بین اطلاعاتِ متفاوتی نیز از این اشخاص بگیرید، دنیای بازی از مکانیک سندباکس بهره میبرد، به این معنی که شما میتوانید از وسیله نقلیه نیز استفاده کنید، برای مثال در یک سری از مراحل استفاده از ماشین و در مراحل دیگر استفاده از قایق کاملا مشهود و گاهی اوقات موردنیاز است. به طور کلی اما نقاط قوت گیم‌پلی بازی بسیار بیشتر از نقاط ضعفش هست، وجود سیستم کرفتینگ و البته قابلیت Workbench، تنوع قابل‌قبول سلاح‌ها، استفاده درست از عناصر Survival و به چالش کشیدن گیمر در این زمینه و البته آزادی عمل گیمر بخشی از نقاط قوت بازی رو تشکیل میده، البته این بین هوش‌مصنوعی بازی باعث میشه مخفی‌کاری به چشم نیاد و بازیکن بیشتر با اسلحه و شلیک با اون در بازی پیش بره.  


در پایان باید بگم که Metro: Exodus یک تجربه به شدت سرگرم‌کننده و عالی‌ست، در این نسخه شاهد آرمان‌هایی جدید هستیم که تابحال در مجموعه Metro ندیدیم، همین باعث میشود تا نسخه سوم نسبت به اپیزودهای قبلی برتر باشد، بازی ‌بی‌نقص نیست و ایراداتی دارد اما همانقدر هم نقاط قوت در بازی وجود دارد. استودیوی 4A Games عنوانی تحسین‌برانگیز خلق کرده اما صادقانه که صحبت کنیم Metro: Exodus بهینه‌سازی‌هایی که باید، را دارا نبوده و این باعث میشود مشکلاتی برای تجربه بازی به وجود بیاید. به هرحال سه‌گانه Metro را خیلی از گیمرها قبول دارند و خب این مجموعه از آن دسته عناوینی‌ست که حتما باید تجربه کرد، پیشنهاد بنده نیز به گیمرهای محترم تجربه این سه‌گانه و صدالبته نسخه پایانی این بازی‌ست، چه بسا که Metro: Exodus عنوان قابل‌قبولی‌ست اما این دلیل نمیشود که بدون تجربه دنباله‌های این بازی به سراغ این عنوان رفت. خب دوستان این مقاله نیز مثل تمام نوشته‌های بنده به پایان رسید، نظرتون درمورد بازی Metro: Exodus چیست؟ آیا این بازی رو به اتمام رسوندید؟ حتما دیدگاهتون رو با بنده و کاربران سایت گیمینگ‌مستر به اشتراک بذارید. تا مقاله بعدی همه‌تون رو به خدای بزرگ میسپرم...



سناریو، روایت‌ واقع‌گرایانه و افت و خیزهای داستان
تعامل با شخصیت‌های فرعی
رابطه عاشقانه Artyom و Anna
گرافیکِ بصری، تنوع محیطی عالی و تنوع قابل‌قبول دشمنان
عناصر Survival به خوبی در گیم‌پلی جا گرفته
سیستم Crafting و Workbench 
آزادی عمل هنگام پیشبرد مراحل
صامت بودن کاراکتر آرتیوم ضربه‌ای جدی به سناریو زده
هوش مصنوعی ضعیف دشمنان و انیمیشن‌های ضعیف کاراکترها