سرگردان در کهکشان | نقد و بررسی بازی Prey

سرگردان در کهکشان | نقد و بررسی بازی Prey

مقالات و آموزش
بازی Prey از اون دسته‌ از گیم‌هایی است که پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک بازی لذت بخش و خوب داشت.اما متاسفانه، ایرادات کوچیک که میتونست به راحتی رفع بشه باعث شدن این بازی علاوه بر اینکه نتونست یک شاهکار و یک بازی خوب لقب بگیره، بلکه در پاره‌ای از مواقع باعث عصبانیت و آزار ما هم شد.با من برای بررسی یکی از خلق شده‌های عجیب Bethesda یعنی بازی Prey همراه باشید.


داستانـ » داستان این بازی که توسط شرکت Arkane Studios نوشته شده، شاید تنها بخشیه که میتونیم با جرأت بایستیم و بگیم اره، این بخش خیلی جذابه! داستان بازی در خصوص شخصی بنام مورگان یو جریان داره.جنس مذکر یا مونث بودن این شخصیت رو میتونید از همون اول بازی انتخاب کنید.اما در اول بازی تنها نیستید و برادری بنام الکس یو هم خواهید داشت.شما به همراه یک سری تیم امنیتی در سفینه‌ای بنام Talos I قرار دارید که دقیقا در موازات و نزدیک مدار زمین واقع شده است.در یکی از این روزها، ناگهان موجودی فضایی و عجیب و غریب به Talos I حمله می‌کنه اما کاری از دستش برنمیاد و توسط محققین این سفینه گرفتار میشه.محققین سعی دارند با تحقیق روی این موجود بتونند برای اولین بار راه بشریت رو برای مطالعه تاریخچه موجودات زنده دیگر در فضای بی‌کران هموار کنند.تا یک لحظه همه چیز آروم هست اما یک دفعه همه چیز بهم میریزه! شما با شخصیت مورگان یو بهوش میاید و همه چیز براتون مبهم میشه.سفینه Talos I نابود شده اما چیزی که بیشتر از همه چیز آزار دهنست اینه که حافظه مورگان یو به طور کامل تحلیل میره! اون نه یادش میاد چیکارست و نه یادش میاد که در این سفینه چیکار میکنه.اون در اول کار تلاش میکنه که اول از همه چیز جواب این سوال‌هارو پیدا کنه.اما مشکل فقط حافظه مورگان نیست! تایفون نام موجودات فضایی هست! و دقیقا کل Talos I تبدیل به جهنمی با فرمانروایی تایفون‌ها شده! همه چیز عجیب و مرموزه اینکه چطور یک تایفون گروگان گرفته شده باعث همچین مسیبتی شده...شما باید اول از همه اطلاعاتی رو در خصوص خودتون و کاری که باید برای نجات سفینه انجام بدید کسب کنید...اگه توجه کرده باشید، می‌فهمید که بازی Prey یک هدف زیبا و منطقی برای پیشبردن در اختیارمون میذاره.داستان بازی روندی با هدفی مشخص رو طی میکنه و این هدف تا آخر بازی شاخ و برگ می‌گیره اما به هیچ وجه تغییر نمیکنه.داستان بازی در طول مسیر اتفاقات غیر منتظره‌ای رو تجربه میکنه که شاید باورش برای هرکسی آسون نباشه! اما نکته‌ای تقریبا منفی در بخش داستانی بازی باعث میشه نتونیم اونطوری که باید و شاید از این بخش به عنوان یک بخش با کیفیت و بدون نقص یاد کنیم...حتما شما اثر دیگر Bethesda یعنی Fallout 4 و یا ده ها بازی نقش آفرینی رو تجربه کردید که هیچ کات‌سین یا میان پرده‌ای نداشته باشند...قطعا بازی Fallout 4 با اینکه هیچ کات‌سینی نداشت اما تونست با دیالوگ ها و نحوه انتقال احساسات، و استفاده از قدرت کلمات جای خالی میان‌پرده رو به طور کامل پر کنه.اما اینبار این قضیه سر Prey هم تکرار شده و اکثر روند داستانی بازی، با دیالوگ‌ها و ایمیل ها روایت میشه.بازی Prey عملا یک بازی نقش آفرینی نیست و شاید فقط از این بازی‌ها دیالوگ نویسی رو به ارث برده...این بازی به طور کامل به کات سین نیاز داشت و اگه بازی رو تجربه کرده باشید می‌بینید که چطوری جای خالی این ویژگی در بازی حس میشه و باعث ضربه زدن به تجربه ایده‌ عال بازی میشه...اگه این بازی کات‌سین داشت بشخصه نمره کاملی رو در  داستان این بازی بهش میدادم.اما حیف که این اتفاق نیفتاد و به اون داستان خوب و جذاب Prey ضربه بزرگی وارد کرد...شخصیت پردازی بازی به شدت مشکل داره.اول از همه اینو برای شما روشن کنم که شما تنها انسان و فضانورد زنده مونده در Talos I نیستید.در طول داستان و جریان بازی شما با فرکانس ها و سیگنال و پیام‌های زیادی از طرف یک سری انسان زنده روبرو میشید که دو راه انتخاب براتون میمونه، یا نجاتشون بدید یا کلا بی توجه باشید.اما اگه نجاتشون بدید درک می‌کنید که چقدر شخصیت پردازی بازی جای کار داشت و ایراد داره.


گرافیکـ » گرافیک بازی Prey نه اونقدر ناامید کنندس که بعد از چند ساعت بازی کردن کلا از خیرش بگذرید و نه اونقدر خوب که با دیدن المان ها و بافت‌هاش تا مدت زیادی شب خوابش رو ببینید! اگر بخوایم در دو زاویه و دید متفاوت با گرافیک این بازی برخورد کنیم با نتیجه‌های مختلفی هم روبرو میشیم.اول اینکه اگه برای نظردهی به گرافیک این بازی از خیر مقایسه کردن بگذریم گرافیک فنی و محیط بازی برامون لذت بخش خواهد بود.منظور این هست اگه بخوایم مثلا گرافیک اثرهایی چون The Witcher 3 یا Batman Arkham knight که هردو دو سال قبل این بازی عرضه شدن رو با گرافیک این بازی مقایسه کنیم، عملا هیچ پیشرفتی رو نمیتونیم ببینیم.در جناح دوم اگه بازهم بخوایم گرافیک این بازی رو با گرافیک آثار نسل هشتمی مقایسه کنیم؛ چیزی جز حرص خوردن و ناامیدی نسیبمون نمیشه.اما همونطور که گفتم بهتره با فاکتور گرفتن از بازی‌های دیگه، به گرافیک کلی خود بازی دقت کنیم که خوشبختانه طبق حرفم اونقدر هم ناامید کننده نیست و Arkane با قرار دادن یک سری ویژگی مثبت خوب در این بخش باعث شده گرافیک یکم بیشتر از یذره قابل تحمل بشه! طراحی سفینه Talos I انقدر وسیع و پر پیچ و خم هست که تا روز‌ها و یا شاید ماه‌ها از بازی کردن این اثر ازش خسته نشید...وسیع بودن سفینه Talos I این بازی رو تقریبا به یک بازی مینی جهان باز تبدیل میکنه! اما صرفا بزرگ بودن محیط دلیلی بر خوب بودن محیط نیست! اما نگران نباشید Prey با سازندش یعنی Arkane شمارو ور این بخش شرمنده نمیکنه...تک تک مکان های این سفینه در کنار وسیع بودنشون طراحی دل انگیز و عجیب و غریبی داره...منظورم از عجیب غریب اون‌چیزی نیست که شما فکر می‌کنید...در کنار موسیقی ترسناک و دلهره‌آور بازی که در ادامه در خصوصش مفصل صحبت می‌کنیم، طراحی محیط این بازی انقدر خوب بهش پرداخته شده که می‌تونید از بین رفتن حیات و مکانی برای زندگی رو در این سفینه و جایگزین شدنش با جهنمی با حکمرانی بیگانگان رو در تک تک سلول‌هاتون حس کنید! درسته این بازی یک بازی ترسناک نیست اما همون موسیقی بعلاوه طراحی محیط فقط باعث نمیشن که این بازی ترسناک شه، بلکه همه این موارد در کنار نورپردازی ترسناک این بازی، این اثر رو به یک اثر رزیدنت ایولی تمام عیار تبدیل میکنند! اما بنظر میرسه زیادی رفتیم به عمق نکات مثبت و بعید نیست یه ورقی بزنیم و نگاه کنیم به مشکلات معدود و کوچیک این بازی.اول از همه سایه‌زنی این بازی تعریف چندانی در کنار نورپردازی خوبش نداره.کیفیت سایه ها اصلا به دل نمیشینه و بیشتر حالتون رو بهم میزنه تا لذت بردن از گرافیک.همچنین جالبه که داریم کم کم با دوره گرافیکی نسل هشت خداحافظی میکنیم و باید کم کم بازی با حداقل کارت گرافیک GTX 1050 روبرو بشیم؛ اما وقتی بازی با مشکل لود شدن بافت ها روبرو میشیم باید یک نفرین خوب نسار سازنده بازی کنیم! بازی در پاره‌ای از مکان ها با دیر لود شدن بافت ها روبرو میشه اما میدونید؛ از نظر من همون یکم مشکل بافت در بازی باید یک نقطه ضعف بزرگ تلقی بشه چون دیگه الان جای چنین مشکلات مسخره و اعصاب خورد کنی نیست واقعا! در کنار این مشکل یکم افت فریم در بازی وجود داره که زیاد به چشم نمیاد.




گیم‌پلی » بازی Prey شاید در نگاه اول شمارو یاد اثر سینمایی چون Alien بندازه؛ اما این بازی از لحاظ بیگانگانش هیچ شباهتی رو به این فیلم نداره...بازی که بیگانه‌هاش به این تایفون شناخته میشن، در تلاشه که با به رخ کشیدن طراحی خوب انمی‌ها به خصوص فنتوم‌ها بگه که چقدر به هیولاها و فضایی های این بازی توجه داشته.اما اصلا و ابدا اینطور نیست.بازی تعداد انگشت شماری تایفون متفاوت داره و این کار از Bethesda که خوراکش عرضه بازی با باست فایت های بی‌شمار بوده خیلی بعید بود.اما چه بخوایم چه نخوایم همینطوره و کلا شاید نزدیک 5 الی 6 فضایی متفاوت در بازی دیده بشه.اما چیزی که حسابی منو توی بازی آزار داد یک چیز دیگست...صرفا منظور من از آزار دیدن، نقطه ضعف نیست و بلکه شاید یک نقطه قوته.یکی از دشمنای اعصاب خورد کن بازی Mimic نام داره! این موجود بسیار ریز، میتونه خودش رو به هرچیزی که میتونید فکرش رو بکنید تبدیل کنه.از کیف و کتاب و صندلی گرفته تا یک فانتوم یا موجود فضایی ترسناک برای دفاع از خودش! این کار این فسقلی جایی ترسناک میشه که شما در یک مکان تاریک ساکت و بدون دشمن در حال گشت زنی هستید و یک دفعه می‌بینید یک فنتوم میخواد بهتون حمله کنه.اینطور نیست که اول تبدیل شه بعد ببینیدش.دقیقا بعد از نزدیک شدن بهش تبدیل میشه و یک جامپ اسکیر سکته آور تلخ براتون رقم میزنه! اما دشمن‌های بازی فقط میمیک‌ها و فنتوم‌های سیاه نیستند، بلکه در کنارشون یک سری فایتون به اسم سیستوید‌ها هم وجود داره.از دیگر دشمن‌های بازی میتونم به Nightmare اشاره کنم! اگه Prey رو تا الان بازی کرده باشید حتما با شنیدن این اسم تنتون به لرزه افتاده! کابوس‌وار ترین و شاید قوی‌ترین دشمن بازیتون همین Nightmare هست که جالب اینجاست معنی اسمش هم همون کابوسه! شاید فکر کنید این یک باسه که یک جا سر راحتون سبز میشه و دیگه نمی‌بینیدش.اما بهتره بهتون پیشنهاد بدم که مواظب باشید، تنها یک Nightmare در بازی وجود داره و اونهم دقیقا مثل شما در تک تک نقاط مپ میتونه پرسه بزنه.یعنی غیر ممکن نیست که وقتی درحال قدم زدن در یک جای کاملا امن هستید با این موجود روبرو بشید.این ویژگی خوبه و به تنوع بازی رنگ دیگه‌ای میبخشه...اما کار ما هنوز با هیولاها در بخش گیم‌پلی تموم نشده! Bethesda کلا عادت داره که بازی‌هاش معمولا بسیار بسیار دشوار باشن.این قضیه کاملا ثابت شدست.از سری Fallout تا Wolfenstein و Elder Scrolls همه و همه انقدر سخت بودن که بهترین گیمرها هم ناچار شن بازی رو در درجه آسون یا Easy تموم کنند.خوشبختانه و البته متاسفانه Prey این ویژگی بازی‌های بتسدا رو به ارث برده.خوشبختانه بخاطر اینکه سخت بودن یک بازی علاوه بر اینکه دلیلی بر خسته کننده بودن بازی نمیشه بلکه باعث واقعی تر شدنش هم میشه.اما متاسفانه، بخاطر اینکه Prey نتونسته اون توازن بین سختی بازی و نحوه پیش برد بازی رو در خودش حفظ کنه.اول از طراحی مراحل بازی شروع می‌کنم بعدش با نتیجه گیریش، صحبت قبلیم رو در ادامه مقاله لینک میکنم...مراحل بازی اصلا و ابدا متنوع نیستن.کاری رو که باید در طول بازی انجام بدید اینه که دوتا ویس گوش بدید، از دری به در دیگه برید و در بین راه هم چندتا Alien یا تایفون بکشید! اما تنها چیزی که میتونست این ایرادات رو رفع کنه سیستم مبارزه بازی با دشمنا بود که حسابی ناامیدمون کرد...این بازی شوتر اول شخصه و چیزی که باید ازش ببینیم و دیگه اصلا فکر بد بودنشم نکنیم سیستم گان‌پلی بازی هست.اما اینبار حسابی ناامید شدیم...اول اینکه کلا سرهم باز شاید بیشتر از 6 سلاح درون بازی نداشته باشیم که خب این خودش یک نقطه ضعف بزرگه.و دوم اینکه گان‌پلی بد بازی باعث میشه که با همون معدود تفنگ ها هم کار نکنید.و سوم اینکه طبق چیزی که گفتم سختی بازی و قوی بودن همه تایفون ها باعث میشه اصلا نتونیم بکشیمشون؛ فنتوم‌هایی که حتی یکیشون هم میتونند به راحتی کارتون رو یه سره کنند!  این سختی اصلا با گان‌پلی و نحوه رد کردن مراحل توازن نداره و واقعا بازی رو سخت میکنه! حتی اگه روی درجه آسون باشه بازم هرچقدر گیمر باشید با این چیزایی که Prey بهتون میده تا باهاشون دشمنا رو بکشید؛ هیچ کاری از دستتون بر نخواهد اومد.اما خوبی بازی اینه که میتونید از طریق مخفی کاری هم مراحل رو ادامه و ادامه بدید و حداقل سعی نکنید از شاتگان یا کلت بسیار مسخرتون استفاده کنید! اما نمیدونم چرا در سیستم منویی بازی یک حسی بهم دست داد که نوید یک تقلید فاحش رو میداد! سیستم انتخاب اسلحه، منو دیدن همه چیزهایی که در اختیار دارید، مپ بازی و خیلی از منوهای طراحی شده دیگه همه خیلی خیلی شبیه بازی Deus Ex Mankind Divided هستند.یعنی من با دیدن این منو سریع شاید کمتر یک ثانیه هم طول نکشید که یاد این بازی افتادم.امیدوارم که قصد Arkane تقلید نبوده باشه چون گیم‌پلی بازیش هم بی‌شباهت به اثر اخر Deus Ex نیست! اما مثل هر بازی نقش آفرینی و یا اکشن دیگه‌ای بازی Prey از آپگرید‌های مختلف بی‌بهره نیست.اپگریدهای وسیعی توی جریان بازی در اختیارتون قرار میگیره که ضمن متنوع بودنشون باعث میشه الزاما ازشون استفاده کنید.مثلا یک آپگرید میتونه سرعت دویدن شما، قدرت هک کردن شما، قدرت ضربتون رو بهبود ببخشه.اما آپگریدهای بازی یک روش تخیلی و صد البته غیر منطقی هم در خودشون جای دادن.شما میتونید ویژگی‌‌های تایفون‌ها رو هم به خودتون انتقال بدید.مثلا قدرت Mimic رو در اختیار بگیرید و در مخفی کار خودتون رو تبدیل به اشیا کنید تا در امان بمونید، یا یک نفر رو به تایفون تبدیل کنید تا سگ نگهبان شما باشه! دیگر عنصر نقش آفرینی بازی، استفاده صحیح از همه چیزهای بدرد نخوری هست که در طول بازی جمع میکنید! شما میتونید مثل اکثر بازی‌های Bethesda اینور و اونور رو بگردید و کلی آیتم مختلف از مکعبی بی مصرف گرفته تا مهمات و ساندترک‌های مهمی رو پیدا کنید.اگه بتونید یک دستگاه تجزیه کننده پیدا کنید؛ میتونید با مجموعه‌ای از همون مکعب‌های بی‌مصرف یک جعبه مهمات بسازید و تفنگتون رو پر کنید! البته ساخت و ساز تنها به مهمات خلاصه نمیشه و با این دستگاه‌ها میتونید ده ها چیز بدرد بخور بیرون بدید.سیستم هک کامپیوتر ها در این بازی هم وجود داره و خیلی باحال طراحی شده.شما باید یک گوی رو به سرعت هرچه تمام تر از موانع رد کنید و به طرف دیگه صفحه که دایره‌‌ای شکل هست ببرید و بعدش اوکی کنید...




موسیقی و صداگذاریـ »همونطور که گفتم یکی از چیزهایی که باعث میشه بازی‌ها هرگز خسته کننده نشن، موسیقی‌ها و صداگذاری‌های بازی هستند.بازی Prey با موسیقی‌های متفاوت و ترسناکش باعث شده این بازی اکشن شوتر به یک بازی اول شخص ترسناک تبدیل بشه.این موسیقی ها همشون در مکان و زمان مناسب پخش میشن و حس ترس خاصی رو به مخاطبشون منتقل میکنند.در کنار اینا صداگذاری نقش اساسی در روند گیم‌پلی بازی داره.چیزی که میتونه واقعا مو به تن گیمر سیخ کنه صدای Mimic هاست! صداگذاری شخصیت‌های معدود و متعدد بازی هم خوب کار شده.اما سلاح‌های بازی صداگذاری چندان دلچسبی رو ندارن...

در کل اگه به اول مقاله نگاهی بندازیم میبینید که گفتم بازی Prey یک بازی شاهکار نیست و نباید انتظار بیش از اندازه ازش داشت.بازی Prey اصلا به طرفداران دو آتیشه شوتر پیشنهاد نمیشه چون اصلا قرار نیست یک شوتر اول شخص تمام عیار باشه و مطمئنا براتون جذاب هم نیست... اما اگه یک گیمر همه جانبه هستید و میخواید برای کلکسیونتون هم که شده این بازی رو تجربه کنید، درنگ نکنید چون این بازی درسته نقاط ضعف زیادی داره، اما به هیچ وجه یک اثر ضعیف نیست.

داستان مرموز و جذاب

گرافیک بصری قابل قبول

فضاسازی و طراحی محیطی بینظیر

طراحی خوب تایفون و میمیک ها

سیستم هک سرگرم کننده

شخصی سازی و آپگرید های لذت بخش و متنوع

موسیقی های تاثیر گذار و مخوف

صداگذاری کلی قابل قبول

گرافیک فنی بی نقض

شخصیت پردازی ضعیف کاراکترها

گرافیک فنی مشکل دار (افت فریم و دیر لود شدن بافت ها)

تنوع پایین دشمنان و سلاح ها

گان پلی مشکل دار

سخت شدن بیش از اندازه بازی در برخی مکان ها