مرد شریفی که چیزی برای از دست دادن نداشت | خاطره بازی: Max Payne 3

مرد شریفی که چیزی برای از دست دادن نداشت | خاطره بازی: Max Payne 3

مقالات و آموزش

توی این دنیا چیزای زیادی هستن که میتونن برای شما بهترین باشن، بستگی به شما داره که چقدر عاشق اون چیزها باشین، بستگی به اخلاقتون داره که عاشق چه چیزایی باشین، توی صنعت گیم ما خیلی شخصیت ها و بازی‌ها و بازی‌سازها رو داریم که عاشقشونیم، این عشق میتونه هرجوری باشه، اما خب بعضی چیزها هستن که نمیشه هرگز فرامششون کرد، مواردی که میتونه فرد رو تا مرز دیوونگی هم پیش ببره، ما گیمرها هر کدوممون یه دنیای گیمینگ متفاوت داریم، یه چیزهایی توی ما هست که توی مردم یا بقیه گیمرها نیست. چیزی که توی گیمرها جاریه عشقه و این عشق نسبت به هرچیزی هست، یکی از مواردی که اکثر گیمرها اونو توی خودشون دارن عشق به یه شخصیت خاص هستش. این شخصیت ها اخلاق و رفتارهای متفاوتی دارن و میتونن به مرور توی دلتون جا باز کنن، این شخصیت‌ها توی یه بازی خلق میشن، این بازی‌ها هم به مرور توی دلتون جا باز میکنن، بازی های زیادی هستن که اینجوری عمل میکنن.بی‌خیال تمام این مقدمه چینی‌ها، به اصل مطلب میپردازم، امروز قراره تا در مقاله خاطره بازیمون به بازی‌ای بپردازم که مطمئنم تمام موجوداتی که توی این دنیا از دست و پا و عقل برخوردار بودن اونو تجربه کردن، بازی‌ای که مطمئنم نیمی از خاطرات هر گیمری رو به خودش اختصاص داده، شاهکاری که همه عاشقشن. این بازی Max Payne 3 هستش، بازی ای که میدونم همه‌تون بازی کردین و ازش لذت بردین، بیاین بدون حرف اضافه با این بازی خاطره بازی کنیم و توی این مقاله یه کم نوستالژی باحال ایجاد کنیم.



خلاصه داستانــ » یکی از بهترین عناصر این بازی داستان اون هستش، پیچش مناسب به همراه غافلگیری های جذاب و صد البته شخصیت پردازی بی نقص مکس بخش کوچکی از نکات مثبت داستان این بازیه. در این بخش مقدار زیادی اسپویل وجود داره و خب اگه بازی رو تجربه نکردین بهتره از این بخش رد بشین. داستان بازی در دو بازه زمانی مختلف روایت میشه، زمان حال و گذشته، میتونم بگم داستان بازی از اولین فلش بکی که در بازی اتفاق میوفته شروع میشه، مکس در یک کافه قرار داره و بعد از اون چند تا جوون بی سر و پا میان و مکس رو تهدید میکنن، بعد از اون شما دوست قدیمی مکس رو میبینین، اون رائول پَسوس هستش که وارد اون کافه میشه و اون جوونا رو فراری میده. بعد از این اتفاق و خوش و بش‌های دوستانه مکس و رائول، اون جوون با چندتا از دار و دسته‌ش وارد کافه میشه و همه رو تهدید به مرگ میکنه تا جایی که اسلحش رو به سمت مکس نشونه میگیره، مکس اون پسر رو میکشه و از کافه فرار میکنه اما بعد از اون متوجه میشه که این جوون پسر رییس یکی از گروه های مافیایی نیوجرسی یعنی آنتونی دی مارکو هستش. بعد از فرار و کشتن این افراد گیمر متوجه میشه که مکس و رائول به خاطر ترس از جونشون به برزیل میرن و در اونجا تبدیل به بادیگاردهای یک خانواده ثروتمند میشن.حالا داستانو باید به شروع بازی ببریم، جایی که مکس در یک مهمونی قرار داره و بعد از اون چند نفر برای گروگان گرفتن پدر این خانواده ثروتمند یعنی رُدریگو برانکو اقدام میکنن و در این راه ناموفق ظاهر میشن، بعد از این اتفاق اونا به یه مهمونی میرن و این افراد گروگان گیر موفق میشن تا دختر این خانواده یعنی فابیانا رو گروگان بگیرن، اینجاست که گیمر میفهمه حادثه ای که توی اون مهمونی رخ داده بود هماهنگ شده و اینجاست که مکس برای پس گرفتن فابیانا راهی قلمروی این افراد میشه، اون ها موفق میشن فابیانا رو با خودشون ببرن و اینجاست که داستان بازی اوج میگیره و مکس برای گرفتن فابیانا و نابود کردن گروه کوماندو سومبرا به برزیل میره.


غافلگیری‌های داستان بازی عالین و در واقع یه عالمه سوپرایز توشون وجود داره که میشه گفت در نوع خودش کمیابه، یکی دیگه از نکات مثبت بازی شخصیت پردازی مکس هستش، مکس در این نسخه به خاطر از دست دادن زن و بچش تبدیل به یه آدم افسرده و شکسته شده که تنها دوای دردش نوشیدنی‌های الکلی و قرص‌های مُسَکنه. مکس در این بازی تبدیل به یه آدم دیگه شده، اینکه نمیخواد دوباره مثل قبل مهم ترین‌های زندگیش و کارش رو از دست بده میتونه اینو ثابت کنه، وظیفه مکس به نوعی زندگیش محسوب میشه، اون ریسک میکنه تا فابیانا رو نجات بده، تبدیل به یه آدم جدید میشه و سعیش در اینه که گذشتش رو فراموش کنه، گذشته‌ای که شاید هیچوقت اون رو رها نکنه. مکس تبدیل به این ادم شده، خودش هم نمیدونه کیه، دیالوگ‌هایی که توی بازی میگه هر کدومشون یه مفهوم خاصی رو به گیمر میرسونه اما همچنان غرور داره که باعث میشه نسبت به شخصیت های دیگه متفاوت باشه، اون تلاش میکنه و پشت کار بالایی داره و مطمئنا همین عنصر در شخصیت پردازی مکس یه چیز خاصه.



گرافیکــ » گرافیک Max Payne 3 توسط موتور گرافیکی Rage که در انحصار راک استار هستش ساخته شده، قدرت این موتور در خلق محیط های پویا و ملموس هستش، انیمیشن های خلق شده توسط این موتور بسیار عالین، علاوه بر اون تنوع محیطی مراحل هم در لِوِل خوبی قرار داره، محیط های سائوپائولو و خیابون های تنگ این شهر بسیار زیبا طراحی شدن، علاوه بر اون هوش مصنوعی دشمنان بازی هم عالی طراحی شده. Bullet Time ها هم که یکی از رُکن‌های اصلی مجموعه Max Payne هستش که همچنان توی بازی وجود دارن اما در این نسخه اینقدر عالی طراحی شده که گیمر هیچوقت از دیدنشون سیر نمیشه. جزئیات بازی به بهترین شکل ممکن طراحی شده، علاوه بر این مورد کیفیت بافت‌های بازی هم عالی هستن، طراحی چهره ها هم خوب هستش مخصوصا چهره مکس که در طول بازی مدام تغییر میکنه. اما نکته بد بازی اینجاست که گاهی اوقات یه باگ های عجیبی سراغ بازی میومد و اون هم فقط موقع استفاده از Bullet Time بود اما باید بگم گرافیک این بازی یکی از نقاط قوت اون محسوب میشه و در سبک خودش بسیار عالی طراحی شده. 



گیم پلیـ » Max Payne 3 بر اساس سبک اکشن-شوتر با زاویه دید سوم شخص ساخته شده و میشه گفت یکی از بهترین های این سبک محسوب میشه، باید گفت این سبک شوتر فقط مخصوص راک استار هستش چون توی گیم‌ها ما اینجور شوتر درگیرکننده و باحالی نداریم. خوبی Max Payne 3 اینه که هرگز ساکت نیست، شما همیشه در جریانید یعنی اینکه جوری توی محیط هستید که هرگز نمیتونید ازش دل بِکَنید، یکی از بزرگ ترین نقاط قوت این بازی همینه. علاوه بر اون یکی دیگه از قدرت های این بازی در جذب گیمر صحنه های اکشنی هست که به بهترین شکل کارگردانی شدن، هیجانی که توی این صحنه ها وجود داره به قدری زیاده که میتونه قلب گیمر رو از جا بِکَنه، تنوع سلاح های بازی هم زیاده و گیمر رو اصلا خسته نمیکنه، مکس میتونه هم زمان سه سلاح حمل کنه که شامل دو تا کلت (یا هر سلاح با همون اندازه) و یک سلاح بزرگ مثل شاتگان هستش. سطح سختی بازی هم بر اساس سبکی که شما انتخاب میکنین بالانس میشه، میزان سلامتی‌ای که مکس داره خیلی زیاد نیست ولی اون میتونه با استفاده از قرص های مُسَکن خودشو درمان کنه، همونطور که گفتم سیستم Bullet Time بسیار زیبا و عالی طرحی شده، شما در حالی که اندازه یک خشاب مهمات دارین میتونین به راحتی همه دشمناتون رو هدشات کنین. سیستم کاورگیری در بازی خیلی حیاتی محسوب میشه یعنی اگه شما توی بازی کاور نگیرین باید خودتون رو مرده حساب کنین، طراحی این سیستم هم خوب هستش یعنی شما با زدن دکمه مورد نظر بلافاصله میتونین کاور بگیرین، این کاور ها هم بعد از چند بار تیر خوردن تخریب میشن و شما باید سرعتتون در تعویض کاورها بالا باشه. قدرت راک استار در خلق یه گیم پلی عالی فوق العاده بالاست، این استودیو بارها و بارها ثابت کرده که یکی از بهترین سازنده های دنیای گیم محسوب میشه. راک استار با خلق این بازی واقعا یه شوتر عالی رو ساخته که میشه ده‌ها بار اون رو تجربه کرد. 



صداگذاری و موسیقیـ » موسیقی بازی توسط گروه Health ساخته شده و یکی از هیجانی ترین بخش های این بازیه، در موسیقی متن این بازی از انواع سازها استفاده شده، سازهایی مثل ویولن، پیانو، درام و سازهای کوبه ای و... که در اکثر مواقع از سازهای کوبه‌ای استفاده شده اما این سازها به قدری زیبا نواخته میشن که اصلا نمیشه بهشون گوش نداد. علاوه بر موسیقی متن کم‌نظیر بازی، صداگذاری هم یکی از بهترین بخش های بازی محسوب میشه که در واقع از موسیقی هم بهتر ساخته شده، صدای شخصیت مکس توسط اقای جیمز مک کافری انجام شده؛ ایشون توی کارشون به بهترین شکل ممکن ظاهر شدن و تونستن مکس رو یه شخصیت افسرده و شکسته نشون بدن، دیالوگ هایی که مکس میگه هر کدوم یه معنی خاصی دارن و این معنی با صدای اقای مک کافری کامل‌تر هم شده، ایشون به زیبایی تونستن صدای مکس رو شکل بدن، یک صدای خسته و ناراحت که گرفتگی های خاصی هم داره. صدای سلاح ها در بازی هم به زیبایی کار شده. 



Max Payne 3 قطعاً یکی از شاهکارهای صنعت گیمینگه که تجربه‌ اون به هر گیمری شدیداً توصیه میشه! این بازی به قدری عالی ساخته شده که هیچجوری نمیشه زیباییش رو توصیف کرد، داستان عالی این عنوان به قدری پیچش و غافلگیری داره که گیمر رو شُکه میکنه. گرافیک اون به قدری واقع گرایانه ساخته شده که گیمر میتونه خودش رو در اون محیط قرار بده، گیم پلی اون به قدری زیبا ساخته شده که میشه گفت تابحال اصلا یه همچین بازی‌ای در صنعت گیم وجود نداشته. تمام این‌ها رو که بذاریم کنار باید به شخصیت مکس اشاره کنیم، اون یه آدم خاص هستش، وظیفه شناسه و شکست هیچ معنایی براش نداره، به جرات میشه گفت مکس یکی از بهترین شخصیت هایی هستش که تابحال ساخته شده، اون یه شخصیت مرموز داره که توی خودش گیر افتاده و هر چقدر که سعی میکنه از این مهلکه بیاد بیرون بیشتر درونش فرو میره. به جرات میتونم بگم اکثر گیمرهایی که این بازیو تجربه کردن مکس رو اسطوره زندگیشون میدونن.خب دوستان به پایان این مقاله رسیدیم، امیدوارم این مقاله هر چقدر هم که کوچیک بود تونسته باشه شما رو دوباره برای تجربه این بازی حاضر کنه، پیشنهاد میکنم همین الان برید و این بازیو دانلود کنین و هر چقدر میتونین تمومش کنین، امیدوارم از این مقاله لذت کافی رو برده باشین. تا مقاله بعدی همتون رو به خدای بزرگ میسپرم.