مزدور میان سیاره‌ای | نقد و بررسی بازی The Outer Worlds

مزدور میان سیاره‌ای | نقد و بررسی بازی The Outer Worlds

مقالات و آموزش
به نظر شما، یک RPG خوب باید چه چیزهایی برای ارائه داشته باشه؟ به دید من یک اثر نقش‌آفرینی یا همان Role Playing Game، باید یک سیستم شخصی‌سازی قوی برای طراحی کاراکتر داشته باشه، از طرفی تصمیم‌گیری‌ها در بازی باید تاثیرگذار واقع بشه طوری که بتونه در پیشبرد بازی نیز دخالت کنه. دقت کنید که اینجا فقط درمورد یک اثر RPG صحبت می‌کنیم، نه یک RPG اکشن یا شوتر یا ماجرایی و غیره. به شخصه تمام اِلمان‌هایی که بنده در ابتدا درمورد بازی‌های نقش‌آفرینی ذکر کردم رو در بازی Fallout 4 تجربه کردم، اثری که برای من نه‌تنها یکی از بهترین بازی‌های زندگیم هست، بلکه یکی از بهترین‌ بازی‌های سبک نقش‌آفرینی هم هست. بعد از تجربه Fallout 4 به پیشبرد Fallout: New Vegas پرداختم ولی خب احساس می‌کردم که این بازی برای من چندان چنگی به دل نمیزنه، البته که باید به من حق بدید چون از جدیدترین نسخه این فرانچایز یک‌راست رفتم سراغ یک بازی قدیمی، به هرحال این بازی در زمان عرضه یکی از بهترین آثار سبک RPG بود که موفق شد از سوی هواداران هم با بازخورد خوبی روبرو بشه، آن عنوان اثری بود که توسط استودیوی Obsidian توسعه پیدا کرد، این تیم که با Fallout: New Vegas شناخته میشه، یک توسعه‌دهنده خلاق و قدرتمند هست که آخرین اثر آن‌ها نیز عنوانی‌ست در سبک نقش‌آفرینی. The Outer Worlds که یکی از آخرین بازی‌های سبک Role Playing در نسل هشت هست، شاید در ابتدا برای من اثر جالبی نبود و نتونست توجهم رو جلب کنه، به هرحال با انتشار بازی و پیشبرد آن، تصمیم گرفتم باری دیگر یک نقد و بررسی نوشته و اینبار بازی The Outer Worlds رو زیر ذره‌بین ببرم. خب راستش رو بخواین همانطور که گفتم، این بازی نتونست توجه من رو جلب کنه چون به دیدِ من اثر جذابی نبود، ولی حالا که The Outer Worlds رو تجربه کردم، حس می‌کنم یک اثر RPG مطلوب رو به اتمام رساندم، در ادامه این مقاله با من همراه باشید تا علاوه براینکه نگاهی داشته باشیم به این اثر، جزئیات آن را هم بررسی کنیم و ببینیم این بازی چه چیزهایی برای ارائه داره. 



داستان» سناریوی The Outer Worlds یا به اختصار TOW، دارای یک بُعد پس‌زمینه هست که ابتدا باید درمورد آن چیزهایی رو بخونید تا از وقایع بازی سر در بیارید، پس‌زمینه داستان براساس اتفاق‌هایی که نیوفتاده بنا شده. در سال 1901 رییس جمهور وقتِ ایالات متحده آمریکا، آقای William McKinley بود، این شخص توسط فردی به نام Leon Czolgosz به قتل رسید و پس از آن آقای Theodore Roosevelt جایگزین ویلیام مک‌کینلی شد، خب حالا باید این واقعه را از دید TOW ببینیم، در دنیای این بازی، ویلیام مک‌کینلی توسط لئون چولگوش کشته نشد، درنتیجه تئودور روزولت هم هرگز جانشین مک‌کینلی نشد، خب روزولت در دوران ریاستش برنامه‌های اقتصادی زیادی رو روی ایالات متحده پیاده کرد که به این کشور کمک‌های زیادی رسوند، به دید TOW این برنامه‌ها با روی کار نیامدن روزولت هرگز پیاده‌سازی نشد. خب حالا در این پس‌زمینه تعداد کارخانه‌ها بسیار زیاد شده و هر روز رو به پیشرفت هست، به این ترتیب سیاره زمین دیگر قابل سکونت نیست، مردم از جَو زمین خارج شده و در سایر سیاره‌ها به زندگی می‌پردازند، رفته رفته حتی کهکشان‌های بیشتری هم توسط سایرین کشف شده و به محل زندگی انسان‌ها تبدیل میشه. حالا می‌رسیم به وقایع اصلی TOW، بازی شما را به سال 2355 میاره، شما نقش یک کاراکتر غریبه که خودتون باشید رو برعهده می‌گیرید، او قصد داره خودش رو به Halcyon برسونه، هالسیون یک کهکشان هست ولی به علت سیاره‌های نه‌چندان زیادی که نسبت به یک کهکشان داره، آنجا رو یک سامانه ستاره‌ای نامگذاری کردند.



 کاراکتر شما سعی می‌کنه خودش رو به هالسیون برسونه، او سوار بر سفینه Hope سفری 10 ساله رو آغاز می‌کنه تا به این سامانه برسه، او و سایر مسافرین سفینه هوپ در چند محفظه فریز و منجمد میشن، همانطور که گفته شد سفرِ سفینه هوپ باید ده سال طول می‌کشید اما طی یک نقص فنی خدمه این سفینه مجبور میشن از موتورهای فرعی استفاده کنند که مدت این سفر رو به 60 سال می‌رسونه. هوپ به مقصد می‌رسه اما هیئت مدیره و دولت سامانه فضایی هالسیون آن را نادیده گرفته و به مدار سیاره سردسیر Typhon می‌فرستند، به این ترتیب هوپ در سیاره تایفون یخ زده و 35 سال بعد دانشمندی به نام Phineas Vernon Welles بقایای هوپ و مسافرین آن رو پیدا کرده و یکی از آن‌ مسافرین رو به هوش میاره، این مسافر شما هستید، شخصی که به منظور انجام کاری به هالسیون آمد و نهایتا در انجماد خودش منجمد شد! حال داستان بازی از اینجا شروع میشه و شما در لحظات اولیه بازی متوجه میشید که فینیاس یک دانشمند تحت تعقیب هست و برای سر او جایزه گذاشتند، او از اسرار دولت هالسیون باخبر هست و مدت‌هاست که به دنبال فرصتی برای افشاگری می‌گرده، شما به عنوان نماینده فینیاس باید به سیارات مختلفی سفر کنید و به این ترتیب چهره واقعی دولت هالسیون رو به سایرین و ساکنین این سامانه نشان بدید و مسافرین منجمد شده در سفینه هوپ رو هم به زندگی برگردانید.

در رابطه با داستان، تنها میشه گفت که شاهد یک سناریوی استاندارد هستیم ولی خب راستش رو بخواین روایتِ سرراست بازی چندان جالب نیست. جدا از این‌ها باید گفت که بخش داستانی نقاط قوتی هم داره که ارزش تجربه بازی رو بالا می‌بره و قطعا علت اصلی موفقیت این بازی‌ هست. خب اولین چیزی که با شروع TOW نظرتون رو جلب می‌کنه، تعدد شخصیت‌های فرعی‌ست، تیم سازنده برای کاراکترهای بازی کلی وقت گذاشته و هرکدام اخلاق و رفتاری متفاوت، لهجه‌ای منحصر به خود و به طور کلی هرکدام نسبت به دیگری یک کاراکتر مجزا دارن و سازنده به خوبی روشون کار کرده، از سویی تصمیمات بازیکن در روند بازی تاثیراتی جدی میذاره و این مهم باعث شده تا روایت بازی دچار تغییراتی هم بشه و به این شکل اون مسیر سرراست که درموردش حرف زدیم، پیچ و خم‌هایی رو تجربه کنه و از یک روند قابل پیش‌بینی بیرون بیاد، تصمیمات شما روی شخصیتتون هم تاثیرات مهمی داره و می‌تونه از او یک فرشته ناجی یا یک قاتل سنگدل بسازه، از طرفی تصمیمات شما روی نحوه به پایان رسیدن بازی نیز تاثیرگذاره و به واسطه این ویژگی شما به احتمال زیاد سعی می‌کنید چند باری بازی رو از سیوِ قبلیتون اجرا کنید. لحظات کمدی در بازی از میزان خوبی بهره می‌بره، درواقع بار کمدی بازی در دیالوگ‌ها پیدا میشه و می‌تونه لبخند رو روی لب‌های مخاطب بنشونه. داستان دو نقطه ضعف بزرگ داره که قطعا شما رو به شک وادار می‌کنه، اولین مشکلی که در بازی دیده میشه شمایید (!)، منظورم کاراکترتون هست نه شخص خودتون، راستش در این اثر هم شاهد یک کاراکتر صامت دیگر هستیم، بی‌احساس و خشک و همین باعث میشه تا لحظات سرگرم‌کننده بازی براتون بی‌معنی بشه، از طرفی ارتباط میان شما و NPCها هم جالب نیست و به این ترتیب تجربه بازی برای گیمر تلخ شده و احساسات کاراکتر شما تقریبا معنی‌ای نداره. ایراد دوم نیز به مدت زمان بازی و داستان برمیگرده، اگر یک روز تمام بشینید و The Outer Worlds بازی کنید، فکر کنم میشه بازی رو به صورت 100 درصد تمام کرد، جدای از ماموریت‌های فرعی و مراحل اینچنینی، داستان بازی تقریبا 6 یا 7 ساعت از وقتتون رو اشغال می‌کنه و بسیار کوتاهه، این مسئله نیز باعث میشه تا با تجربه بازی چندان سرگرم نشید و بعد از اون دوباره سراغ سایر‌ بخش‌ها برید. 




اگر بخوام به طور کلی حرف بزنم، سناریوی بازی TOW فقط طراحی شده تا این اثر رو به وجود بیاره، بازی دارای کاراکترهای متعدد و زیادی هست و از طرفی تصمیمات بازیکن تاثیرات مهمی در روند بازی و حتی پایان آن داره ولی خب ابتدا شخصیت اصلی و سپس مدت زمانِ کوتاه سناریو شما رو برای لذت بردن از TOW منع می‌کنه. 

گرافیک» استودیوی Obsidian با استفاده از موتور گرافیکی Unreal Engine 4 بازی TOW و محیطش رو طراحی کرده، در رابطه با این بخش می‌تونم بگم سازنده یک حالت بصری مینیمال رو خلق کرده و به این ترتیب چاشنی سه‌بعدی رو به اون اضافه کرده و به این شکل گرافیک این اثر رو به وجود آورده. در بازی شاهد محیط‌هایی فانتزی هستیم که هرکدام طراحی مجزا نسبت به دیگری داره و همین نشان میده که سازنده برای خلق محیط‌های بازی زمان کافی رو گذاشته، از طرفی بازی در زمینه‌های مختلفی قوی و در یک‌سری جاها طراحی ضعیفی داره که در ادامه بهش می‌پردازیم. خب اولین نقطه قوت بازی برمیگرده به محیط‌ها و تنوعشون، طراحی محیط‌ها و ترتیبِ قرار گرفتن آیتم‌ها کم و بیش شبیه به همه ولی از اونجا که شما یک نقشه و دنیایی باز رو در اختیار دارید شاهد سیاره‌های زیادی هستید، راستش محیط‌های اولیه بازی من رو به نوعی یاد No Mans Sky انداخت و این باعث میشد بیشتر در دنیای بازی بگردم، علاوه بر این‌ها تیم سازنده یک حیات وحش و چند گونه خاص از حیوانات رو برای بازی آماده کرده که از نوع بزرگ تا کوچکشون از تنوع خوبی بهره می‌برن. یکی دیگه از نقاط قوت بازی به طراحی چهره‌ها برمیگرده، مکالماتی که بازیکنان با سایر NPCها برقرار می‌کنند به شکل کلوزآپ (Close-Up) نمایش داده میشه، همین باعث میشه تا در وهله اول چهره شخص مقابلتون به وضوح دیده بشه و از طرفی بتونید جزئیات کارِ سازنده رو آنالیز کنید و به این ترتیب متوجه بشید که سازنده در طراحی فِیس و چهره شخصیت‌ها چقدر وقت گذاشته. محیط‌های بازی به واسطه جزئیات زیاد و البته کیفیت خوب بافت‌ها واقع‌گرایانه جلوه می‌کنه و باعث ایجاد ارتباط بین گیمر و بازی میشه.




 اصلی‌ترین نقطه ضعف TOW در بخش گرافیک باز هم به دو قسمت تقسیم میشه، اول هوش مصنوعی و بعد انیمیشن‌های بازی، هوش مصنوعی دشمن به صورت لحظه‌ای عمل می‌کنه، یعنی در یک لحظه مبارزات چالش‌برانگیز و بی‌نظیر هست و در لحظاتی بی‌معنی و آزاردهنده، در لحظه‌ای که هوش مصنوعی عملکرد خوبی داره دشمن تا وقتی شما رو نکشه بیخیال نمیشه، به واسطه این قابلیت شما می‌تونید انسان‌ها رو با حیوانات درگیر کرده و یک جنگ تمام‌عیار به وجود بیارید، هوش مصنوعی بازی در لحظات مخفی‌کاری افت می‌کنه و گاهی وقت‌ها هم لحظات اکشن بازی رو ضعیف جلوه میده. دومین ایراد بازی که شاید دیده نشه، برمیگرده به انیمیشن‌ها، همانطور که گفته شد ارتباط شما و مردم در این اثر به صورت کلوزآپ روایت میشه و راستش اگه کمی توی لب زدن کاراکترها و حرکات صورت دقت کنید، ممکنه این حس بهتون دست بده که انیمیشن‌های بازی چندان قوی نیست و متاسفانه شبیه به هم هستش. درمورد گرافیک هنری بازی نیز باید بگم که بازی از رنگ‌بندی‌های متنوعی بهره می‌بره و فضاهای باز به خوبی به چشم میان، نورپردازی و سایه‌زنی هم در جایگاه مناسبی قرار داره. از نظر گرافیک فنی هم شاهد عملکرد خوبی هستیم، با اینحال عملکرد بازی با مشخصات پایین کمی عجیبه و ممکنه تنظیمات بازی و چیزهایی که تو ذهنتون دارین باهم تناقض داشته باشن، عملکرد بازی با مشخصات پایین در محیط‌های باز گاهی اوقات جالب نیست و ممکنه باز رو به خوبی انجام ندید. 

به طور کل Unreal Engine 4 وظیفه‌ش رو در این اثر به خوبی انجام داده و این تیم سازنده‌س که باید اون هسته لازمه رو از بازی دربیاره، این عنوان کیفیت بصری خارق‌العاده‌ای مثل عناوین Control و Metro: Exodus نداره ولی می‌تونه چشم‌نواز باشه و گیمر رو تا پایان به بازی وادار کنه، محیط‌های متنوع و البته طراحی خوب چهره‌ها یک بازی با گرافیک خوب رو می‌سازه اما هوش ‌مصنوعی متوسط ممکنه از این اثر تجربه‌ای به یادماندنی به وجود نیاره.
 
گیم‌پلی» The Outer Worlds یک بازی نقش‌آفرینی‌ست که از سیستم تصمیم‌گیری و انتخاب دیالوگ بهره می‌بره، بازی دارای بخش اکشن و استفاده از سلاح هست و دنیایی باز داره که سیاره‌هایی متفاوت رو شامل میشه. پیش از شروع بازی گیمر موظف هست کاراکتر خودش رو بنا به اِلمان‌هایی که در این اثر تعبیه شده بسازه و سپس با ورود به سیاره Terra 2 ماموریتش رو شروع کنه، از ابتدا که بازی رو آغاز می‌کنید یک مکانیک و ویژگی خیلی مهم توجه‌تون رو جلب می‌کنه، این ویژگی قسمت شخصی‌سازی بازی‌ست که به‌ نوعی اِلمان‌های عمیقی از سبک RPG رو به مخاطبش ارائه میده، درواقع میشه از همین الآن خیال طرفداران سبک نقش‌آفرینی رو راحت کرد چرا که این بازی در این زمینه بسیار عالی و راضی‌کننده ظاهر میشه. خب درمورد بازی توضیحات زیادی برای ارائه وجود داره، این اثر یک عنوان چندمحوره و به عبارتی مولتی‌ژانر هست که همزمان سبک‌های RPG، تصمیم‌گیری، انتخاب دیالوگ، جهان‌باز و اکشن رو به گیمر ارائه میده. اگر موافق باشین جزئیات گیم‌پلی هر ژانر رو باهم بررسی کنیم و در همان قسمت به نقاط ضعف و قوت بپردازیم. در رابطه با عناصر RPG، اول باید بگیم که شخصی‌سازی ابتدایی بازی بسیار عالیه، یعنی شما باید صفات شخصیت اصلی رو در ابتدا تعیین کنید، این گزینه‌ها شامل قدرت بدنی، نبوغ، جذابیت و غیره میشه. قسمت بعدی توانایی‌های کاراکتر شماست که مهارت هک و گزینه‌های اینچنینی رو شامل میشه، خب بعد از این‌ها شما باید کاری که شخصیتتون در انجامش استعداد داره رو مشخص کنید، این گزینه به عبارتی شغل کاراکتر هست، او می‌تونه یک دکتر باشه، یک کارگر، کشاورز، سیاستمدار، ورزشکار یا حتی یک دانشمند بدون رتبه، هرکدام از این گزینه‌ها یک مقدار مشخص به توانایی‌های شما اضافه می‌کنند که به دسته‌های مختلف تقسیم میشه. بعد از این‌ها نوبت به شکل ظاهری کاراکتر می‌رسه که پر هست از گزینه‌های از پیش تعیین شده که راستش چندان جالب نیستن. در مرحله بعد نام کاراکترتون و بعدش هم تایید تمام چیزهایی که اعمال کردید. عناصر ابتدایی بازی که به نوعی سبک RPG رو پوشش میده از تنوع و تعدد خیلی خوبی بهره می‌بره اما در بخش شخصی‌سازی کاراکتر گزینه‌های محدودی شاهدیم و خب ممکنه باب میل گیمر نباشه. 




بعد از بخش نقش‌آفرینی دومین قسمت که گیمر باهاش مواجه میشه بخش انتخاب دیالوگ هست، شما باید از بین 3 الی 4 یا حتی 5 جمله مشخص شده یک دیالوگ رو انتخاب کنید و به این ترتیب جواب NPCها رو بدید، عواقب دیالوگ‌ها از طریق یک پرانتز مشخص میشه، برای مثال با انتخاب یک جمله ممکنه بین شما و آن شخص درگیری و به طور کل حادثه‌ای ایجاد بشه، خب راستش از اونجا که کاراکتر شما صامت هست و دیالوگی توسط او گفته نمیشه، این مهم باعث شده تا سیستم انتخاب دیالوگ کمی خسته‌کننده بشه، تقریبا یه چیزی شبیه برنامه‌نویسی در Visual Studio، با اینحال برنامه‌نویسی پیچیده‌ست ولی خسته‌کننده نیست اما سیستم انتخاب دیالوگ‌ها در این اثر مثل همون برنامه‌نویسی‌ست و همانطور که گفته شد، از اونجا که دیالوگی توسط کاراکتر شما به زبان نمیاد، این قسمت کسل‌کننده میشه. بخش تصمیم‌گیری بازی برخلاف دیالوگ‌ها طراحی بهتری داره، اینجوری نیست که شما بخواین بین دو چیز یکی رو انتخاب کنید، بلکه تصمیم‌گیری در بازی به این برمیگرده که چه چیزی رو انتخاب کنید، میشه گفت دیالوگ‌ها نقش کمتری در تصمیم‌گیری دارند ولی باز هم آنچه که نیازه رو ایفا می‌کنند و در بعضی از ماموریت‌ها تاثیرگذار هستند، حال تصمیم‌گیری چگونه انجام میشه، در TOW شما یک مزدور هستید، شخصی که باید یک کار رو برای یک نفر انجام بده، مثلا کشتن، به شما گفته میشه که بیاید مصباح بهشتی رو بُکشید ولی اون بهتون میگه نه منو نکش، برو اونی که بهت گفته منو بکش رو بکش و من بهت دوبرابرِ اون پول میدم، یکم پیچیده شد ولی منظور رو رسوند! خب در TOW شما بین منگنه قرار می‌گیرید به نوعی که باید تصمیم بگیرید چگونه از این منگنه دربیاید، پس یا باید این شخص رو بکشید یا اون شخص رو، اهداف شما فقط به کشتن ختم نمیشه و کارهای زیادی برای انجام دادن پیشِ روتون قرار میگیره. 


دنیای TOW شما رو در سامانه فضایی هالسیون قرار میده که چندین سیاره داره و شما می‌تونید با سفینه بین آن‌ها جابجا بشید، هر سیاره دارای یک جَو محیطی مختص به خودش هست و چیزهایی برای اکتشاف داره و علاوه بر اینکه ماموریت‌های اصلی در آن‌ها جریان داره، شما می‌تونید چند ماموریت مختلف رو برای خودتون فعال کنید و انجامشون بدین، بازیکنان با سفینه‌شون که به اسم Unreliable شناخته میشه می‌تونن یک سری افراد رو به عنوان خدمه سفینه به خدمت بگیرند، شما می‌تونید از خدمه خودتون به عنوان همراه در ماموریت‌ها استفاده کنید، اون‌ها می‌تونن در ارتباط میان NPC و شما هم حرف بزنن و جمله‌ای تاثیرگذار بگن. بازیکنان توانایی کنترل سفینه خود را نداشته و نمی‌تونن باهاش رانندگی بکنن، برگردیم به دنیای هالسیون، چند سیاره با محیط‌های مختلف پیش روی گیمر قرار داره که هرکدام دارای چند فروشگاه، ساختمان و NPC هستند، به هرحال سیاره Terra 2 و Monarch تنها جاهایی هستند که پیشروی ماموریت و البته گشت و گذار و اکتشاف درونشون لذت‌بخشه و سایر سیاره‌ها صرفا برای پیشبرد ماموریت‌ها ساخته شدند و دقیقا مشخص نیست که درونشون چه خبره. قسمت اکشن دارای مکانیک‌های زیادی هست که در TOW تنوع خوبی به وجود آورده، به طور کل در این قسمت شما می‌تونید ازاسلحه استفاده کنید و خبری از جزئیات زیاد نیست. TOW دارای اسلحه‌ گرم و سرد هستش، سه نوع مهمات با نام‌های Light و Heavy و Energy در بازی وجود داره که برای سلاح‌های مختلف استفاده میشه و به دیدِ من انرژی بهتر از همه کار دشمن رو می‌سازه. انواع و اقسام سلاح‌ها با قدرت‌های مختلف برای گیمر لحاظ شده و خب شما از این طریق می‌تونید دشمن رو از بین ببرید، حتی می‌تونید با Mod اسلحه خودتون رو ارتقا بدید و آسیب بیشتری به دشمن بزنید، بازیکن می‌تونه 4 اسلحه رو به صورت همزمان حمل کنه، باتوجه به مقدار Inventoryتون می‌تونید چندین اسلحه رو بردارید ولی فقط باید از 4تاشون استفاده کنید. هرچقدر که با یک اسلحه شلیک کنید، به مرور کاراییش رو از دست داده و بازیکن باید اون رو با آیتمی مشخص که به اسم Weapon Parts شناخته میشه تعمیر کنه. تنوع سلاح‌ها و ارتقاهاشون در روند بازی واقعا تاثیرگذاره اما گانپلی بازی کمی خشک هستش و به مرور لذت و جذابیت خودش رو از دست میده و این یکی از ایرادات بخش اکشن بازی به حساب میاد. 



بخش‌های اصلی رو باهم بررسی کردیم، بد نیست نگاهی جزئی‌تر به گیم‌پلی داشته باشیم. گفته شد که شما یک Inventory دارین، این وسیله مخزنی‌ست که شما می‌تونید به کمکش آیتم‌های مختلفی رو برداشته و جابجا کنید، هر قسمت این مخزن دارای یک بخش مجزا هست، مثلا بخش مربوط به سلاح‌ها، زره‌ها، آیتم‌های بازیابی سلامتی، مادها، آیتم‌های کاربردی و آیتم‌های دور ریختنی و به عبارتی Junk، شما می‌تونید آیتم‌های خودتون رو بفروشید یا از بین ببرید و از قطعه‌هاشون برای تعمیر سلاحتون استفاده کنید، این مهم برای زره‌ها هم ذکر شده و شما می‌تونید اون‌ها رو فروخته یا از بین ببرید و از قطعاتش برای تعمیر استفاده کنید، راستش باید بگم طراحی Inventory، گزینه‌ها و منوهای این بخش بسیار عالی و منظم هست و درواقع کاملا به درد یک بازی RPG می‌خوره. TOW یک سیستم Perk و Skill داره که هر دو برای ارتقا توانایی‌های کاراکتر استفاده میشه، توانایی‌های بازیکن به چند دسته مثل استفاده از اسلحه، مبارزات تن به تن، دیالوگ، مخفی‌کاری، تکنولوژی و... تقسیم شده. هرکدام از این بخش‌ها یک سری ریزه‌کاری دارن و هربار که ارتقاشون میدین زیرمجموعه‌هاشون آپگرید میشن، برای مثال قسمت دیالوگ رو ارتقا میدین، به این ترتیب استعداد کاراکتر شما در دروغ گفتن بالا میره، این عملکرد با اعداد محاسبه شده و اندازه‌گیری میشه. درصورتی که این بخش‌ها به اندازه کافی آپگرید نشه کاراکتر شما در انجام بعضی کارها ناتوانه، برای مثال ممکنه که او نتونه دروغ بگه چون سطح دروغ‌گویی او 20 هست و دیالوگ شما به عدد 40 نیاز داره، سیستم Perk هم در بازی بسیار کاربردی هست، این قسمت به مهارت‌های کاراکتر شما خلاصه میشه و سعی می‌کنه این قسمت رو ارتقا بده، برای مثال بالا رفتن سلامتی با استفاده از پرک‌ها قابل انجامه، بازیکن می‌تونه برای همراهان خودش هم چند پرک رو فعال کنه. حرف از همراه شد، شما می‌تونید در بازی از خدمه کشتی خودتون به عنوان دوست و یارِ خودی استفاده کنید، بازیکن می‌تونه از بین 6 نفر با 2تاشون به محیط بیرون از سفینه بره و از همراهی آن‌ها بهره‌مند بشه، همراهان شما در مکالمات و مبارزات نقش مهمی دارن و البته از هوش مصنوعی نسبتا خوبی برخوردارن، شما می‌‌تونید بهشون دستور بدید که به دشمن حمله کنن و یا در مخفی‌کاری پشت سرِ شما و گوش به فرمان باشن. ماموریت‌های شما در بازی به چند دسته مختلف تقسیم میشن و بعضی از آن‌ها حتی دو یا چند Objective دارن که بنا به انتخاب بازیکن باید به اتمام برسند، سازنده باتوجه به داستانِ کوتاه بازی ماموریت‌های اصلی زیادی در این اثر قرار نداده ولی با اینحال بازی در ارائه محتوای این ماموریت‌ها عملکرد خوبی داره، بعضی از ماموریت‌ها در دنیای بازی و حتی در جملاتِ بین شما و خدمه‌تون یا NPCها پنهان شدند، اگر با همراهانتون صحبت کنید می‌تونید یک‌سری ماموریت رو آنلاک کنید که محتوای بیشتری بهتون ارائه میده. 



قابلیت‌هایی زیادی برای مبارزات درنظر گرفته شده، برای مثال حالت Tactical Time Dilation زمان را آهسته کرده و از طرفی به شما نشون میده که اگر به سر یا دست دشمن شلیک کنید، چه اتفاقی میوفته، قابلیت Holographic Disguise شما رو در محیط‌های غیرقابل دسترس و اِشغال شده به لباس دشمن مجهز می‌کنه و به این ترتیب کسی به شما مشکوک نمیشه، البته که استفاده از این یونیفرم زمان مشخصی داره و درصورتی که اون زمان بگذره، مجبورید با دشمن به مبارزه بپردازید. بخش مخفی‌کاری نیز برای بازی درنظر گرفته شده اما به علت هو‌ش مصنوعی نه‌چندان قوی دشمن به کارِ گیمر نمیاد و از طراحی خوبی هم بهره نمی‌بره. یکی از ویژگی‌های جالبی که بازی داره، انتخاب چند عیب و ایراد به صورت اختیاری‌ست، این عیب‌ها می‌تونه توسط شما قبول یا رد بشه، برای مثال بازی به شما یک ایراد رو توضیح میده و میگه درصورتی که از یک دارو خیلی استفاده کنید، باید به اون اعتیاد پیدا کنید، خب اگر این ایراد رو قبول کنین یک پِرک به عنوان جایزه دریافت می‌کنید و درصورتی که ردش کنید، اون پرک فعال نشده و از طرفی دیگه چیزی به عنوان اعتیاد در بازی مطرح نمیشه. این ویژگی در بازی بسیار جالب‌توجه هست و می‌تونه در پییشبردتون تاثیرات زیادی بذاره. برای انجام اهدافتون همیشه مراقب همراهانی که انتخاب می‌کنید باشید، به لطف تفاوتِ شخصیتیِ همراهان شما، هرکدام یک صفت اخلاقی متفاوت دارند، برای مثال اگر با یکی از همراهانتون یک شخص مهم رو به قتل برسونید، اون ممکنه ازتون ناراحت بشه و حتی از گروهتون هم استعفا بده، این ویژگی هم باعث شده تا گیمر همیشه در انتخاب‌هاش دقت به خرج بده و حواسش به عواقب بعد از اون هم باشه. 



سخن پایانی» گیم‌پلی بازی TOW به نسبتِ مدت زمانی که برای بازی میذارید کاملا مناسب هستش، عناصر RPG زیاد و صدالبته لذت‌بخش، سیستم تصمیم‌گیری مهم و عمیق، طراحی عالی منوی Inventory، Perkها، سیستم Skill و Modهای تاثیرگذار باعث میشه گیم‌پلی بازی روندی صعودی داشته بشه، با این روند The Outer Worlds تبدیل به یک بازی جهان‌بازِ خوب میشه. از طرفی گانپلی خسته‌کننده، مخفی‌کاری بی‌مصرف و البته هوش مصنوعی نه‌چندان خوبِ دشمنان در بعضی از لحظات بازی، باعث میشه تا شاهد اثر کاملی نباشیم اما چون نقاط قوت گیم‌پلی بیشتر از نقاط ضعف آن هست، این مهم باعث میشه تا تجربه TOW حسِ خیلی خوبی به گیمر و مخاطبش منتقل کنه. The Outer Wolds محصول بی‌نقصی نیست، به هرحال همانطور که گفته شد نقاط قوت بازی بیشتر از ایرادات آن هست و به این ترتیب مانعی وجود نداره که باعث بشه از بازی خوشتون نیاد، بدون شک اگر از طرفداران RPG باشید عاشق این اثر میشید، اگه تصمیم‌گیری، انتخاب دیالوگ و NPCها براتون مهم هستن این بازی رو دوست خواهید داشت، اگر دنیا و جهانی باز براتون مهمه ممکنه از این بازی خوشتون بیاد، اگه سبک اکشن دوست دارید این اثر می‌تونه جوابگوی نیازهاتون باشه، حتی اگر می‌خواید یک بازی انجام بدید که وقتتون رو پر کنه، باز هم باید گفت که این عنوان برای شما ساخته شده اما انتظار نداشته باشین که اثری به وسعت Fallout 4 و بازی‌های پیشتازِ این سبک رو تجربه کنید.
 
خب دوستان این مقاله هم به پایان رسید، The Outer Worlds رو تجربه کردید؟ نظرتون درمورد بازی و عملکرد خوبش در جلب نظر منتقدین چیه؟ ممنون که تا اینجا با بنده همراه بودید، اگر خواستید درمورد مقاله اظهار نظر کنید ابتدا اون رو لایک یا دیسلایک کنید، اگر هم نظری درمورد این اثر دارید، خیلی خوشحال خواهم شد که در بخش کامنت‌ها اون رو با من و کاربران سایت GM به اشتراک بذارید، تا مقاله‌ای دیگر بدرود...

تعدد شخصیت‌های فرعی و NPCهایی با اخلاق و رفتار متفاوت

گرافیک بصری خوب به همراه تنوع محیطی

تصمیم‌گیری‌های مهم و حیاتی

تعداد بالای اِلمان‌های RPG

سیستم Skill و Perkها 

طراحی عالی و کاربردی منوی Inventory

ایجاد تداخل به صورت اختیاری در گیم‌پلی

تنوع خوب سلاح‌ها

کاراکتر صامت و بدون حتی یک خط دیالوگ

مدت زمانِ بسیار کوتاه برای به اتمام رساندن داستان

هوش مصنوعی لحظه‌ای و گاهی اوقات پر از ایراد

گان‌پلی خشک و خسته‌کننده