همرنگ جماعت | نقد و بررسی بازی Hue

همرنگ جماعت | نقد و بررسی بازی Hue

مقالات و آموزش
همیشه ساخت یک بازی پازل پلتفرمر ملزم به ایده پردازی بی‌نظیر اولیه هست.بازی‌های سری Unravel شمارو در نقش یک یا کاموا کوچیک قرار میده و گیم‌پلی اصلی داستان بازی تاب خوردن با استفاده از کانواست.بازی مثل Little Nightmares شمارو در نقش یک کاراکتر کوچیک قرار میده که باید در دنیای عجیب و ترسناک این بازی قدم بذاره.بازی مثل Oxen Free با استفاده از قدرت دیالوگ و همینطور داستان نویسی در یادها میمونه.اما ایده ای که Fiddlestick برای ساخت بازی Hue ازش کمک گرفته بسیاره ساده اما نوآورانه، دلنشین و آرامش بخشه.بازی Hue شمارو به دنیای رنگ ها می‌بره جایی که برای رسیدن به هدفتون باید مداد رنگی رو بردارید و دنیا رو باهاش رنگ آمیزی کنید...باید همرنگ جماعت بشید...با GM و بررسی این بازی سرگرم کننده و ایندی همراه باشید.


داستانـ » اگه بگیم بازی Hue در بین بازی‌های مستقل ساده ترین و بدترین داستان رو داره بد نگفتیم.معمولا دو عامل باعث میشن یک بازی ایندی به یک اثر دلنشین و به یاد موندنی تبدیل بشه.این موارد و عوامل شامل موسیقی بعلاوه داستان اون بازی هستن.البته که گیم‌پلی و حل معماها هسته اصلی ساخت یک بازی ایندی هستن اما این دو مورد مثل دو دست برای یک بدن هستن.اگه بدن گیم‌پلی باشه بدون دست هاش نمیتونه کاری رو انجام بده.چه بسا که اگه یک دست داشته باشه رسیدن به هدفش باز هم سخت میشه.بازی Hue دقیقا دو بازو داره اما حسابی زخمی و بی حس هستن.داستان بازی Hue درمورد پسربچه‌ای با همین نام یعنی هیو هست که در طول جریان بازی در تلاشه به مادرش برسه و اون رو پیدا کنه.برای همین هم ناچار میشه وارد دنیایی به اسم Mono بشه دنیایی که تم اصلیش خاکستری هست اما میشه در محیطش دستی تغییر ایجاد کرد.مادر هیو محققی بوده که درمورد مفاهیم رنگ ها تحقیق می‌کرد.به همین خاطر حلقه ای رو اختراع کرد که با استفاده از اون میشد رنگ محیط دنیای مونو رو به کل تغییر داد و موانع رو پشت سر گذاشت.بازی هیو سعی میکنه مثل خیلی از بازی‌های مشابه مثل Unravel 2 ،Little Nightmares یا Limbo بدون دیالوگ داستان خودش رو روایت کنه.اما جدا از همه این‌ها بنظر من در این امر موفق نشده.عدم وجود دیالوگ در یک بازی سازنده رو مجاب میکنه به سراغ راه دیگه‌ای برای روایت داستانش بره.و اگه کلا سازنده نخواد اون داستان رو روایت کنه دیگه داستانی هم برای شنیدن شکل نمیگیره! سازندگان بازی Hue با حذف دیالوگ از بازی و صداگذاری به شدت اندک روی شخصیت‌ها و بعد از اون عدم تلاش برای روایت داستان با استفاده از گیم‌پلی و محیط نتونستن داستان خوبی رو به نمایش بذارن.حتی در دل بازی شبیه ساز ایندی بنام Far : Lone Sails هم داستان خوبی برای روایت وجود داره.سازندگان در بازی یاد شده فقط با ایجاد یک وابستگی بین وسیله نقلیه و کاراکتر شما داستان رو روایت میکنند.اما Hue بدون استفاده از هیچ چیزی غیر مستقیم به شما میگه داستان در این بازی هدف اصلی واقع نشده و گیم‌پلی گیم بزرگترین تمرکز روش واقع هست.تنها کسی که در بخش داستانی بازی صداگذاری داره مادر هیو هست که میتونید صداش رو با رسیدن به نامه‌هایی که در جریان مستقیم بازی سد راحتون قرار میگیره بشنوید.مادر هیو در این نامه ها هم اطلاعات چندان واضحی درمورد داستان بازی و هدف هیو مشخص نمیکنه ولی همیشه بعد از دستیابی به یک رنگ به نمایش درمیان.بعد از اینکه هر رنگی رو تصاحب میکنید، نامه ای در مسیرتون قرار میگیره و مادر هیو نظرش رو راجب هر رنگ میگه و شنیدن به این مفاهیم الحق و الانصاف لذت بخشه.مادر هیو دیدگاهش نسبت به هر رنگ رو در این نامه‌ها با هیو به اشتراک میذاره و مفهوم حقیقی که هر رنگ در زندگی ما و طبیعت داره.هرچند همونطور که گفته شد نامه ها فقط برای شندین دیدگاه مادر هیو راجب رنگ ها هستن و قرار نیست شفاف سازی درستی از داستان بازی به عمل بیارن.بازی علاوه بر کاراکتر هیو کاراکترهای دیگه‌ای هم جلوی پا شما قرار میده که البته هیچکار خاصی جز پر کردن محیط بازی انجام نمیدن.از بابانوئلی که همیشه نزدیکی در خونه شما مشغول ماهیگیری هست بگیرید تا معدنچی که در ابتدای بازی به کمکش میاین و دختر بچه هم قد خودتون که خشک و توخالی ساخته شده.کاراکترهای بازی شکل و شمایل بامزه ای دارن اما اینکه در روایت داستان باز هم دخیل نمیشن به شدت آزار دهدنست.این نکته جایی صوت میگیره که هیو میتونه با هرکدوم از این کاراکتر ها در زمان‌های مختلف صحبت کنه.اما این صحبت ها هیچکدوم در رسیدن به هدف شمارو راهنمایی نمی‌کنند و صرفا راجب خودشون و کارهایی که هیو در روند بازی براشون انجام داده و میده حرف میزنند.اما جدا از همه این‌ها یک نکته در بازی هست که حداقل نشون میده بازی یک داستان هم داره! اونم رسیدن به یک زن عصا داریه که بعد از رد کردن هر مرحله و قبل از تصاحب هر رنگ بهش می‌رسید.سوال‌ اینکه اون زن کیه؟ آیا مادرتونه؟ یا زنی دیگه که در ناپدید شدن مادرتون نقش داره؟ این سوالات باعث میشه حداقل بخاطر این حس کنجکاوی، داستان براتون شکل و شمایل دیگه‌ای پیدا کنه اما همونطور که گفته شد سوپرایزی در کار نیست و در نهایت بازی هم تجربه داستانی چندان دل انگیزی براتون نخواهد شد.شاید اگه Fiddlestick به صراحت در بازی می‌گفت که داستان در این بازی براش اهمیت خاصی نداره ما این امر رو نقطه ضعف در نظر نمی‌گرفتیم اما این استودیو اومده داستان رو با یک مقدمه به مخاطبش ارائه داده و بعد رهاش کرده و این رها کردن یکی از معدود عواملیه که باعث شده Hue با یک اثر ایندی شاهکار فاصله داشته باشه.


گرافیکـ » بررسی Visual یا گرافیک یک بازی ایندی اصلا کار راحتی نیست.چون که در بررسی گرافیک بازی‌های AAA واقع گرایانه بودن مهم ترین هدفه اما بررسی گرافیک یک بازی indie گرافیک دارای معنا و مفهوم جدیدی میشه.ساخت محیط بازی‌های ایندی هرگز ملزم به واقع گرایانه بودن نیست.یک سازنده طبق ایده پردازی که برای بازی خودش داده باید محیط بازیش رو طراحی کنه.یک سازنده دوست داره همه چی رو پیکسلی نشون بده مثل Thimbleweed Park.و یک سازنده هم دوست داره محیط یا گرافیک بازیش رو شکل کارتون‌های قرن نوزدهم دربیاره، مثل Cuphead.و هزاران این چنین بازی ایندی که بنا به نظر سازندگانش محیط‌های مختلف و جالبی رو برای بازی‌هاشون طراحی کردن.بازی Hue هم چنین داستانی داره.بازی هیو یک شخصیت سیاه داره، با یک محیط بک گراند دار.بک گراندی که به رنگ خاکستریه و با عوض کردن رنگ ها رنگش فقط از خاکستری تغییر میکنه.اما همین محیط یکی از زیبایی های اصلی بازی Hue به شمار میره.هماهنگی که طراحی محیط و گیم‌پلی بازی بهمراه موسیقی در گیم دارن باعث میشه همین محیط به ظاهر ساده و کم جزئیات بساط آرامش شمارو برای ساعت‌های طولانی که Hue بازی می‌کنید به ارمغان بیاره.هرچند جدا از همه این‌ها ویژوآل و گرافیک بازی روی حالت Full HD بسیار دیدنیه به طوری که همون نگاه کردن بهش آرامش خاصی رو به شما میده و از اون جمله محیط‌ هایی هست که نگاه کردن بهش چشم رو نوازش میکنه.پس دقت کنید باز هم میگم نه تنها ایرادی به طراحی ویژوآل و محیط بازی وارد نیست؛ بلکه بسیار منطبق با ایده پردازی بازی و همینطور هماهنگ با گیم‌پلی و موسیقی بازیه.از نظر بافتی در محیط بازی اشیا متعددی برای طراحی وجود نداشته.چند خونه، سنگ، چوب یا مانع، نردبون و زمین تنها اشیا و چیزهای الزام به طراحی بازی هستن که مشکلی در کیفیت بافتشون دیده نمیشه و به خوبی با محیط بازی تطابق دارن.از بعد فنی هم بازی Hue افت فریم نداره، مشکل زیر ساختی نظیر باگ هم ندارهشاید بگید مگه بازی ایندی با این جزئیات کم هم میتونه باگ داشته باشه؟! جواب من بله هست و بازی‌های پلتفرمر مشابه زیاد هستن که باگ‌های جزئیشون به تجربه بازی تا حد زیادی لطمه میزنند؛ که خوشبختانه Hue در این زمینه خالی از ایراده.


گیم‌پلی » و اما گیم‌پلی بازی ‌که مهم ترین رکن برای تجربه یک بازی ایندی و هسته اصلی اون بازی به شمار میره.رابط کاربری بازی Hue سادس و به چند کار خلاصه میشه.انتخاب رنگ، حرکت، گرفتن و کشیدن جعبه ها و پریدن.در ابتدای بازی سازندگان شمارو صاحب یک رنگ اصلی میکنن که با استفاده از اون میتونید موانع اون رنگی رو کنار بزنید.به بیان ساده تر در بازی Hue گیم‌پلی و لول دیزاین اصلی بازی حول محور تغییر دادن رنگ محیط و رد کردن موانع میچرخه.اما جالب اینجاست همین ایده و گیم‌پلی ساده در ادامه چنان معماهای جذاب و پیچیده ای پیش پای گیمر قرار میده که میشه لقب یکی از پیچیده ترین معماهای تاریخ بازی‌های پازل پلتفرمر رو بهش داد.جریان اصلی گیم‌پلی بازی بعد از گرفتن حلقه سوم رنگ ها شروع میشه.به طور کلی سه لول دیزاین اصلی برای بازی Hue در نظر گرفته شده.بخش معما که از اسمش هم مشخصه باید با استفاده از تغییر دادن الوان محیط و تکون دادن وسایل بعضا قدرت سرعت عمل، معماها رو حل کنید.هر رنگی که به حلقه رنگ هاتون اضافه می‌کنید طبعا از اون به بعد به معماهای پیچیده تر و سخت تری برخورد‌ می‌کنید.بخش دوم لول دیزاین بازی مربوط به بخش هیجانی و سرعت عمل بازی هست.برخی جاها باید از پله ها بالا برید که از بالای پله ها سنگ‌های کشنده و رنگین پایین میاد و گاهی اوقات باید با سرعت زیاد از حرکت کنید و بدون توقف هر سد رنگی که پیش روتونه رو با همرنگ شدن باهاش از بین ببرید.و بخش سوم هم پایان بندی هر مرحله بعد از گرفتن یک رنگ هست.بعد از اینکه یک رنگ رو تصاحب می‌کنید قطعا یک نامه شامل دیالوگ‌های مادر Hue پیدا می‌کنید، حال در این بین برای اینکه دیالوگ‌ های مادرتون رو کامل بشنوید باید در مدت کوتاهی حدود یک الی دو دقیقه از نردبون و پله ها بالا و پایین برید تا دیالوگ به آخرش برسه.قبلا خونده بودم که گفته شد این بالا و پایین رفتن ها حتی تا 5 یا 10 دقیقه هم طول میکشه و روند بازی رو کسل کننده میکنه! اصلا اینطور نیست و نهایتا بعد از دو دقیقه دیالوگ‌های مادرتون تموم میشه و شما وارد مرحله بعد می‌شید.دو قدرت فردی که برای پیش برد هرچه راحت تر مراحل بازی Hue بهش نیاز دارید قدرت هوش و سرعت عمل هست.برای حل بعضی از معماها فقط به یکی از این دو قدرت فردی نیاز است و در برخی معماها هم باید از هردوشون استفاده کنید.مهارتتون در تشخیص اینکه که بپرید و کی رنگ محیط عوض کنید از عواملیه که موجب پیشبرد هرچه سریعتر داستان میشه.در بازی هیچگونه باس فایت یا انمی وجود نداره و تنها دشمن‌های شما موانع و تیغ‌ها و لیزر‌های کشنده هستن که باز هم باید با استفاده از عوض کردن الوان محیط اون موانع رو از پیش رو بردارید.یکی از سوالاتی که ممکنه به ذهن هرکس قبل از تجربه این بازی خطور کنه اینه که آیا روند گیم‌پلی با گذشت زمان تکراری میشه یا نه.جواب منفی است و هرگز چنین اتفاقی رخ نمیده.به شخصه بعد از چندین و چند ساعت تجربه این گیم حتی تا آخر بازی هیچ معمایی ندیدم که مشابه معماهای قبلی خودش باشه.و همینطور حل کردن این معماها بدون استثنا در تمامی دفعاتش برام لذت خاصی داشته و خیلی شیرین و لذت بخش بوده.در کل گیم‌پلی و لول دیزاین این اثر نه تنها هیچ ایرادی بهش وارد نیست بلکه یکی از نقاط قوتش هم به شمار میره و همون ایده خاص و اختصاصی که Fiddlestick برای ساخت این بازی داده کافیه که باهاش بتونه معماهای لذت بخش و بی نهایت جذابی رو طراحی کنه.




موسیقی و صداگذاریـ » موسیقی بازی Hue چنان مکمل طراحی محیط و گیم‌پلی بازیه که 50 درصد از لذت و آرامش بخشی بازی رو به خودش اختصاص داده.اگه وارد یک مرحله هیجانی و سرعت عملی بشید؛ موسیقی خودش رو با لول دیزاین بازی مچ و هماهنگ میکنه.گاهی اوقات موسیقی پخش نمیشه و در حل معماها اون موسیقی متن آرامش بخش Hue به نمایش در میاد.در کل موسیقی که یکی از المان های اصلی ساخت یک بازی موفقه در بازی Hue به بهترین شکل که نه اما به شکل قابل قبولی به مخاطب ارائه میشه.از حیث صداگذاری هم بگیم؛ صداگذاری شخصیت‌ها فقط در یک مورد صورت گرفته و اون هم صدایی هست که با پیدا کردن نامه از مادر هیو شنیده میشه.البته که لهجه بریتانیایی و شیرین مادر هیو شنیدن همین چند خط جمله درون بازی رو لذت بخش میکنه.صداگذاری روی اشیا بازی هم خوب کار شده.صدای پاهای هیو هنگام دویدن، صدای بالا رفتن از نردبون و یا برخورد Hue با یک مانع کشنده همه و همه در سطح قابل قبولی قرار داره که به طرز عجیبی با تم بازی ست شده و ارتباط غیر مستقیم و قابل لمسی داره.

به طور کلی بازی Hue یک بازی مستقل لذت بخش و بی‌نهایت سرگرم کننده است که حداقل برای یک یا دو بار هم که شده ارزش تجربه داره.اما اگه از اون دست لیمبو بازهایی هستید که داستان مرموز در بازی‌های ایندی براتون از اهمیت خاصی برخورداره این بازی به شما پیشنهاد نمیشه چون برای کسایی که فقط دنبال سرگرمی و حل معما هستن ساخته شده.

گرافیک و طراحی محیط لذت بخش و زیبا

لول دیزاین بی‌نظیر و معماهای شیرین

گیم‌پلی روان و بدون مشکلات فنی نظیر افت فریم یا باگ

موسیقی های هماهنگ با تم بازی و اکثر اوقات آرامش بخش

صداگذاری خوب روی اشیاء بازی

شرکت سازنده داستان را معرفی می‌کند اما برای روایتش تلاشی نمی‌کند

شخصیت های توخالی و بی اهمیت در محیط بازی

عدم وجود کوچیک ترین دیالوگ مرتبط به داستان بازی

نویسنده: Amir Hossein Ranjbar
1398-5-13 ( 18 روز پیش )

والپیپر های مرتبط با Hue