وارونه در زمان و مکان | پیش نمایش بازی Control

وارونه در زمان و مکان | پیش نمایش بازی Control

مقالات و آموزش
3 سال پیش استودیوی Remedy یک بازی جاه‌طلبانه و جذاب رو به بازار عرضه کرد، Quantum Break نام این عنوان بود که هدفِ سازنده از ساختِ آن این بود تا به گیمر پهنه‌ وسیعی از کنترلِ زمان را ارائه کند، درواقع تیمِ سازنده برای عملی کردنِ این مهم نسبتا موفق ظاهر شد و تونست عنوانی خوب رو به بالا رو عرضه کنه. سالِ پیش شایعاتی وجود داشت که تیم رِمِدی با همکاری شرکت 505 Games قراره دست به ساخت یک بازی جدید بزنن که با نامِ رمزیِ Project 7 شناخته میشد، خیلی‌ها انتظار نسخه جدید Alan Wake رو داشتن ولی درنهایت با یک IP نوآورانه به نام Control طرف شدیم، عنوانی که شباهت‌های فاحشی به Quantum Break داشت و خیلی‌ها سازنده رو بابت ساخت این بازی سرزنش کردن ولی خب درنهایت ما شاهد این بازی بودیم و باید محتویاتِ حاضر رو قبول میکردیم. شما ممکنه عاشق این بازی شده باشین ولی در عین حال ممکنه از این بازی بدتون اومده باشه اما خب اینکه ندونسته بخوایم راجع به این بازی قضاوت کنیم قطعا اشتباهه، خیلی‌هامون راجع به این بازی اطلاعات صحیح و خاصی نداریم و در این مقاله قراره راجع به این بازی و اطلاعاتی که از اون منتشر شده حرف بزنیم و اون موقع میشه گفت یه جورایی حق داریم تا درمورد این بازی قضاوت کنیم. اگه چیزِ خاصی درمورد این بازی نمیدونین پیشنهاد میکنم تا بنده رو در ادامه همراهی کنید.

داستان؛ جهان‌های موازی یا دنیایی جدید؟ اساسِ داستان بازی Control در آسمان‌خراشی مرتفع و عظیم به نام Oldest House رخ میدهد، ساختمانی که مقر اصلی تیم FBC میباشد و وظیفه این تیم در بازی این هست تا پدیده‌های غیرعادی و ماورایی رو شناسایی کرده و به ریشه اصلی آن پی ببرند. طی اتفاقاتی که درطول بازی رخ میده، نیرویی با ریشه نامشخص به این ساختمان نفوذ میکنه، حالا وظیفه بازیکنان اینه تا در نقش Jesse Faden وجود این نیروها رو از این ساختمان پاک کنند، از اونجا که Oldest House مکانی‌ست برای کشف قدرت‌های ماورایی، بُعد دیگر از زمان و مکان رو به گیمر ارائه میده و جسی برای شروع این ماموریت کاری سخت رو در پیش خواهد داشت. ابتدا باید اشاره کرد که سازنده هیچی از ریشه به وجود اومدن این نیرو نگفته و میشه پیش‌بینی کرد که توی این بازی شاهد رقابت خیر و شر هستیم و درطول بازی ممکنه شاهد آنتاگونیستی باشیم که بتونه با شخصیت اصلی رقابت کنه و درواقع رقابتی که در بازی Quantum Break وجود داشت رو در این عنوان نیز شاهد باشیم.


 به لطف Sam Lake دوست داشتنی عناوین رِمِدی همواره در انتقال احساسات به گیمر قدرتمند ظاهر شدن و در این عنوان نیز بعید به نظر نمیاد که شاهد کات‌سین‌هایی تازه و قدرتمند در انتقالِ احساسات نباشیم. شخصیت جسی تا به اینجا شاکله به خصوصی نداشته و بیشتر شبیه به سوپرمن و ناجی ظاهر شده اما خب خیلی‌هامون دوست داریم کاراکتری شبیه به Alan Wake و Jack Joyce رو ببینیم، به هرحال جسی شخصیت اصلی این بازی‌ست و از اونجا که در سناریوهای سم لیک شخصیت اصلی و اتفاقاتِ پیرامونش داستان رو شکل میده و به داستان مرکزیَت میبخشه باید انتظار داشته باشیم که کاراکتری جدید و قوی رو در بازی ببینیم. به هرحال این کاراکتر تا به اینجا حداقل نتونسته توجه بنده رو جلب کنه ولی خب باتوجه به قدرت سم لیک در سناریونویسی و پرداخت به کاراکترها نباید بدبین بود و میشه گفت که جسی میتونه شخصیتی حداقل قابل تحمل باشه. داستان بازی اسرار زیادی پشت پرده داره که ما از همه‌شون بی‌خبریم و تقریبا نمیشه چیزی گفت، حتی ممکنه در سناریوی بازی از دنیایی جدید و یا جهان‌های موازی و بُعدهای فیزیکیِ متفاوت صحبت بشه.

گرافیکـ » موتور گرافیکی Northlight Engine که در بازی Quantum Break تقریبا خوب ظاهر شد اینبار نیز در کنترل، بازیکنان رو همراهی خواهد کرد، اولین چیزی که در این بازی به چشم میاد، طراحی قویِ محیط بازی‌ست که درواقع یک فضاسازی و اتمسفرِ چشم‌نواز رو ارائه میده، محیط‌های بازی اکثرا بسته هستن و در این بین گاهی وقتا نیز شاهد محیط‌هایی جدید هستیم که میتونه باعث ایجاد تنوع محیطی در بازی بشه. تیم رِمِدی با شرکت Nvidia برای استفاده از افکت رهگیری پرتو یا همون Ray Tracing همکاری کرده و نتیجه در بازی کاملا به چشم میاد، یعنی شما به وضوح میتونین نورپردازی و سایه‌زنی‌هایی سینماتیک رو درطول بازی ببینین که محیطی تاریک و مخوف رو به نمایش میذاره و میشه گفت به لطف افکت Ray Tracing شاهد چنین قدرت‌نمایی در بخش نورپردازی و سایه‌زنی هستیم، درکنار این‌ها باید بگیم که انعکاس‌ها و بازتاب‌ها نیز در این افکتِ گرافیکی به زیبایی طراحی شدن و این زیبایی رو به بازی آوردن و وقتی تریلرهای بازی در این زمینه رو تماشا میکنیم متوجه میشیم که با چه بازی سنگینی طرف هستیم.




درکنار این‌ها باید به این اشاره کنم که بازی دارای تخریب‌پذیری محیطی‌ست و این به فیزیکِ بازی کمک بسیاری میکنه تا یک عنوان واقع‌گرایانه رو تجربه کنیم. درکنار این خصوصیات میشه به طراحی چهره نیز اشاره کرد که طراحی منحصر به افکار سم لیک رو داره، درکنار این‌ها باید متذکر شد که بازی در جزئیات عالی ظاهر شده، شیشه‌هایی که با ضربات گیمر خرد میشن و انفجارها و تخریب‌پذیری در بازی به شدت روشون کار شده و باعث میشه یه بازی خوب رو در زمینه گرافیکی شاهد باشیم. موتور گرافیکی Northlight Engine بار سنگینی رو به دوش میکشه ولی خب تا به اینجا خیلی عالی ظاهر شده و آنچه که ازش انتظار میرفت رو به نمایش گذاشته، تا اینجا ما همه‌مون متوجه شدیم که بازی در طراحی جزئیات و تخریب‌پذیری یک عنوان قَدَر رو به نمایش میذاره و باتوجه به قدرتِ خلق اتمسفر در بازی میشه گفت که شاهد یه بازی سرگرم‌کننده خواهیم بود که میتونه چند یا چندین ساعت گیمر رو مشغول کنه.

گیم‌پلی؛ نقطه عطف یا نقطه ضعف؟ گیم‌پلیِ کنترل یکی از شک‌برانگیزترین بخش‌های این بازی به حساب میاد، چرا که در لحظه اول احساس میکنید که درحال تماشای عنوانی شبیه به Quantum Break هستین و میشه گفت که در وهله اول ممکنه درمورد بازی دچار تردید بشید. Control یک بازی اکشن و ماجرایی با زوایه دید سوم‌شخص هست، موتیفِ گیم‌پلیِ بازی به شخصیت جسی توانایی‌های غیرواقعی میده که باعث میشه تا در برابر دشمن‌‌‌هاش حرفی برای گفتن داشته باشه و به مبارزه بایسته، بازیکنان توانایی‌های زیادی دارن که در ادامه بهشون پرداخته خواهد شد. درطول بازی بازیکنان توانایی استفاده از سلاحی قابل تغییر رو دارن، میتونن با استفاده از جاذبه به صورت معلق جابجا بشن و یا از اشیا استفاده کنن و به سمت دشمن پرتش کنن، درواقع هدف سازنده اینه تا یک بازی اکشن و سرعتی رو به دست گیمر برسونه، چیزی که با توجه به شماتیکش میشه گفت میتونه به این مهم دست پیدا کنه. درحالت کلی شما 5 قدرت یا بهتره بگیم قابلیتِ متفاوت دارید که میتونین ازشون درطول بازی استفاده کنین. اولین ویژگی بازی یک اسلحه فُرم‌پذیر هست که به حالت‌های متفاوتی تغییرِ شکل میده، این اسلحه میتونه تبدیل به کُلت، رگبار، شاتگان و... بشه و بازیکن میتونه درطول بازی و با دستاوردهایی که داره اسلحه‌ش رو آپگرید کرده و قابلیت‌های بیشتری به اون اضافه کنه که باعث میشه درمقابل دشمن بیشتر مقاومت داشته باشه. شاخصه دوم بازی Launch نام داره، جسی با این حالت میتونه به سمت دشمنانش اشیای محیطی رو پرت کنه و به این ترتیب اون‌ها رو از بین ببره، ممکنه حتی بازیکن مجبور به استفاده از این حالت بشه وقتی که مهماتی نداشته باشه. در این عنوان خبری از کاورگیری نیست و بازیکنان با استفاده از حالتی به نام Shield باید از خودشون محافظت کنن، حالتِ شیلد با استفاده از محیط به وجود میاد و به عنوان یه کاور ظاهر میشه، حتی میشه از این طریق به دشمن هم آسیب زد و این سپر رو سمتشون پرت کرد. حالت بعدی Evade نام داشته که جسی با استفاده از آن میتواند از حملات دشمن‌های ماوراییش جا خالی بده و از آسیبِ احتمالی جلوگیری کنه. Telekinesis نیز آخرین قدرت جسی‌ست که با استفاده از اون میتونین برای مدتی کوتاه دشمنتون رو تبدیل به یارتون بکنید و با کمکِ اون بازی رو پیش ببرید.

 



 بازیکن باید دشمن رو با قدرت‌هاش سرگرم نگه داره و وقتی به نقطه اوج رسید بهشون آسیبی وارد کنه و همین روال رو پیش بگیره، حالا اگه بازی هوش مصنوعی قدرتمندی داشته باشه، این حالت میتونه خیلی کارآمد نباشه و برای حمله باید استراتژی‌های دقیق‌تری رو درنظر گرفت. حالت Skill به صورت درختی در این بازی وجود داره که بازیکنان میتونن با پیدا کردن آیتم‌هایی که مربوط میشه به قدرت موردِ نظرشون اقدام به آپگرید کردن توانایی‌هاشون کنن، سیستم مبارزات بازی به گونه‌ای تنظیم شده که براساس عملکرد بازیکن سبُک و سنگین میشه. همچنین باید این نکته رو نیز اضافه کنم که سلامتی جسی به صورت اتوماتیک بهبود پیدا نمیکنه و بازیکن موظفه تا با کشتن دشمن سلامتی خودش رو بازیابی کنه، همچنین یه خطِ مشخص برای توانایی‌های جسی وجود داره که با استفاده از هرکدوم مقدارِ مشخصی از این خط کم میشه. همونطور که توضیح دادیم بازی داره از یه پدیده ماورایی صحبت میکنه، این پدیده Hiss نام داره و علت اینکه دشمنان شما انسان و مامور FBC هستن نیز همینه، چون Hiss ذهن اون‌ها رو خونده و به نفع خودش از اونا بهره میبره، این ماموران در انواع متفاوتی قرار دارن و از سلاح‌های گرمِ متفاوتی نیز استفاده میکنن، نوعِ دیگری از دشمن‌های شما موجوداتی جهش‌یافته هستن که ظاهر انسانی ندارن، از قدرت‌هایی غیرطبیعی برخوردارن و درکل قدرت بالایی برای به چالش کشیدن گیمر دارن، اگه تریلرهای بازی رو دیده باشین میتونیم باهم پیش‌بینی کنیم که درطول بازی شاهد باس‌فایت یا غول‌آخر خواهیم بود و یا اینکه فقط ممکنه شاهد چنین موجوداتی در بازی باشیم.





 

اصلی ترین ایراد Quantum Break که باعث شد بازی کمی به مشکل بخوره بخشِ رواییِ گیم‌پلی بود، یعنی شما از ابتدا قدرت‌ها جَک رو در اختیار میگیرید و به بازی میپردازین و تا پایان بازی همین روال رو پیش میبرین، این مورد باعث شد تا بازی تکراری و خسته کننده بشه، اصلی‌ترین نگرانی در مورد Control نیز به اینجا برمیگرده، سازنده ممکنه در این عنوان نیز مشکلِ روایی رو همراه خودش بیاره و به این ترتیب عنوانی کِسِل‌کننده رو شاهد باشیم، چیزی که تا به اینجا مشخصه اینه که Control هرآنچه در چنته داشته رو برای گیمر به نمایش گذاشته، اصلی‌ترین علتِ خوش‌بینی به این بازی نیز تا الان این بوده که هنوز نمیدونیم بازی چند ساعت زمان برای به پایان رسیدن نیاز داره و باید دید حجم داستان و سناریو با گیم‌پلی بازی همخوانی خواهد داشت یا خیر، چیزی که تا به اینجا اکثر طرفداران این بازی رو دو به شک کرده. مطمئنا یکی از دلایلی که باعث میشه گیم‌پلی بازی به چشم هرکسی بیاد محیط تعاملی و بی‌نظیر این عنوان هست، به طوری که بازیکن ممکنه حتی بدونِ مهمات و فقط با استفاده از محیط، بازی رو پیش ببره و دشمن رو بکشه، عملا محیطِ بازی باعث میشه تا ایرادات بازی نیز پوشیده بشه، همچنین باید به تخریب‌پذیریِ بی‌نظیرِ بازی نیز نگاهی بندازیم و تحسینش کنیم، چیزی که این روزا توی کمتر عنوانی شاهدش هستیم و کنترل در این زمینه، تَک ظاهر شده. هنوز بازی عرضه نشده و ما نمیدونیم با چی طرفیم ولی راستش برای من این عنوان میتونه نوآورانه‌‌تر از Quantum Break باشه و دوست دارم ببینم دقیقا با چه عنوانی طرفیم.





خب دوستان این مقاله نیز به پایان رسید، نظر شما درمورد این بازی چیه؟ فکر میکنین شاهد موفقیت این عنوان باشیم؟ به نظر خودم Control میتونه عنوانی قوی باشه اما تیم رمِدی نیز باید سعی کنه تا ایرادات اصلی که در بازی قبلیشون وجود داشت رو به این بازی نیاره و این اون چیزیه که خیلیامون دوست داریم در این بازی ببینیم، عنوانی که در گیم‌پلی میتونه به مراتب بهتر از بازی‌های خطیِ هم سبکش باشه، چکیده و حاصلی که اکنون داریم در این بازی میبینیم در کمتر عنوانی وجود داشته، من براین عقیده‌‌م که یک گیمر در یک سال کلا میتونه 3 بازیِ قدرتمند رو تجربه کنه که بخواد بهشون نمره‌ 10 بده، Control نیز میتونه از اون دسته بازی‌ها باشه منتها باید یک گیم‌پلیِ پرداخت شده و پویا رو به مخاطبش ارائه کنه که بتونه تنوعی چند ساعته رو به گیمر ارائه کنه. Control در تاریخ 5 شهریور ماهِ امسال عرضه میشه و چندان فاصله‌ای با زمانِ عرضه بازی نداریم و باید ببینیم تا اون موقع شاهد چه عنوانی هستیم. خب دوستان این مقاله نیز به پایان رسید، امیدوارم یه پیش‌نمایشِ خوب رو مطالعه کرده باشین و اون چیزی که درمورد این بازی نیاز داشتین رو دونسته باشین، تا مقاله بعدی همه‌تون رو به خدیا بزرگ میسپرم...