کاموایی که ارزش دوختن دارد ‌| نقد و بررسی بازی Unravel Two

کاموایی که ارزش دوختن دارد ‌| نقد و بررسی بازی Unravel Two

مقالات و آموزش
در سال‌های اخیر برای همه شرکت ها  احترام قائل شدیم جز دو شرکت منفور و فراموش شده بنام های EA و Ubisoft.شرکت EA که در بازه زمانی 2017 تا 2019 شاید بیش از 5 بازی بد کیفیت و واقعا حال به هم زن منتشر کرد.تنها بازی که در سال‌های اخیر از EA توجه منو جلب کرد a Way Out بود وگرنه همه بازی‌های دیگه EA در این دو سال چیزی جز ناامیدی نبودن.اما وقتی بیایم به کارنامه این شرکت در سال‌های اخیر مرور جامع تری بکنیم می‌بینیم یک بازی پلتفرمر و تحسین شده وجود داره که نامش Unravel 2 هست.بنظر من این بازی در کنار a Way Out تنها بازی‌های شرکت EA هستن که در 3 یا 4 سال اخیر ارزش تجربه دارن به طوری که حتی اون FIFA 19 هم برای طرفداران قدیمی سری فیفا حس و حال تکراری بودن داشته.اما Unravel 2 نه نمایش تریلری داشت نه پیش فروشی و نه هیچ چیز دیگه‌ای.شرکت EA در مراسم EA Play خودش رسما نسخه دوم آنرول رو هم معرفی و هم منتشر کرد.بازی که بدون شک یکی از با ارزش ترین ایندی های نسل هشتم به شمار میره.با من برای بررسی بازی Unravel 2 همراه باشید...


داستانـ » برخلاف نقد و بررسی قبلی من از بازی Hue، اینبار شرکت سازنده این بازی یعنی Coldwood تصمیم گرفت که به صراحت نشون بده داستان بازی براش اهمیت چندانی نداره.حداقل این اهمیت نداشتن رو هم نشون میده و هرچند مختصر و ساده اما بالاخره داستان خودش رو از دو ساعت بعد شروع روایت میکنه.کاری که سازندگان بازی Hue انجامش ندادن و هیچگونه روایتی برای داستانی که خودشون شروعش کردن برنامه ریزی نکردن.داستان بازی به طور کلی دو بعد داره.بعد اول و اصلی بازی مربوط به شخصیت اصلی شما یعنی یارنی هست.یارنی پروتاگونیست و کاراکتر اصلی نسخه اول Unravel به شمار می‌رفت و هم اکنون در این بازی هم حضور داره.با این تفاوت که نخش پاره میشه و دیگه قدرت و توانایی سابق رو نداره.قصه از این قراره که یارنی اصلی در مسیرش به یک یارنی دیگه هم که احتمالا جنس مخالفش هست برخورد میکنه که اتفاقا اون هم نخش پاره شده.این دو یارنی تصمیم میگیرن که با وصل کردن دو سر نخ‌های آویزون خودشون مسیرشون رو ادامه بدن و در روند داستانی بازی حس علاقه و دوستی شدیدی بین این دو یارنی برقرار میشه به طوری که گویا خواهر برادر خونی همدیگه هستن.اما طرف دیگه داستان درباره یک خواهر و برادر جریان داره.خواهر و برادری که بارها توسط ما یعنی یارنی ها نجات داده میشه و ما وظیفه هموار کردن مسیرشون رو داریم.این خواهر و برادر ظاهرا در یک یتیم خونه زندگی سختی رو میگذروندن ولی یک روز تصمیم میگیرن از اونجا فرار کنند و اینکار رو هم انجام میدن.بخش اصلی روایت داستانی در در خصوص این خواهر و برادر فراری روایت میشه، هرچند ساده و غیر قابل مفهوم هست اما حداقل بعضی اوقات به بازی حس و حال دیگه‌ای میده.تنها چیزی که در خصوص روایت داستان بازی منو آزار داد پایان نامفهوم و بچگونه روایت داستانی دوم بود.خب داستان دو یارنی قصه ما که خیلی جذاب و قابل قبول تموم میشه اما داستان این دو خواهر و برادر مثل کتاب قصه های دو سالگی ما میمونه جایی که بچه ها از یچیزی فرار میکردن اما در نهایت میخندیدن و به موفقیت میرسیدن! هرچند همونطور که گفتم ایرادی رو به روایت کلی داستان بازی نمیگیرم اما متاسفانه نمیتونم از پایان بندی مضحک روایت داستانی دوم بازی بگذرم.با کمی خلاقیت میشد همین داستان ساده رو به یک پایان بندی سورپرایز کننده و جذاب تر رسوند.نکته دیگه‌ای هم که وجود داره اینه که داستان خوب یا بد هرگز تاثیری روی عملکرد و یا موفقیت بازی Unravel 2 نمیذاره.یعنی حتی اگه داستان روایتی نداشت تاثیری روی تجربه شما نمیذاشت و حتی اگه فوق العاده روایت میشد بازهم تاثیری روی تجربه شما نمیذاشت.این امر به این دلیله که تمرکز اصلی بازی روی عنصر گیم‌پلی بازی هست و حل معماها بعضی اوقات انقدر سرگرمتون میکنه که کلا بیخیال داستان می‌شید و سعی میکنید از قالب و هدف اصلی بازی لذت ببرید.بازی کاراکترهای زیادی نداره و فقط به 4 شخصیت (دو یارنی) خلاصه میشه.بازی کاملا یک بازی بدون دیالوگ و ساکت هست و اینطور روایت میشه.البته که شرکت Coldwood تونست بخوبی یک بازی بدون دیالوگ خوب و موفق در روایت داستانی بسازه به طوری که باور کنید داستان بازی بدون دیالوگ زیباتر از با دیالوگ بودنشه.گیم‌پلی بازی چیزی حدود 6 تا 10 ساعت به طور متغیر بدون انجام دادن چالش ها وقت شمارو می‌گیره.علاوه بر چپترهای بازی که شامل بخش اصلی و داستانی بازی میشن، شما میتونید چالش‌هایی که بعد از تموم کردن هر چپتر باز میشن انجام بدید که به جرئت چالش‌هایی سخت تر از چالش های بخش داستانی پیش پا شما میذارن که به شخصه انقدر که سخت بودن تمرکزی روشون نذاشتم و بعد از تموم کردن داستان بازی سراغشون رفتم.به طور کلی برای یک پایان بندی برای بخش نقد داستان بازی میتونم بگم بازی Unravel 2 با اینکه تمامی نقطه قوت هاش در بخش‌های دیگه بازی خلاصه میشن؛ اما تجربه افتضاحی در روایت داستان خودش نیست و حداقل موجب آزار شما در جریان روند داستان نمیشه و گاهی اوقات هم مکمل بخش های دیگه میشه و تجربه شمارو لذت بخش تر میکنه.


گرافیکـ » گرافیک بازی Unravel 2 جزو معدود بازی‌های پلتفرمر هست که خیلی خیلی نزدیک به Visual بازی‌های AAA قرار داره.گرافیک بازی شباهت غیر قابل انکاری به نسخه قبلی بازی داره با تفاوت اینکه پیشرفت جزئی دیده میشه.اما جدا از همه این‌ها جلوه های بصری بازی Unravel 2 اونقدر جذاب و تر و تمیز هست که شمارو مجاب به تموم کرد بازی کنه.نقطه قوت این طراحی در کمپین بازی جایی نمایان میشه که در هر چپتر محیط بازی تغییر میکنه و از این رو به اون رو میشه.تو یک چپتر باید به سطح شهر و خیابون ها برید، تو یک چپتر باید وارد کارخانه آهن سازی بشید و تو یک چپتر هم باید در جنگل آتش گرفته قدم بذارید.حتی در دل همون چپترها و محیط‌ها هم باز هم تفاوت محیطی از این نقطه تا اون نقطه دیده میشه که همین یک مورد باعث میشه بازی هرگز و هرگز از نظر تنوع محیطی برای گیمر کسل کننده نشه.علاوه بر اون کیفیت بافت ها در بالاترین سطح خودش قرار داره.دیر لود شدن بافت ها عملا در این بازی وجود نداره و در طراحی تکسچرها دقت و ظرافت بینظیری خرج شده.همه این موارد باعث میشه گرافیک بازی Unravel 2 نه تنها در بازی‌های Platformer منحصر بفرد و عالی باشه بلکه میتونه با گرافیک بازی‌های AAA هم مقایسه بشه چون همونطور که اول گفتم بیشتر گرافیک مشابه بازی‌های غیر مستقل رو داره تا یک بازی پازل پلتفرمر و این عالیه.دلیل اصلی این امر وجود کمپانی ثروتمند EA پشت ساخت این بازی بوده وگرنه Coldwood به راحتی نمیتونست همچین گرافیک بصری رو خلق کنه.از دید مشکلات فنی هم بخوایم به بازی نگاه کنیم، این گیم هرگز شمارو ناامید نمیکنه.نه افت فریمی در تک تک محیط‌های این گرافیک زیبا دیده میشه و نه باگ غیر منتظره‌ای در جریان بازی کردن رو به روتون سبز میشه و بازی Unravel 2 در این زمینه هیچ ایرادی بهش وارد نیست.در نتیجه گرافیک بازی Unravel 2 چه از لحاظ بصری و چه از دید فنی درست مثل نسخه قبل در بالاترین سطح ممکن قرار داره و هیچ اشکالی بهش وارد نیست.


گیم‌پلی » بزرگترین تغییری که Unravel 2 نسبت به نسخه قبلی خودش متحمل شد تبدیل یک تجربه تک نفره به یک بخش داستانی دو نفرست.هرچند شما می‌تونید این بازی رو تنهایی انجام بدید و کنترل هردو یارنی رو خودتون به دست بگیرید اما بازی برای تجربه Coop و دو نفره با دوستتون ساخته شده.یعنی وقتی به ارزش واقعی گیم‌پلی و سرگرم کنندگی بازی پی می‌برید که با رفیق یا فامیلتون بازی رو تجربه کنید.ضمن اینکه امکان شخصی سازی یارنی هاتون هم تا حدود زیادی وجود داره.مثلا میتونید شکل سرشون رو بین 1 تا 5 حالت انتخاب کنید و یا رنگشون رو بین 5 یا 6 رنگ عوض کنید.بعد شخصی سازی یارنی خودتون از منو بازی حالا وارد بخش اصلی بازی یعنی بازی کردن می شید! بازی در ابتدا رابط کاربری خودش رو به ساده ترین شکل ممکن به نمایش میذاره.به طور کلی بازی هم حالت هیجانی داره و هم حالت معمایی که بیشتر هیجانی دنبال میشه تا حل معما.خیلی از المان های بازی از نسخه قبلی به این نسخه منتقل شده اما نوآوری هایی هم داشته.بخش اصلی حالت هیجانی گیم به تاب خوردن، بالا و پایین پریدن با آوزیون شدن خلاصه میشه.این ویژگی‌ها به روونی و خوش ساختی هرچه تمام تر طراحی شدن و قشنگ گاهی اوقات بخصوص وقتی که در جنگل آتیش گرفته از دست شعله آتیش فرار می‌کنید لذت و سرگرمی کامل رو بهتون منتقل میکنند.وقتی به بخش معمایی بازی میر‌سید داستان عوض میشه.ببینید وقتی میگیم بازی دو نفره یا Co-op یعنی انتظار داریم در تک تک لحظات بازی از دو گیمر اسفاده بشه.نه تنها در بخش هیجانی بازی اصلا و ابدا نیازی به دو گیمر نیست و میتونید با یارنی مقابلتون قاطی بشید بلکه در بخش حل معماها هم بعضا احتیاجی به دو نفره بازی کردن نیست.علاوه بر اون بخش اعظم چالش‌های معمایی بازی به راحتی قابل حل هستن و نیاز به فکر زیاد ندارن.به بیانی دیگه بخش زیادی از چالش های بازی در واقع چالش برانگیز نیستن و در نتیجه موجب میشه گاهی اوقات لذت کمتری از بازی ببرید.درست همونطور که گفتم بخشی زیادی از چالش ها چالش برانگیز نیستن اما بخش دیگری از این چالش‌ها به قدر کافی سخت و پیچیده هستن که لذت کافی رو از حل کردنشون ببرید.نکته جالب اینجاست به دلیل گیم‌پلی حوش ساخت بازی حتی اگه یک معمای ساده هم جلوتون باشه حل کردنش به اندازه کافی لذت بخش هست.اما برگردیم سر پله اول.هموطنور که گفتم بازی برخلاف اینکه دو بازیکن رو به بازی کردن حتمی مجاب کنه خیلی از معماها رو طوری طراحی کرده که اصلا نیازی نیست دو گیمر بازی کنند، این امر در تجربه تک نفره آسیبی به گیم نمیزنه اما وقتی با دوستتون بازی می‌کنید یا شما از بازی خسته می‌شید یا دوستتون از بازی در نهایت یکی از شما بازی براش کسل کننده میشه.در خیلی از معماها میتونید خودتون حلش کنید و بعد از حل کردن چالش فقط دوستتون رو بالا بکشید! از حرفم بد برداشت نکنید میتونید دو نفره هم اینکار رو انجام بدید و الزامی به مخلوط شدن نیست اما بحث من اینجاست که چرا سازنده ها بازی رو طوری طراحی نکردن که گیمر در کوچیک ترین لحظه هم بیکار نباشه و دائما در حال بازی کردن باشه؟ این سوالیه که من از Coldwood دارم...از لحاظ تنوع هم معماها در وضعیت خوبی قرار دارن؛ هرچند ساده یا سخت اما هیچوقت معما با اشیا مشابه ای رو نمی‌بینید و دائما این تازگی از ابتدا تا انتهای بازی در جریان بازی وجود خواهد داشت.گاهی اوقات باید وسایل و موانع رو از سد راه بردارید، گاهی باید دشمن‌های اون خواهر و برادر که راجبشون در نقد داستان حرف زدم از سر راهشون کنار بزنید و گاهی اوقات هم باید با وصل کردن یک سر طناب به سر دیگش بخش اعظمی از معما رو پیش ببرید.




موسیقی و صداگذاریـ » شاید موسیقی بازی Unravel 2 در تاریخ موسیقی بازی های ایندی و پلتفرمر در بالاترین رتبه باشه! موسیقی آرامش بخش Unravel در محیط های مختلف تغییر میکنه و مطابق با حس و حال فعلی گیم‌پلی بازی هست.توصیه میکنم موسیقی پس زمینه رو زیاد بلند نکنید و از نورمال یا کمی کمتر ببرید تا آرامش حقیقی رو با Unravel 2 حس کنید.هر موقع احساس کردید اعصاب هیچ کس رو ندارید و یا به افسردگی شدیدی دچار شدید بجای نشستن پای فورتنایت یا مولتی پلیر چند ساعت Unravel 2 بازی کنید.هر وقت حس کردید از زندگی ناامید شدید Unravel 2 بازی کنید.تاثیرپذیری این بازی رو انسان نه از داستانشه و نه از گیم‌پلی و گرافیکش.این تاثیرگذاری با کمک ساز موسیقی انجام میشه.به خصوص در چپتر پایانی بازی جایی که صدای شر شر آب یا موسیقی بازی تلفیق میشه به اوج لذت و رضایت مندی از این بازی می‌رسید.صداگذاری روی کاراکتر ها از اونجا که بازی نو دیالوگ هست قطعا وجود نداره اما صداگذاری رو تغییر و تحولات فیزیکی اعم از راه رفتن و جهش و...به خوبی انجام شده.

به طور کلی بازی Unravel 2 یک تجربه لذت بخش در نسل هشتم هست که از بهترین بازی‌های پلتفرمر سال 2018 و نسل فعلی به حساب میاد.هرچند ایرادات ریز و درشتی کماکان در بازی دیده میشه اما تجربه این بازی با وجود اینکه یک گیم فیک ایندی به حساب میاد اما به همه ایندی بازها پیشنهاد میشه...

استفاده درست از ویژگی نو دیالوگ

گرافیک بصری بینظیر

گرافیک فنی بی نقض

حل کردن معماها در همه حال لذت بخش است

موسیقی های متن زیبا

رابط کاربری ساده

پایان بندی ضعیف داستان بازی

اکثر معماها به سادگی حل می‌شوند

استفاده نه چندان درست از قابلیت کوآپ بازی