TOP 10 | ترسناک‌ترین بازی‌های تاریخ صنعت گیم

TOP 10 | ترسناک‌ترین بازی‌های تاریخ صنعت گیم

مقالات و آموزش
امروز با یک قسمت دیگه از سری مقاله های تاپ تن در خدمت شما هستیم.اینبار سعی میکنم حس ترس رو به معنای واقعی کلمه درونتون شعله ور کنم.میخوام با خاطرات ریز و درشتتون که داخل مغزتون از بازی‌هایی که به شدت باعث سکته شما شدن بازی کنم و میخوام شمارو به گذشته دور و نزدیکی ببرم که کابوس شب های مارو تشکیل دادن.در این مقاله به 10 تا از ترسناک ترین بازی‌های تاریخ ویدیو گیم میپردازم.با GM همراه باشید. 

10 - Resident Evil 7 

شاید از نظرتون این نسخه و این بازی از سری مجموعه Resident Evil باید در جایگاه بالاتری قرار بگیره و مطمئنم که خیلی از شماها با بازی کردن این اثر مو به تنتون سیخ شد.اما بهرحال من ترجیح میدم این بازی رو در لیستم قرار بدم اما نه در بالای لیستم! این بازی توسط کپکام و با طراحی وحشتناک خانواده بیکرها بعلاوه گرافیک خوب، تغییر زاویه دوربین به اول شخص و حتی عوض کردن و بازگردوندن مسیر سری RE از سبک اکشن به سبک ترسناک همه عواملی که باعث میشه از بازی بترسید.شاید از جک نترسید و شاید از مارگارت هم نترسید (البته بعید میدونم) اما امکان نداره از عامل و دردسر اصلی این بازی نترسید.منظور من Eveline هست.زنی که بخاطر انجام ازمایشات بیولوژیکی روی اندامش به قدرت های فراطبیعی دست پیدا میکنه و علاوه بر اینکه هدف حاصی رو دنبال میکنه سعی میکنه شمارو تا سرحد مرگ بترسونه.شخصیت Eveline زیاد در بازی دیده نمیشه. میاد، شمارو تا سرحد مرگ میترسونه و بعد میره! یاد وقتی که تو خانه ماگارت وارد اتاق Eveline میشید بیفتید! مطمئنم همین الان ترسیدید...



9 - Slender : the Eight Pages

ماموریت شما در این بازی در نام بازی خلاصه شده.هشت صفحه! شما ماموریت دارید که در نقشه وحشتناک و مخوف بازی بدنبال هشت صفحه مهم بگردید و بازی رو ادامه بدید.اما بزارید اول با معرفی شخصیت Slender کار خودم رو شروع کنم.احتمالا اولین تجربه شما از یک بازی از این شخصیت روی پلتفرم گوشی موبایل بود...من اولین بار توسط گوشی با Slender اشنا شدم.شاید اونموقع حتی نمیدونستم دارم یک بازی ترسناک بازی میکنم درحالی که حتی سبکش رو هم نمیدونستم، دلیل منطقی هم داشت چون بچه بودم.اما تک تک لحظاتی که توی اون بازی کابوس وار گذروندم به یاد دارم.شما داخل یک جنگل میشید، یک محیط ترسناک، یک موسیقی گنگ و یک Slender.یک فرد قاتل سیاه پوست.کسی نمیدونه چجوری به وجود اومده، هدفش چیه و چرا میخواد شمارو پیدا کنه.اما شما یک نشونه ازش دارید.وقتی بهش نزدیک می‌شید یا حتی بدتر وقتی اون داره به شما نزدیک میشه صفحه حالت پارازیتی میگیره.وای به روزگارتون که اگه پیداتون کنه.نه به شما حمله میکنه و نه شما میتونید بهش حمله کنید.با خیره شدن بهش در زمان حداقل 1 یا 2 ثانیه میمیرید! بله Slender با دیدن شما شمارو میکشه...وقتی شمارو میبینه، اهنگی که نواخته میشه و زاویه دوربین که تغییر میکنه دعا کنید کسی در حوالی سعی نکنه که اذیتتون کنه یا حتی صدای اتفاقی در اتاقتون به وجود بیاد.سرنوشت شما چیزی جز سکته نخواهد بود! این بازی هرچند کوتاه و جمع و جوره اما برای ترسوندن شما و حتی ترسوندن کسایی که از هیچ بازی نمیترسن به خوبی هرچه تمام تر عمل میکنه...



8 - Resident Evil 2 Remake

بازی که همین چند وقت پیش منتشر شد و نقدش رو خوندید.کپکامی که بعد از مدت‌ها به ما نشون داد بدون شنیجی میکامی هم میشه یک رزیدنت ایول تمام عیار ساخت.میشه یک بازی با محوریت زامبی ساخت که واقعا بشه ازش ترسید.نزدیک به یک یا دو قرن از خلق ایده زامبی میگذره و تصورش هم سخته که بعد از اینهمه فیلم و سریال و بازی و کمیک راجب زامبی ها کسی دیگه از این موجودات تخیلی و مخوف بترسه.برای همین هم هست که شرکت ها به دنبال ساخت بازی درخصوص جن و موجودات عجیب و غریب هستن نه زامبی ها.اما Capcom ریسک این رو پذیرفت.زامبی هارو برگردوند و دوربین سوم شخص هم همینطور.بازی ساخت که تا سال‌ها رو دستش نمیاد.بازی که به جرأت من رو بیشتر از RE7 ترسوند.اما فقط زامبی ها نیستن که شمارو سکته میدن.در این بازی با شنیدن صدای پا و خزیدن لیکرها امکان نداره از ترس رنگتون نپره.و امکان نداره با شنیدن زوزه سگ های زامبی مو به تنتون سیخ نشه.حتی با شنیدن صدای پای تایرنت ایکس امکان نداره از ترس و دلهره کنترل بازی از دستتون خارج نشه.کپکام بعد مدت ها بازی ساخت که با کمک فضاسازی، طراحی محیط و صد البته صداگذاریش میتونه به معنی واقعی کلمه شمارو بترسونه.یکی از دلایلش هم طراحی فوق العاده ترسناک تمامی موجودات عجیب و غریب این بازی هست.از زامبی بگیر تا مستر ایکس.همه در ترسوندن شما کارشون رو خوب بلدن...بازی Resident Evil 2 یک بازی فوق‌العاده ترسناک بود و حالا بعد از گذشت 20 سال نسخه ریمیک این بازی هم تمامی موفقیت های نسخه اولیه بازی رو حتی به طرزی بهتر تکرار میکنه...



7 - SOMA

بازی دیگری از شرکت Frictional games که یکی از ترسناک ترین بازی‌های تاریخ یعنی ‌Amnesia : The Dark Descent رو ساخت.شاید بازی SOMA در خیلی از زمینه ها از گیم‌‌پلی گرفته تا گرافیک خیلی شبیه به برادرش یعنی Amnesia باشه اما داستان و فضاسازی بعلاوه صداگذاری یک بازی میتونه واقعا یک بازی رو به یک اثر ترسناک تبدیل کنه.اینبار SOMA سعی میکنه یک تجربه متفاوت رو برای گیمر به وجود بیاره.خبری از اجنه مجنه یا هیولاهای بیولوژیکی نیست.خبری از سفر به اینده در فضا نیست.بازی در فضایی متفاوت در اعماق دریا جریان داره.سازندگان سعی کردند نه تنها تا حدودی با فضاسازی گیمر رو بترسونند بلکه تلاش کردن در این حین با عواطف و احساسات گیمر هم بازی کنند.انتخاب های شما تو جریان بازی تاثیرات انکار ناپذیری داره.در دنیایی به گشت و گذار می‌پردازید که ربات ها بیشتر موجودات رو تشکیل میدن.ربات هایی که به خوب و بد تا بی احساس و با احساس تقسیم میشن.در حین بازی درحالی که فکر میکنید ربات ها هیچ احساس و عاطفه ای ندارن با صحنه ای شاهکار و کارگردانی شده روبرو می‌شید تا با خودتون بگید وای خدای من این بازی چقدر خوب ساخته شده...قطعا SOMA ممکنه تا سر حد مرگ شمارو نترسونه اما به اندازه کافی مغزتون درگیر بازی میشه که از کوچیک ترین چیزها هم درون بازی بترسید...



6 - Outlast

کلا فرقی نداره چه اولین نسخه Outlast و چه دومین نسخه این بازی انقدر ترسناک بودن که کمتر گیمری حتی جرئت خرید این بازی رو به خودش بده.نسخه اول شروع کننده کابوسی بود که در نسخه دوم ادامه پیدا کرد.وقتی وارد تیمارستانی می‌شید که خبر انجام ازمایشات ترسناک بر روی بیمارانش به بیرون درز کرده می‌شید از همون اول میدونید که قراره با چه کابوس پایان ناپذیری روبرو بشید.و اوضاع اونجایی ترسناک و باورنکردنی میشه که شما از ابتدا تا انتها بازی هیچ سلاح و وسیله دفاعی ندارید که از خودتون در برابر دشمنان دفاع کنید.یک دوربین با قابلیت دید در شب تنها دار و ندارتون در دنیای روانی هاست...روانی هایی که زخمی شدن و تا کس دیگه ای رو زخمی نکنند بیخیال نمیشن...بازی Outlast عامل های زیادی برای ترسوندن شما داره؛ از جامپ اسکیرهایی که رنگتون رو تا دو روز سفید میکنند بگیرید تا موجودت ترسناکی که شب و روز دنبالتونند و تا نکشنتون بیخییال نمیشن و همینطور روانی هایی که بیست و چهار ساعته با چاقو و تیزی در سراسر تیمارستان پرسه میزنند و ممکنه باهاتون کاری نداشته باشن و ممکنه هم بهتون حمله کنند.و بدتر از همه اینها ممکنه وقتی خیلی اروم از کنارتون رد شدن و برگردید ببینید دارن با سرعت به طرفتون میدوئن.اینجاست که دوپا دارید و دوپا هم قرض می‌گیرید و به سرعت فرار می‌کنید...



5 - Dead Space

از اون بازی‌ها که تو تاریخ دیگه تکرار نمیشن.بازی شوتر سوم شخصی که خیلی شبیه رزیدنت ایول هست اما در خیلی از زمینه ها نشون میده که بهتر هم میتونه ظاهر شه.بازی در فضا جریان داره و خودتون هم میدونید چقدر هیولاهای متنوع و مختلف تو بازی وجود داره که نه تنها رنگ از سر و صورتتون میپرونن بلکه موجب میشن بازی به مراتب براتون سخت تر و سخت تر بشه تا جایی که نه تنها از بازی بترسید بلکه اشتیاق زیادی برای کشتن دشمن ها هم پیدا کنید و دیگه میدونید چه لذتی در این وجود داره.فضای بازی Dead Space انقدر ترسناکه که با خودتون می‌گید عجب اشتباهی کردم این بازی رو خریدم اما گرافیک و داستان بازی اونقدر خوبه و اونقدر خوش ساخته که نمیزاره بیخیال بازی بشید و این یعنی با پای خودتون مستقیم به جهنم میرید و خودتون نمیخواید که ازش بیرون بیاید.نه تنها این نسخه بلکه همه نسخه های Dead Space شاهکار بودن نه تنها در زمینه شوتینگ و گرافیکی بلکه در همه زمینه ها اعم از ترس بازی حرف اول رو در زمان خودشون میزدن...



4 - Outlast 2 

بازی های ترسناک میان و میرن...بعضی از بازی‌ها شمارو میترسونن بعضی ها شمارو تا مرز سکته پیش میبرن و بعضی ها اصلا تفاوتی در شما ایجاد نمیکنند انقدر که مرخرف هستن.اما بازی Outlast 2 نه تنها در حین بازی برای شما تبدیل به یک کابوس تموم نشدنی میشه بلکه روز و شب، افکار و احساسات و حتی اعصاب شمارو هم در زمان هایی که بازی رو حتی تجربه نمی‌کنید بهم میریزه.موجب میشه افسردگی شدیدی بگیرید.موجب میشه لب به غذا نزنید و تا مدت ها توی اتاق تاریک نرید.بازی Outlast 2 چنین بازی هست.در این بازی سازندگان از هر روشی که فکرش رو بکنید، از هر راهی که اونا میتونستن‌‌، تلاش کردن شمارو تا سر حد مرگ بترسونن.تمامی المان های Outlast رو برداشتن، ده برابر ترسناک ترش کردن و در بازی بنام Outlast 2 پیاده کردن.پیشنهاد میکنم اگه از سبک بقا و ترس خیلی میترسید که کلا این بازی رو از لیستتون خارج کنید، اما اگه اونقدر شجاع هستید که می‌تونید صدای جیغ های جن ها، جامپ اسکیرهای سکته اور  و موسیقی دیوانه کننده Outlast 2 رو تحمل کنید؛ به هیچ وجه این بازی که با روح و روانتون بازی میکنه رو از دست ندید.



3 - Visage 

بازی که ادامه دهنده عنوان کنسل شده P.T بود تونست بیشترین تاثیر رو روی من در این لیست بزاره.شاید با یک جمله خیالتون رو از ترسناک بودن این بازی راحت کنم.در 70 درصد صحنه های بازی هیچ چراغی روشن نیست در تاریکی مطلق قدم میزنید خونه ای مرموز با صداهای عجیب و غریب که دائما به گوش میرسن.اما حالا چجوری قراره راهتون رو ادامه بدید؟ کاری نداره شما باید یک دوربین فلش دار بردارید و هر وقت که خواستید فلش بزنید.بله در جای تاریک قدم بردارید و عکاسی کنید...در یک صحنه هیچ چیزی رو نمی‌بینید و در صحنه دیگه با عکس گرفتن تا یک صدم ثانیه جلوتون رو مشاهده میکنید.بله بازی Visage انقدر ترسناکه! تقاوت Visage با بازی‌های outlast بنظر من در یک چیزه.من بعد از سورپرایزهای Outlast که سکته اور بودن میتونستم بازی رو ادامه بدم اما چرا دروغ بگم جامپ اسکیرهای Visage انقدر ناگهانی بودن که من بعد از دو روز غذا از گلوم پایین نمیرفت و نتونستم بازی رو تموم کنم...نتونستم...




2 - Amnesia : The Dark Descent

هر سبک بازی در تاریخ ویدیو گیم الگویی برای خودش داره و همیشه بازی‌هایی هستن که جلوه گر یک سبک جدید و الگوی جدید برای تمامی سازندگان باشن.مثلا به The witcher 3 و Red Dead Redemption 2 نگاهی کنید‌.این بازی‌ها تعاریف جدیدی از بازی‌های جهان باز ارائه دادن.شاید از دید شما بازی‌های Silent Hill یا Resident Evil پدر سبک ترس در تاریخ باشن اما بنظرم جهت دهنده و سرآغاز حس ترس واقعی، تکرار میکنم ترس واقعی میتونه سری Amnesia باشه.بازی که عجیب ترین موجودات فراطبیعی رو پیش پاتون میذاشت، عجیب ترین جامپ اسکیرهارو براتون اماده کرده بود و حتی داستان عجیبی هم برای خودش تعریف کرده بود.داستانی که بزرگترین نقطه قوت این بازی بود.از خواب بیدار می‌شید و می‌بینید داخل قلعه ای عجیب گیر افتادید.راز عجیبی که پشت همه این ماجراهاست و موجب فراموشی شما شده.تنها راه پیدا کردن جواب جستجو و سعی بر فرار از قلعه هست.فراری که به هیچ وجه آسون نیست.یکی از ویژگی‌های باورنکردنی گیم‌پلی که واقعا منو اون زمان جذب خودش کرد حالت استرس و روحیه کرکتر اصلی بود.وقتی بیش از حد به هیولایی خیره بشید، بیش از حد اروم بازی کنید یا انواع اقسام کارها که در دنیای واقعی میتونه موجب استرستون بشه رو در بازی انجام بدید سطح استرس و روحیه شخصیتتون پایین میاد؛ در این حد واقع گرایانه و طبیعی.از ترس بازی نمیتونم توضیح زیادی بدم چون بیان حس ترس در این بازی در کلمات میسر نیست و باید حتما این بازی رو تجربه کنید تا بفهمید ترسناک ترین بازی که تاحالا ساخته شده متعلق به چه گیمی هست...



1- ‌P.T

شاید یک بار هم که شده باید برای اسرار و رمز و رازهایی که پشت این بازی بود مقاله‌ای بنویسم.این بازی که متاسفانه کنسل هم شد یک نسخه از سری بازی‌های Silent Hill بود که ساختش رو هیدئو کوجیما افسانه ای بر عهده داشت.بازی که پر از رمز و راز هست که از همشون بوی خون بلند میشه.بازی که قطعا اگه به زبان انگلیسی مسلط نباشید نمیتونید باهاش ارتباط برقرار کنید.بازی که حتی تبدیل به یک بازی هم نشد و در نقش همون دمو تا سال‌ها یک بازی رمز الود باقی خواهد ماند.دمو P.T شخصیت شمارو درون یک اتاق و خونه گمرک قرار میده.شما راهتون رو ادامه میدید و روی در و دیوار جمله ها و اسامی ترسناکی میبینید که در ابتدا براتون بی معنی هستن اما با شنیدن این خبر از رادیو انگار تمام ماجراها و جملات براتون معنای خاصی پیدا میکنن : «پدری در خانه ای درون شهر، با تفنگی بزرگ به داخل خانه میرود ابتدا دختر و همسرش را میکشد سپس داخل اتاق شده و نوزادش را به گلوله میبندد.پلیس ها اورا درون ماشینش پیدا کردن درحالی که با تفنگ به سر خود شلیک کرده است» باور کنید یا نکنید همن لحظه که دارم مقاله رو مینویسم و ترس P.T رو به یاد میارم گاهی به پشتم نگاه میکنم و حس ترسی که دوباره درونم رخنه کرده رو با گوشت و خون حس میکنم.صدای گریه نوزادی که همیشه در حین بازی میشنوید باعث میشه تا سر حد مرگ هم نه تا خود مرگ و سکته پیش برید.بعد از اینکه بعد از رفت و امد های فراوان هی خودتون رو در یک جا می‌بینید باورتون نمیشه که قرار نیست این داستان تموم بشه.انگار اون پدر حال خودش رو نداشته.انگار موجودی دیگه داشته کنترلش میکرده، انگار اون هنوز دست از سر این خانواده برنداشته...اون موجود مخوف رو در حین بازی می‌بینید بارها شمارو میکشه اما معلوم نیست چجوری باز به همون پله اول برمیگردید، گویا قرار نیست این کابوس تمومی داشته باشه...روح تمامی اعضای اون خانواده هنوز هم درحال عذاب کشیدنه...گریه های وحشتناک یک نوزاد، جملاتی مانند، "اون دنبالت میاد" باعث میشه شاید، شاید حتی بازی رو هم ادامه ندید و درجا ببندید.اما من دست نکشیدم ادامه دادم و به یک نکته بزرگ رسیدم.اینکه هیدئو کوجیما نمیخواسته فقط یک بازی ترسناک خلق کنه.کوجیما میخواسته با دستای خودش، بدون کپی از کسی یا سبکی معنای واقعی ترس، معنایی که ما تا الان فکر میکردیم واقعی هست رو بهمون نشون بده.ترسی که تا الان در همه بازی‌ها فیک بوده و حالا به معنای واقعی خودش رسیده.نمیدونم باید خدارو شکر کنیم که این بازی کنسل شد یا باید افسوس بخوریم.اما یک چیز کاملا مشخصه، اینکه اگه این بازی منتشر میشد نه تنها ترسناک ترین بازی تاریخ هم میشد معلوم نبود چه تلفات جانی هم ببار بیاره...دمو رو بدون رفیق، بدون استریم و بدون فیلم برداری از خودتون بازی کنید؛ هدست رو داخل گوش هاتون گذاشته، چراغ رو خاموش کرده و فقط گوش بدید...به ندای مرگ گوش بدید...